اجازه نمیده

شوهرم اجازه نمیده بیرون برم مثلا هفته ای یبار اجازه دارم برم خونه مامانم چیکار کنم فقط به بهونه نون میرم یبار نونوایی و میام
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
دلیلش باید مشخص شود ا او گفتگوی دوستانه‌ای داشته باشید علت اجازه ندادن او چیست آیا امنیت؟نوع فرهنگ و تربیت؟
از او درخواست کنید که با نظارت خودش شما را در کلاسی ثبت نام کند یا شما به بازار بروید و خرید کنید،بالاخره بزرگتری هم باید باشد که در قانع کردن همسرتان به شما کمک کند

به نظر می‌رسد که در یک موقعیت سخت و محدودکننده قرار داری. وقتی احساس می‌کنی که اجازه‌ات برای رفتن به جاهای مختلف محدود شده، طبیعی است که احساس خفگی و ناراحتی کنی. این وضعیت می‌تواند به شدت بر روی روحیه و احساساتت تأثیر بگذارد و احساس بی‌قدرتی ایجاد کند.

در حال حاضر، تو در یک تقابل بین نیاز به آزادی و استقلال و کنترل همسرت بر زندگی‌ات هستی. این یک وضعیت چالش‌برانگیز است که ممکن است احساساتی مانند خشم، ناامیدی و حتی ترس از عدم‌پذیرش را در تو ایجاد کند. مهم است که به این احساسات توجه کنی و آن‌ها را درک کنی، زیرا این احساسات نشانه‌ای از نیاز به تغییر هستند.

مسئله اصلی به نظر می‌رسد که به عدم تعادل در قدرت و کنترل بر زندگی‌ات برمی‌گردد. این ممکن است به دلیل نگرانی‌های همسرت باشد، اما در عین حال، تو نیز حق داری که احساس آزادی و استقلال کنی. اینجا چند اقدام عملی برایت دارم:

1. **گفت‌وگو با همسرت**: سعی کن در یک زمان آرام و بدون تنش، با همسرت درباره احساساتت صحبت کنی. به او بگو که چقدر برایت مهم است که بتوانی به خانه‌ی مادرت بروی یا با دوستانت بیرون بروی. این گفتگو می‌تواند به فهم بهتر نیازها و نگرانی‌های هر دو طرف کمک کند.

2. **تعیین مرزها**: اگر همسرت به دلیل نگرانی یا ترس از چیزی تو را محدود می‌کند، سعی کن مرزهایی را تعیین کنی که به هر دو شما احساس امنیت بدهد. مثلاً می‌توانی با همسرت توافق کنی که در روزهای مشخصی به خانه‌ی مادرت بروی و او هم این موضوع را بپذیرد.

3. **جستجوی حمایت**: اگر احساس می‌کنی که نمی‌توانی به تنهایی از این شرایط خارج شوی، می‌توانی به دوستان یا خانواده‌ات مراجعه کنی و از آن‌ها حمایت بگیری. صحبت کردن با دیگران می‌تواند به تو احساس بهتری بدهد و راهکارهایی برای مدیریت این وضعیت پیدا کنی.

4. **خودآگاهی و مراقبت از خود**: به احساسات و نیازهای خود توجه کن. ممکن است تمریناتی مانند مدیتیشن، ورزش یا نوشتن روزانه به تو کمک کند تا احساس بهتری داشته باشی و بتوانی با چالش‌ها بهتر کنار بیایی.

به یاد داشته باش که همه‌ی این‌ها زمان می‌برد و ممکن است نیاز به صبر و تلاش داشته باشد. امیدوارم که با گفتگو و همفکری، بتوانی به یک توافق مثبت با همسرت برسی و احساس آزادی بیشتری کنی. تو حق داری که احساس راحتی و خوشحالی کنی و به دنبال راه‌هایی برای ایجاد تغییر در زندگی‌ات باشی.

پرسش و پاسخ‌های مشابه

شاید برخی شباهت ها در این پرسش ها به شما یاری برساند

اعتیاد همسرم افسرده کرده منو

یکسال ودوماهه ازدواج کردم شوهرم اعتیاد داره دست بزن داره شکاک وبددله.خودشیفته هست واقعا نمی‌دونم چکار کنم

زناشویی

راستش من همسرم شبا که میخوابم ساعت۴ صبح میاد برای رابطه و اذیت ام میکنه داد میزنه دهنتو ببند.. خوب من بدنم در حالت استراحت هستش وحساس میکنم انگار یک نوع تجاوز هست چون زن شوهر ها اینجوری باهم نیستن به نظرتون چرا اینجوریه

همسر

سلام. وقت بخیر. همسر من خیلی تحت تلثیر خانوادش هست. به طوری که تا اونها رو میبینه به من بی اعتنایی میکنه و منو و بچه ها رو یادش میره

خیانت

شوهرم برای چندمین بار باهمون خانمی ک قبلا بوده بهم خیانت کرده الان داداشم تومور داره خانوادم درگیر اونن نمیدونم چیکارکنم فعلا اومدم خونه بابام بدجور شکستم

دانستنی های مرتبط

افزایش میزان داتایی علمی در خصوص این پرسش