قهر ۱۷ روزه

شوهرم رفته ساعت ۱۲ شب برگشته خونه و هیچ اطلاعی هم بهم نداده بود منم چون قبلا هی پیگیر میشدم کجایی ایندفعه نپرسیدم و رفتم خوابیدم اونم ۱۲ شب برگشته و جاخوابشو جدا کرده و ۱۷ روزه که قهریم از سر لجبازی و غرور مزخرفش حرفی هم نمیزنه منم کاری بهش ندارم اما کلافه شدم نمیدونم باهاش چیکار کنم اگه سراغش نرم اینقدر لجبازه که تا آخر عمرشم ادامه میده اگرم برم خب میشه منت کشی و بد عادت میشه
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
نرفتن بهتر از رفتن است،فراموش نکنید این رفتار به این معناست که شما چیزی ازش نپرسید دست پیش گرفته،،گفتگویی را با همسرتان آغاز کنید و نگذارید این قهر و دعوا ادامه پیدا کند به او بگویید که رفتارش اشتباه است و قهر چاره کار نیست،سعی کنید این گفتگو رو داشته باشید این به منزله منت کشی نیست

الان دقیقاً وسطِ یک «جنگِ سکوت» گیر افتادی؛ نه دعوای آشکار دارید، نه آشتی، اما تنش از داخل دارد فرسوده‌ات می‌کند. چیزی که خسته‌ات کرده فقط خودِ قهر نیست، بلکه این حس است که اگر تو جلو بروی، انگار کوتاه آمده‌ای؛ اگر هم نروی، ممکن است رابطه همین‌طور یخ بزند. این وضعیت هم فشار روانی دارد، هم خطرش این است که کم‌کم قهر تبدیل به سبک ثابت ارتباطی‌تان شود.

مسئله اصلی، احتمالاً خودِ آن شب نیست؛ بیشتر یک چرخه‌ی «رنجش → سکوت → لجبازی → فاصله» است. تو از بی‌خبر ماندن ناراحت شدی، او به‌جای توضیح و جبران، عقب کشیده و با جدا کردن جاخواب، پیامِ تنبیه یا اعتراض داده. بعد تو هم برای حفظ عزت‌نفست عقب نشستی. این‌جا نه فقط بین «حق و ناحق»، بلکه بین «رنجش و مرزبندی» گیر افتاده‌ای.

نکته مهم این است: اینکه او ۱۲ شب برگشته و خبر نداده، یک واقعیت است؛ اما اینکه «اگر من حرف بزنم بد عادت می‌شود» یک نگرانی است، نه واقعیت قطعی. همین‌طور اینکه «اگر نروم تا آخر عمر ادامه می‌دهد» هم بیشتر ترس توست تا پیش‌بینی قطعی. الان هر دوی شما احتمالاً دارید با غرور از آسیب‌پذیری فرار می‌کنید.

به‌جای دو سرِ افراط، این مسیر را امتحان کن:
1) اول هدف را روشن کن: نه بردن دعوا، نه منت کشیدن؛ فقط شکستن سکوت و مشخص‌کردن مرز.
2) یک جمله کوتاه و بدون سرزنش بگو:
«من از بی‌خبر موندن ناراحت شدم، ولی این قهر ۱۷ روزه داره ما رو بیشتر از اصل موضوع دور می‌کنه. دوست دارم آروم درباره همون شب و این فاصله حرف بزنیم.»
3) وارد بحثِ اثباتِ حق نشو؛ فقط روی «اثر رفتار» حرف بزن، نه شخصیت او.
4) اگر باز سکوت کرد، تو یک‌بار دعوت به گفت‌وگو را انجام داده‌ای؛ بعدش دیگر دنبال‌کردنِ مداوم نکن، چون تعقیبِ پشت‌سرهم فقط چرخه را طولانی‌تر می‌کند.
5) اگر این الگو تکرار می‌شود، مسئله فقط این دعوا نیست؛ نیاز به مرزبندی روشن درباره احترام، اطلاع‌دادن، و شیوه‌ی حل اختلاف دارید.

جمع‌بندی: الان لازم نیست بین «غرور» و «منت کشیدن» یکی را انتخاب کنی. راه سالم‌تر این است که با احترام، کوتاه و روشن، درِ گفت‌وگو را باز کنی؛ نه برای باختن، برای خارج‌کردن رابطه از سکوتی که دارد هر دو طرف را فرسوده می‌کند.

پرسش و پاسخ‌های مشابه

شاید برخی شباهت ها در این پرسش ها به شما یاری برساند

اعتیاد همسرم افسرده کرده منو

یکسال ودوماهه ازدواج کردم شوهرم اعتیاد داره دست بزن داره شکاک وبددله.خودشیفته هست واقعا نمی‌دونم چکار کنم

زناشویی

راستش من همسرم شبا که میخوابم ساعت۴ صبح میاد برای رابطه و اذیت ام میکنه داد میزنه دهنتو ببند.. خوب من بدنم در حالت استراحت هستش وحساس میکنم انگار یک نوع تجاوز هست چون زن شوهر ها اینجوری باهم نیستن به نظرتون چرا اینجوریه

همسر

سلام. وقت بخیر. همسر من خیلی تحت تلثیر خانوادش هست. به طوری که تا اونها رو میبینه به من بی اعتنایی میکنه و منو و بچه ها رو یادش میره

خیانت

شوهرم برای چندمین بار باهمون خانمی ک قبلا بوده بهم خیانت کرده الان داداشم تومور داره خانوادم درگیر اونن نمیدونم چیکارکنم فعلا اومدم خونه بابام بدجور شکستم

دانستنی های مرتبط

افزایش میزان داتایی علمی در خصوص این پرسش