مشکلات زندگی

وقتتون بخیر
من با همسرم ۵ ساله ازدواج کردم و ازدواجمون عاشقانه بود… تا اینکه اومدم زیر یه سقف
شروع مشکلات و اعصاب خوردکنی
متاسفانه با خانواده همسرم باهم زندگی میکنیم
اونا پایین من بالا
اولین مشکلم عدم حفظ حریم خصوصیه
یعنی هروقت خواستن میان میرن
مهم نیست ک ه تو لباس تنته یا کاری داری
هرچقدرم گفتم انکار نه انگار
درو هم قفل کنم ناراحت میشن
دومین مشکلم جاریمه
هروقت میاد تو زندگیم دعوا میشه
اصلا شوهرم از این‌ور به اون ور
بهم میگه باید واسش غذا درست کنی
درست نکنمم میگه بی عرضه و بی لیاقتی
هرجا برم اونو نبرم منو هم نمیبره
بعد بحث و دعوا و قهر تا ماها
خیلی دیر به دیر میان حس مالکیت داره روشون نمیدونم
خستم
خیلی خستم
بچه هم دارم
دستام میلرزه از اعصاب
به خاطر بچه طلاقم نمیتونم بگیرم
ولی امیدم ندارم
حتی دیگه دوستشم ندارم
چیکار کنم
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
بهم میگه باید واسش غذا درست کنی🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬🤬😡😡😡😡😡😡😡
یعنی چی،،بگو من یک بی عرضه و بی لیاقتم!!!
با این قوم تاتار من باید چی بگم؟؟
دستات که هیچی همه جات به لرزه میوفته،،،همسرتان باید مستقل شود نه با دعوا و جدل،،با او صحبت کنید و بگویید ماندن شما در این خانه چه عواقبی دارد از یک نفر سوم کمک بگیرید آن هم مشاور تا به همسرتان آگاهی دهد و رضایت او را جلب کند برای مستقل شدن

تجربه های یاری دهنده

هنوز تجربه‌ای ثبت نشده است.

نشخوار ذهنی

سنم بالاست و بچه ندارم و خیلی افسرده و تنبل شدم و با خانواده همسر توی یه ساختمونیم و دست به هر کاری میزنم موفق نمیشم از بعد ازدواج زندگیم متوقف شده انگار،خیلی خیام و عصبی چه کنم ؟

سردرگمی

انتخاب نکردن هدف

انگیزه برای درس خواندن

خسته نباشیدممنون از سایت خوبتون بنده معماری خوندم و سه ساله پشت امتحان نظام مهندسی درجا میزنم.دیگه هیچ انگیزهای برام چقدر رد بشم باز بشینم از اول بخونم به مدرکش نیاز دارم چطور دوباره هدف گذاری کنم؟

لاغری من

سلام خسته نباشید چاق بودم قبلا و حالا که لاغر شدم آدمها بهم میگن دیگه دلنشین نیستی میگن قبلا بهتر بودی . از وقتی لاغر شدم اطرافیانم دیگه با من رابطه خوبی ندارن. دارم افسرده میشم نمیدونم چرا این اتفاق داره می افته