به همسرم شک دارم

وقت بخیر
من و همسرم بعد از دو ماه آشنایی حدود ده روزه عقد کردیم تا شرایط مالیمون اوکی بشه و بتونیم عروسی بگیریم. من از لحظه ی اول عاشق همسرم شدم ایشون بیست و یکسالشه و من سی و دو سال. از روز اول آشنایی به من گفت دلش نمیخواد رابطه جنسی کامل داشته باشیم چون ایشون باکره هستن. بنده قبول کردم و شاید همین دلیلی شد که احساس کنم در چنین روزگاری همچین خانمی کم پیدا میشه. خیلی زود تصمیم به ازدواج با ایشون گرفتم و برام عجیب بود خانواده سختگیری نداشتن و خیلی راحت با شرایط من کنار اومدن. با اینکه عقد کردیم همچنان ایشون از من دوری میکنه و میگه رابطه جنسی بعد از عروسی. بازم بنده با شرایط کنار اومدم اما در طول رفت و امد های خانوادگی متوجه شدم برعکس چیزی که خانوم میگفتن دختر آزادی بودن و سفر میرفتن و حتی دوست پسر های مختلفی داشتن. چند باری هم حرفهای عجیبی از نکات جنسی شنیدم که احساس کردم ایشون تجربه های به خصوصی داشته. داخل اتاقشون پر از جعبه های کادو و گل های خشک شده است که یکبار یواشکی داخل یکی از جعبه ها نامه عاشقانه پیدا شد اما باز زیر بار نرفت. ایشون در موارد خیلی کوچیک هم دروغ میگه و بار ها مچشون رو گرفتم. من تنها مشکلم با دروغ گفتن و فکر میکنم کلاهبرداری احساسی ازم شده. به هیچ عنوان روانشناس نمیاد حرفم میزنم میگه طلاق میگیرم ازت . خانواده این خانوم هم ادمهای مشکوکی هستن مثلا پدرشون هیچوقت خونه نیست و انگار اصلا با اینها زندگی نمیکنه . مادرشون رفتار عجیبی داره و مدام اصرار داره من جهزیه رو تهیه کنم در صورتیکه اگر نمیگفتن خودم همین قصد رو داشتم تا به خانواده ایشون فشار نیاد. من به شرایطی رسیدم که از این خانوم و خانواده اش ترسیدم. به خصوص که سه روز پیش در کیف خانومم گوشی دیگری پیدا شد و ایشون گفتن گوشی مادرمه در صورتیکه من گوشی مادرشون رو دیدم و مدل دیگه ای بود خواهشا راهنماییم کنید
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
من نمیدانم چرا عقد میکنید بعدا به فکر می افتید؟ پس دوران نامزدی برای چیست؟؟
الانم دیر نشده همه چیز را به جان بخرید و با توضیحاتی که دادید این دختر و خانواده اش با شما صادق نبودند،شما هم تفاوت سنی را نادیده گرفتید چرا؟؟؟ این مسأله بی‌نهایت مهم بوده،،به هر حال الان شما با شجاعت تمام برای یک عمر زندگی نه بگویید ،،

تجربه های یاری دهنده

به نظر می‌رسد که در حال حاضر در یک وضعیت بسیار پیچیده و پرتنش قرار داری. این احساسات و نگرانی‌هایی که داری کاملاً قابل درک است. وقتی با فردی که به او عشق ورزیده‌ای، دروغ و عدم صداقت را تجربه می‌کنی، می‌تواند فشار روانی زیادی به تو وارد کند. این احساسات، به ویژه در شرایطی که به تازگی وارد یک رابطه متعهد شده‌اید، می‌تواند به شدت آزاردهنده باشد.

اکنون به نظر می‌رسد که در میانه‌ی یک تضاد عمیق قرار داری: از یک سو، عشق و وابستگی به همسرت و از سوی دیگر، ترس و عدم اعتماد به او و خانواده‌اش. این وضعیت می‌تواند منجر به احساس سردرگمی، خشم و عدم امنیت عاطفی شود. مهم است که به این وضعیت با دقت و آرامش نزدیک شوی تا بتوانی تصمیمات درستی بگیری.

اینکه همسرت به تو دروغ می‌گوید و رفتارهای مشکوکی دارد، نشانه‌ای از عدم صداقت و ممکن است به نوعی کلاهبرداری عاطفی باشد. این احساس که ممکن است از تو سوءاستفاده شود، احساس بسیار ناخوشایندی است و باید جدی گرفته شود. به نظر می‌رسد که در اینجا میان دو احساس متضاد قرار داری: عشق و ترس.

برای مدیریت این وضعیت، پیشنهاد می‌کنم:

1. **گفت‌وگو با همسر**: سعی کن در یک فرصت آرام و مناسب، با همسرت درباره احساساتت صحبت کنی. بدون قضاوت و با صداقت، نگرانی‌هایت را با او در میان بگذار. این کار می‌تواند به شفاف‌سازی وضعیت کمک کند.

2. **مرزگذاری**: اگر همسرت به دروغ گفتن ادامه دهد یا نتواند به نگرانی‌هایت پاسخ دهد، باید مرزهای خود را مشخص کنی. این مرزها می‌تواند شامل تعیین زمان برای بررسی رابطه و احساسات خود باشد.

3. **مشاوره فردی**: اگر همسرت تمایلی به مشاوره ندارد، خودت می‌توانی از یک مشاور یا روانشناس کمک بگیری تا درباره احساسات و نگرانی‌هایت صحبت کنی. این کار می‌تواند به تو کمک کند تا راهکارهای بهتری برای مدیریت این وضعیت پیدا کنی.

4. **جمع‌آوری اطلاعات**: سعی کن اطلاعات بیشتری درباره رفتارهای همسرت و خانواده‌اش جمع‌آوری کنی. این اطلاعات می‌تواند به تو کمک کند تا تصمیمات بهتری بگیری.

5. **توجه به احساسات خود**: به احساسات و نیازهای خود توجه کن. اگر احساس می‌کنی که این رابطه برای تو مضر است، باید به خودت احترام بگذاری و به سلامت روانی‌ات اهمیت بدهی.

در نهایت، به یاد داشته باش که هیچ‌کس نمی‌تواند احساسات تو را نادیده بگیرد. اگر به این نتیجه رسیدی که این رابطه به تو آسیب می‌زند، شاید زمان آن رسیده باشد که به فکر آینده‌ات باشی و تصمیمات مناسبی بگیری. امیدوارم بتوانی راهی مناسب پیدا کنی و به آرامش برگردی. 🌼