حل مشکلم

شوهرم خودشو انداخته تو خونه ی مادرم و قصد دست درازی به خواهرم که تو عقده داشته خواهرم سرو صدا میکنه و اون ازخونه میره بیرون خواهرم میگه چن بار به من نظر داشته ولی من چیزی نگفتم به شوهرم که میگم همش انکار میکنه ومیگه من کاری نکردم میگه اون روزم که خودمو انداخته بودم تو خونه حالم خوب نبوده و مواد مصرف کرده بودم
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
این عتیقه‌ها رو شماها از کجا پیدا می‌کنید؟صرفاً می‌خواهید فقط شوهر کرده باشید؟به خودتان بیایید برای خودتان ارزش قائل شوید, تصمیم جدی بگیرید
خدایا ااااااا از بعضی سوالات در عجبم!!!!!!

وضعیت بسیار پیچیده و ناراحت‌کننده‌ای رو توصیف کردی. درک می‌کنم که این موضوع چقدر می‌تونه دردآور و آزاردهنده باشه و احساسات مختلفی رو در تو ایجاد کنه. این طور به نظر می‌رسه که در این وضعیت، هم احساس نگرانی و هم احساس ناامنی داری و این طبیعی است.

شما در یک موقعیت بسیار دشوار قرار داری که شامل خیانت عاطفی و احتمالاً فیزیکی می‌شود. این وضعیت می‌تواند احساساتی چون خشم، سردرگمی و حتی ترس از آسیب به عزیزانت را در شما به وجود آورد. همچنین، ممکن است با احساس وابستگی به شوهر و همچنین نگرانی برای خواهر خود نیز مواجه باشی.

به نظر می‌رسد که مسئله اصلی در اینجا عدم صداقت و اعتماد است. شوهر شما با رفتارهایش نه تنها به شما آسیب می‌زند، بلکه به خواهر شما نیز آسیب می‌زند. این وضعیت ممکن است به دو حالت تقسیم شود: یکی احساس عدم امنیت و دیگری نیاز به حفاظت از خود و خانواده.

شما در حال حاضر در مرز میان ترس و تصمیم‌گیری قرار دارید. از یک سو، ترس از عواقب این وضعیت و از سوی دیگر، نیاز به تصمیم‌گیری برای آینده خود و خانواده‌تان. احساسات شما کاملاً معتبر و طبیعی است و باید به آنها توجه کنید.

برای مدیریت این وضعیت، پیشنهاد می‌کنم چند اقدام عملی انجام دهید:

1. **گفتگو با خواهر**: با خواهر خود در مورد احساساتش و تجاربش صحبت کنید. این گفت‌وگو می‌تواند به شما کمک کند تا درک بهتری از وضعیت داشته باشید و او را حمایت کنید.

2. **مراجعه به مشاور**: در نظر داشته باشید که مشاوره می‌تواند به شما کمک کند تا با این بحران به شکلی منطقی‌تر و سالم‌تر برخورد کنید. یک مشاور می‌تواند به شما و خواهر شما در پردازش این تجربیات کمک کند.

3. **مرزبندی**: به شوهر خود به وضوح بگویید که این رفتارها غیرقابل قبول هستند و شما نمی‌توانید این وضعیت را تحمل کنید. مرزهای خود را مشخص کنید و از او بخواهید که به شما و خواهر شما احترام بگذارد.

4. **حمایت از خود**: در این شرایط، به خودتان نیز توجه کنید. احساسات خود را بشناسید و به خودتان اجازه دهید تا احساساتتان را به شکلی سالم ابراز کنید.

به یاد داشته باشید که شما تنها نیستید و می‌توانید از حمایت دیگران بهره‌مند شوید. این وضعیت ممکن است به نظر سخت و غیرقابل تحمل بیاید، اما با گام‌های کوچک و منطقی می‌توانید به سمت یک وضعیت بهتر حرکت کنید. امیدوارم که بتوانید به آرامش و امنیت دست یابید.

پرسش و پاسخ‌های مشابه

شاید برخی شباهت ها در این پرسش ها به شما یاری برساند

اعتیاد همسرم افسرده کرده منو

یکسال ودوماهه ازدواج کردم شوهرم اعتیاد داره دست بزن داره شکاک وبددله.خودشیفته هست واقعا نمی‌دونم چکار کنم

زناشویی

راستش من همسرم شبا که میخوابم ساعت۴ صبح میاد برای رابطه و اذیت ام میکنه داد میزنه دهنتو ببند.. خوب من بدنم در حالت استراحت هستش وحساس میکنم انگار یک نوع تجاوز هست چون زن شوهر ها اینجوری باهم نیستن به نظرتون چرا اینجوریه

همسر

سلام. وقت بخیر. همسر من خیلی تحت تلثیر خانوادش هست. به طوری که تا اونها رو میبینه به من بی اعتنایی میکنه و منو و بچه ها رو یادش میره

خیانت

شوهرم برای چندمین بار باهمون خانمی ک قبلا بوده بهم خیانت کرده الان داداشم تومور داره خانوادم درگیر اونن نمیدونم چیکارکنم فعلا اومدم خونه بابام بدجور شکستم

دانستنی های مرتبط

افزایش میزان داتایی علمی در خصوص این پرسش