استرس درس

من ۱۷ سالم هست و سال دیگه کنکور دارم
امسال هرچی استرسه بهم هجوم آورده
همه ی کار هام پیچیده بهم
از طرفی ماز ثبت نام کردم و از هر کدوم از کلاس ها ۲ جلسه رفته و هنوز وقت نکردم ببینم
از طرفی کلاس عربی میرم و زبان
از یه طرفی هم برای کنکورم هنوز ۱ کتاب رو نتونستم بخونم با اینکه ۱۱ و ۱۲ تا کتاب داریم
خیلی اعصابم بهم ریخته هست جوری که استرسم الان از بچه های که امروز رفتن کنکور بدن بیشتره
چند روز هست از زور ناراحتی کارم شده گریه کردن
همش دلم میخواد بخاطر اوضاعم گریه کنم
مامانم هم همش بهم میگه ما چوب نگرفتیم دستمون بالا سرت وایسیم بگیم باید حتما معلمی قبول بشی 
یا اینکه بهم میگه تو وظیفه نداری که بری سرکار
ولی خودم از خودم خجالت میکشم اگر قبول نشم
خانواده تو این موقعیت مالی برام هزینه کردن
ولی من هنوز هیچ کاری نکردم
همش هم دوستم بهم میگه خیلی جدیدا انرژی منفی شدی و خودم هم اینو میدونم
دوستم تیزهوشانه و وقتی میبینم اون الان ۴ تا کتاب رو تموم کرده من هنوز روی اون یه کتاب موندم خیلی اعصابم بیشتر بهم میریزه
اون الان فکر بهترین دانشگاه های تهرانه ولی من الان بخاطر یه فرهنگیانش کلی استرس و گریه دارم
واقعا نمیدونم چیکار کنم
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
اولین کار این است که خودتان را با کسی مقایسه نکنید هر آدمی شرایط و موقعیت متفاوتی دارد پس مقایسه کردن با دوستتان عاقلانه نیست،یک بی‌نظمی در کارهایتان به چشم می‌خورد آن را برطرف کنید یک برنامه‌ریزی منظم داشته باشید مهم نیست که آدم چند تا کتاب و تموم کرده و به پایان رسانده مهم آن است چقدر می‌تواند آن مطلب را یاد گرفته باشد و از پس تست‌هایش بر بیاید،در همین زمان کم یک برنامه‌ریزی لازم دارید که اگرچه حتی کم است آن را با موفقیت به اتمام برسانید خواب مناسب و تغذیه مناسب داشته باشید ان وقت گریه کردن نیست همه گریه‌هایتان را کرده‌اید،الان نوبت عمل است

درک می‌کنم که این روزها چقدر فشار روانی و استرس داری. کنکور یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های زندگی‌ات است و طبیعی است که احساس نگرانی و اضطراب کنی. وقتی همه چیز به هم می‌ریزد و احساس می‌کنی که زمان کافی نداری، این احساسات می‌توانند به شدت طاقت‌فرسا شوند.

وضعیتی که در آن قرار داری، می‌تواند به دو سمت حرکت کند: از یک سو، استرس می‌تواند تو را به سمت عملکرد بهتر سوق دهد، اما از سوی دیگر، اگر کنترل نشود، می‌تواند منجر به خستگی و ناامیدی شود. اینجا جایی است که باید با احساسات و افکار خود به آرامی برخورد کنی و مسیر درست را پیدا کنی.

به نظر می‌رسد که در حال حاضر در میانه ترس و تصمیم‌گیری هستی. ترس از عدم موفقیت و مقایسه خود با دیگران، احساس خجالت و فشار از طرف خانواده، همه این‌ها می‌توانند به شدت تو را تحت فشار قرار دهند. اما مهم است که بدانیم هر کسی مسیر خودش را دارد و مقایسه با دیگران نه تنها کمکی نمی‌کند، بلکه اوضاع را بدتر می‌کند.

برای مدیریت این استرس و بهبود وضعیت، می‌توانی چند اقدام عملی انجام دهی:

1. **تنظیم برنامه‌ریزی**: یک برنامه روزانه برای مطالعه و کلاس‌های خود تنظیم کن. سعی کن هر روز چند ساعت مشخص را به مطالعه اختصاص دهی و از زمان‌های کوتاه برای استراحت استفاده کنی. این کار به تو کمک می‌کند تا احساس کنترل بیشتری بر روی اوضاع داشته باشی.

2. **تنفس عمیق و مدیتیشن**: هر روز چند دقیقه وقت بگذار تا از تکنیک‌های تنفس عمیق یا مدیتیشن استفاده کنی. این تمرینات می‌توانند به کاهش استرس و افزایش تمرکز کمک کنند.

3. **صحبت با کسی**: اگر احساس می‌کنی که بار زیادی بر دوش داری، با یکی از اعضای خانواده یا یک دوست نزدیک صحبت کن. گاهی اوقات، فقط بیان احساسات می‌تواند کمک‌کننده باشد.

4. **تنظیم انتظارات**: به یاد داشته باش که هیچ کس کامل نیست و هر کسی در مسیر خودش با چالش‌ها روبه‌رو می‌شود. سعی کن انتظارات واقع‌بینانه‌تری از خودت داشته باشی و به خودت اجازه بدهی که اشتباه کنی.

5. **استراحت و تفریح**: زمانی را برای خودت در نظر بگیر تا از کارهای روزمره فاصله بگیری و به فعالیت‌های مورد علاقه‌ات بپردازی. این کار می‌تواند به بازیابی انرژی و روحیه‌ات کمک کند.

یادت باشد، تو تنها نیستی و این احساسات بخشی از مسیر است. با کمی صبر و تلاش، می‌توانی از این وضعیت عبور کنی و به هدفت نزدیک‌تر شوی. امیدوارم که با این راهکارها بتوانی به آرامش بیشتری دست پیدا کنی و به موفقیت‌های بزرگ‌تری برسید. 🌟

پرسش و پاسخ‌های مشابه

شاید برخی شباهت ها در این پرسش ها به شما یاری برساند

ترس از جدایی

سلام من یکسال و نیمه تو رابطم اوایل رابطه همه چی خوب بود ولی بعد یه مدت یهو غیب شدجواب زنگ نمیداد با خانوادش حرف زدم ولی نتونستن کاری کنن تو اون ۶ ماه حالم خیلی بد بود به شدت افسرده شده بودم تا اول عید که بهش پیام دادم و جواب داد کلی حرف زدیم دلیل نبودنش توضیح داد و برگشتیم به هم ولی من ترس از جدایی دارم …

استرس و احساس تنهایی شدید

سلام من یه دختر ۱۸ سالم. امسال کنکور داشتم ولی شرایط روحیم کاملا بهم ریخته‌ست . چند وقته دستام میلرزه. فکر می‌کنم اعتماد به نفسم بشدت پایینه. احساس شکست می کنم. روحیه حساسی دارم. بشدت احساس تنهایی می‌کنم جوری که فکر می کنم هیچ کس من رو درک نمی کنه و اینکه فکر می‌کنم از اطرافیانم پایین ترم. به هیچ کس درباره احساساتم نمی‌گم. خانوادم تراپی نمی برنم و نمی‌تونم …

استرس تحصیلی

من ۱۷ سالم هست و سال دیگه کنکور دارم امسال هرچی استرسه بهم هجوم آورده همه ی کار هام پیچیده بهم از طرفی ماز ثبت نام کردم و از هر کدوم از کلاس ها ۲ جلسه رفته و هنوز وقت نکردم ببینم از طرفی کلاس عربی میرم و زبان از یه طرفی هم برای کنکورم هنوز ۱ کتاب رو نتونستم بخونم با اینکه ۱۱ و ۱۲ تا کتاب داریم خیلی …

ازدواج

میخوام ازدواج کنم و دوسش دارم و اونم منو خیلی دوس داره ولی شرایط مالی اجازه نمیده اخلاقش باهام خیلی مهربونه و کارگره ماهی مثلا شاید ۴۰ یا ۵۰ تومن کار کنه تو شرکتاا ولی خونه ماشین یا حتی زمین نداره و نمیدونم چیکار کنم همه میگن بد بخت میشی چیکار کنم؟؟

دانستنی های مرتبط

افزایش میزان داتایی علمی در خصوص این پرسش