استرس عاطفی

۲ ساله با همیم حتی راحب ازدواجم حرف میزنیم من حدود ۱ ماه این حس که نکنه عاشقش نباشم نکنه نخامش نکنه زندگیمون خراب شه و و و هرچی میشه مغزم میگه تو عاشق نیستی حتی بی ربط ترین اتفاقات دیکه دارم نابود میشم
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
17سال سن!!!! در شرایطی نیستید که بهترین تصمیم را بگیرید لطفاً به درس و دانشگاه خود رسیدگی کنید بگذارید با آدم‌های بیشتری آشنا شوید تجارب زیادی کسب کنید و وقتش که رسید بهترین انتخاب را داشته باشید

هنوز تجربه‌ای ثبت نشده است.

پرسش و پاسخ‌های مشابه

شاید برخی شباهت ها در این پرسش ها به شما یاری برساند

خانواده(زناشویی)

همسرم علاقه زیادی به خواهرش داره و براش همه کاری می‌کنه و باعث حسادت و حال بد من شده چیکار کنم

ایا نیازه برم پیش روانشناس

چند وقتیه حس افسردگی میکنم ولی نمیتونم به خانوادم بگم چون حس میکنم نگران میشن مطمئنم نیستم افسردم یانه دوستو رفیق ندارم معمولا خوابم وهیچ هدفی ندارم

اضطراب منفی بینی و بد بینی و ترس

من تقریبا یک ساله نامزدم و کاملا زندگی مشترک خوبی دارم همه خیلی عالیه و خیلی خوشبختیم فقط اینکه این فکر هایی ک دارم هر روز بعد این ک بیدار میشم تا موقع خواب فکرای پر از منفی نگری و بدبینی و ترس و اضطراب دارم همسرم موقع ک سر کاره هیی تو ذهنم میاد ک نکنه بلایی سرش بیاد نکنه چیزی بشه واسه هر کدوم از دوتامون نتونیم بریم …

جنسیت زدگی

سلام ایام به کامتون باشه ، من حدود دو سال به لطف خدا مادر شدم و خدا دختری به من هدیه داده از روزی که خانواده خودم فهمیدن فرزندم دختره به اشکال مختلف منو آزار دادن به اصطلاح شستشو مغزی بدن که آره دختر بهتره زود ازدواج کنه در صورتیکه خود من تجربه خوبی از ازدواج در سن کم ندارم و ترجیحم اینه دخترم حداقل تا ۲۵ سالگی به رشد …

دانستنی های مرتبط

افزایش میزان داتایی علمی در خصوص این پرسش