زندگیم بعد از جنگ از هم پاشید

قبل جنگ من انلاین شاپ داشتم . فروشم خیلی خیلی خوب بود. من از هجده سالگی کار کردم و رو پای خودم بودم خانواده ام هیچوقت هیچ حمایت مالی از من نکردن . ما چهار تا بچه ایم سه تا پسر و من که آخرین بچه ام. دو تا از برادر هام ازدواج کردن و اصلا سالی یکبارم به خاطر خانواده بدمون سر نمیزنن. برادر م که تو خونه بود هم انگار من براش وجود نداشتم یک علاف بیکار‌. مادرم جونش در میرفت برای پسراش و فقط سر اونها با بابام میجنگید وگرنه بحث من که می اومد وسط انگار نه انگار‌. وقتی انلاین شاپ رو زدم کم کم اینقدر کارم رونق گرفت که تونستم یک واحد کوچیک بگیرم برای اینکه مشتری ها حضوری بیان و شبیه خونه ام هم شد‌. دیگه کمتر خونه میرفتم و مستقل شدم‌. تونستم ماشین بخرم و حتی یک جاهایی من به مادرم پول میدادم. جنگ دوازده روزه اولین ضربه به کار من بود اما باز خودمو سرپا کردم اما بعد از جنگ اخیر دیگه بدهی بالا اومد. ماشینم رو فروختم و اجاره واحد هم به حدی سنگین شد که پسش دادم. دوباره برگشتم خانه پدر و مادرم و به شدت ازارم میدن. بهم سرکوفت میزنن انگار مقصر این شرایط منم . پدرم مسخره ام میکنه که از تو گوشی بهت گفتم کار درنمیاد برو درس بخون آدم شو. برادرم فهمیده من مقداری تو حسابم پول دارم برای صاف کردن بدهی ها و به زور میخواد پولامو ازم بگیره حای فهمیدم بخشی از جنس هامو موقع جا به جایی از اون خونه به خونه مادرم که با ماشین میاوردیم ازم برداشته. خیلی تحت فشارم واقعا دیگه زندگی برام بی معنی شده. دیگه نمیتونم آدم قوی قبل باشم. خستم…
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
درود فراوان خدمت شما دوست توانمند،،،یه پادری یه پایه دیگه هم قرض کن الفرار،،،یک جا مشغول کار شوید،هر کاری می‌تواند باشد از کامپیوتر گرفته تا فروشندگی،برای خودتون یک اتاق هم که شده اجاره کنید،همیشه شرایط یک جور باقی نخواهد ماند و من مطمئنم شما دوباره رونق خواهید گرفت،باآنکه شما را ندیدم شما را موفق و توانا دریافتم دوباره شروع کنید و فراموش نکنید جنگ برای همه شرایط خوبی نداشته

تجربه های یاری دهنده

تجربه‌ای که تو توصیف کردی، واقعاً دردناک و سخت است. جنگ و از دست دادن ثبات مالی و اجتماعی، به شدت می‌تواند فشار روانی و احساسی زیادی به آدم وارد کند. تو سال‌ها برای مستقل بودن و ساختن زندگی‌ات تلاش کردی و حالا با این مشکلات مواجه شدی، طبیعی‌ست که احساس خستگی و ناامیدی کنی. 😔

الان در یک وضعیت پیچیده قرار داری. از یک سو تو به خاطر شرایط جدید به خانواده‌ات برگشتی و از سوی دیگر، به نظر می‌رسد حمایت عاطفی و مالی که انتظار داشتی را دریافت نمی‌کنی. این وضعیت می‌تواند حس تنهایی و ناامیدی را در تو افزایش دهد. همچنین، فشارهای مالی و تنش‌های خانوادگی می‌توانند به احساس بی‌ارزشی و ناامیدی دامن بزنند.

به نظر می‌رسد که در حال حاضر بین احساسات مختلفی از جمله خشم، ناامیدی و نیاز به حمایت هستی. تو در یک دوره گذار قرار داری؛ از یک سو می‌خواهی مستقل باشی و از سوی دیگر تحت فشار خانواده و شرایط قرار داری. این دوگانگی می‌تواند باعث سردرگمی و احساس عدم کنترل در زندگی‌ات شود.

برای اینکه بتوانی از این وضعیت خارج شوی، پیشنهاد می‌کنم به این نکات توجه کنی:

1. **شناسایی احساسات**: سعی کن احساساتت را شناسایی کنی و بنویسی. چه احساسی داری؟ خشم، ناامیدی، ترس؟ این کار به تو کمک می‌کند تا احساساتت را بهتر درک کنی و با آن‌ها کنار بیایی.

2. **مرزگذاری**: اگر ممکن است، سعی کن مرزهایی برای ارتباط با خانواده‌ات تعیین کنی. این مرزها می‌توانند به تو کمک کنند تا کمتر تحت فشار قرار بگیری و احساس امنیت بیشتری داشته باشی.

3. **برنامه‌ریزی مالی**: به‌دنبال راه‌هایی برای مدیریت بدهی‌هایت باش. ممکن است بتوانی با یک مشاور مالی صحبت کنی یا برنامه‌ای برای بازپرداخت بدهی‌هایت بریزی.

4. **حمایت عاطفی**: اگر امکانش را داری، به دنبال گروه‌های حمایتی یا مشاوره برو. صحبت کردن با افرادی که شرایط مشابهی را تجربه کرده‌اند می‌تواند به تو احساس بهتری بدهد.

5. **تمرینات آرامش‌بخش**: تمرینات تنفسی، مدیتیشن یا یوگا می‌توانند به کاهش استرس و افزایش آرامش کمک کنند. این کارها به تو کمک می‌کند تا ذهن و بدن خود را آرام کنی.

در نهایت، به یاد داشته باش که این شرایط موقتی است و با تلاش و حمایت می‌توانی از این بحران عبور کنی. تو قوی هستی و می‌توانی دوباره به سمت اهداف و آرزوهایت حرکت کنی. امیدوارم روزهای بهتری در انتظارت باشد. 🌈

نشخوار ذهنی

سنم بالاست و بچه ندارم و خیلی افسرده و تنبل شدم و با خانواده همسر توی یه ساختمونیم و دست به هر کاری میزنم موفق نمیشم از بعد ازدواج زندگیم متوقف شده انگار،خیلی خیام و عصبی چه کنم ؟

سردرگمی

انتخاب نکردن هدف

انگیزه برای درس خواندن

خسته نباشیدممنون از سایت خوبتون بنده معماری خوندم و سه ساله پشت امتحان نظام مهندسی درجا میزنم.دیگه هیچ انگیزهای برام چقدر رد بشم باز بشینم از اول بخونم به مدرکش نیاز دارم چطور دوباره هدف گذاری کنم؟

لاغری من

سلام خسته نباشید چاق بودم قبلا و حالا که لاغر شدم آدمها بهم میگن دیگه دلنشین نیستی میگن قبلا بهتر بودی . از وقتی لاغر شدم اطرافیانم دیگه با من رابطه خوبی ندارن. دارم افسرده میشم نمیدونم چرا این اتفاق داره می افته