اختلافات با همسر

از وقتی زایمان کردم رابطه ام با همسرم خیلی سرد شده بخاطر اختلافاتی که خونواده اش به وجود آوردن خواهر شوهرم بچه رو خیلی فشار میداد و اذیت میکرد من چند بار بهش گفتم فلانی اذیت نکن ناراحت شد فوری رفت به همسرم گفت دیگه به بچه اتون دست نمیزنم همسرم بهم گفت به خواهرش چیزی نگم منم قبول کردم و گفتم باشه از اون موقعه خواهرشوهرم کینه کرد تا چند روز پیش که خونه مادرشوهرم مراسمی بود و من رو دعوت نکرده بودن منم خيلي ناراحت شد و به همسرم گفتم منو آدم احساس نکردن همسرم به مادرش زنگ زد و گفت چرا فلانی رو دعوت نکردین الان با من دعوا داره و بعدش قطع کرد تا اینکه غروب مادرشوهرم زنگ زد بهم گفت فلانی من گفتم بچه کوچیک داری نمیای دعوتت نکردم نمیدونستم باید دعوت کنم منم بهش گفتم فلانی شما باید منم مثل بقیه دعوت میکردی مگه فرق من با بقیه چیه با لحن خیلی عادی گفتم که گوشی رو روم قطع کرد خواهرشوهرمم اونجا بوده شنیده فوری زنگ زده به شوهرم که زنت به ما بی احترامی کرده به مادرمون توپیده با لحن تهاجمی حرف زده مادرم گریه کرده خلاصه از اون روز تا حالا ۲ هفته میگذره هر روزی که شوهرم میره اونجا گوشش رو پر میکنن و از من بد میگن جوری که شوهرم دیگه پشتم نیس میگه من از زندگیم راضیم تو اگه راضی نیستی جمع کن برو،یکماهه رابطه ام با شوهرم سرده هر روز بحث داریم باهام لج میکنه،من بخاطر اینکه بچه رو خونواده اش اذیت میکنن بهش گفتم فلانی بچه رو بدون من اونجا نبر امروز پاشده بدون من با بچه رفته یه کلمه بهش گفتم فلانی تو به من قول دادی دیگه بچه رو بدون من نبر فوری پاشد رفت تو اتاق و داد بیداد کرد و گفت میبرم چرا قانون بیخودی از خودت در میاری،واقعا دیگه نمیدونم باید باهاش چیکار کنم چجور رفتار کنم الان یکماه از زایمانم میگذره به جای اینکه بهم توجه و عشق بورزد فقط بخاطر حرفای خونواده اش ناراحتم میکنه اون ۲۹ سالشه و من ۱۹ سالمه
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
اونقدر فلانی و فلانو و فلانی کردید که قاطی کردم،،،یه تماس همسرتون بامن بگیرند تا بهش بگم این رفتاراش اشتباهه،،زن زایمان می‌کنه ۷ لایه شکمشو پاره میکنند بعدش انتظار دارند خانم به آقا توجه و رختخواب رو گرم نگه داره،،،بچه که میاد یه سردی شروع به وزیدن می‌کنه،،شما باید با همسرتان گفتگو کنید دوستانه و مهربان،،اگر هم نمیتوانید بنده باهاشون صحبت کنم که جوگیر خانواده اش نشه،،شما سیاست داشته باشید و از خانواده اش اصلا بدگویی نکنید بچه فشار میدن یا نمیدن کاری نداشته باشید دعوت نکردند خیلی بهتر،،کلا به رفتاراشون بی‌تفاوت باشید

وضعیت شما واقعاً دشوار و پرتنش به نظر می‌رسد. زایمان یک تغییر بزرگ در زندگی است و به همراه آن، احساسات و چالش‌های جدیدی به وجود می‌آید. حالا علاوه بر این تغییرات، اختلافات با همسرتان و خانواده‌اش هم بر روی شما فشار می‌آورد و این کاملاً قابل درک است که احساس ناامیدی و سردرگمی کنید. 💔

شما در حال حاضر در یک وضعیت بحرانی قرار دارید که از یک طرف نیاز به حمایت عاطفی و توجه همسر دارید و از طرف دیگر، تنش‌های خانوادگی و نظر دیگران بر روی رابطه‌تان تأثیر می‌گذارد. این وضعیت می‌تواند شما را در میان احساسات مختلفی مانند خشم، ناامیدی و تنهایی قرار دهد. به‌خصوص که در این برهه زمانی حساس، باید به بچه‌تان هم توجه کنید و این فشارها می‌تواند به‌راحتی شما را فرسوده کند.

مسئله اصلی اینجا به نظر می‌رسد که شما در حال تجربه‌ی یک نوع وابستگی و مرزبندی هستید. از یک طرف، شما به همسرتان نیاز دارید که از شما حمایت کند و از طرف دیگر، باید مرزهایی برای حفظ سلامت روانی خود و فرزندتان تعیین کنید. به‌نظر می‌رسد که همسرتان تحت تأثیر خانواده‌اش قرار گرفته و این موضوع باعث شده که او نتواند به شما توجه کافی کند.

برای بهبود وضعیت، پیشنهاد می‌کنم مراحل زیر را در نظر بگیرید:

1. **گفت‌وگوی صادقانه**: زمانی را برای گفت‌وگو با همسرتان پیدا کنید. احساسات و نگرانی‌های خود را با او در میان بگذارید. سعی کنید بدون قضاوت و سرزنش، از احساسات خود بگویید و بپرسید که او چه احساسی دارد.

2. **مرزگذاری**: لازم است که مرزهایی برای رفتار خانواده همسرتان تعیین کنید. این کار می‌تواند شامل گفتن به همسرتان باشد که شما نمی‌خواهید فرزندتان تحت تأثیر رفتارهای منفی قرار گیرد.

3. **حمایت از همدیگر**: سعی کنید در این دوران سخت، به یکدیگر حمایت کنید. به همسرتان بگویید که به او اهمیت می‌دهید و در عین حال، نیازها و احساسات خود را نیز بیان کنید.

4. **توجه به خود**: به خودتان نیز توجه کنید. زمان‌هایی را برای استراحت و آرامش بگذارید. این می‌تواند شامل فعالیت‌هایی باشد که به شما احساس خوبی می‌دهد.

5. **مراجعه به مشاور**: اگر این تنش‌ها ادامه پیدا کرد و شما احساس کردید که نمی‌توانید به تنهایی از پس آن برآیید، ممکن است مشاوره زوجی یا فردی کمک‌کننده باشد.

به یاد داشته باشید که این وضعیت موقتی است و با تلاش و همدلی می‌توانید از این چالش عبور کنید. امیدوارم که با گفت‌وگو و همکاری، بتوانید روابط خود را بهبود بخشید و فضایی امن و محبت‌آمیز برای خود و فرزندتان ایجاد کنید. 🌈

پرسش و پاسخ‌های مشابه

شاید برخی شباهت ها در این پرسش ها به شما یاری برساند

اعتیاد همسرم افسرده کرده منو

یکسال ودوماهه ازدواج کردم شوهرم اعتیاد داره دست بزن داره شکاک وبددله.خودشیفته هست واقعا نمی‌دونم چکار کنم

خانوادگی

با خانواده سمی ای که نه حاضره مشاوره بیاد نه میزاره ازادانه زندگی کنی چیکار کنیم

زناشویی

راستش من همسرم شبا که میخوابم ساعت۴ صبح میاد برای رابطه و اذیت ام میکنه داد میزنه دهنتو ببند.. خوب من بدنم در حالت استراحت هستش وحساس میکنم انگار یک نوع تجاوز هست چون زن شوهر ها اینجوری باهم نیستن به نظرتون چرا اینجوریه

همسر

سلام. وقت بخیر. همسر من خیلی تحت تلثیر خانوادش هست. به طوری که تا اونها رو میبینه به من بی اعتنایی میکنه و منو و بچه ها رو یادش میره

دانستنی های مرتبط

افزایش میزان داتایی علمی در خصوص این پرسش