روحی

خسته بی حوصله کلافه حال خوبی ندارم از این وضعیت نامزدی لعنتی خسته شدم از اینکه دوستی ندارم تنهام خسته شدم اصلا حوصله نامزدمو ندارم جدیدا نصبت بهش بی حس بی تفاوت شدم مثل افسرده ها همش تو خونه از اینکه آنقدر با نامزدم جاهای تکراری میریم بیرون حوصله سر بر و مسخره شده برام می‌خوام یکمی برای خودم باشم با کسی مثل خودم برم کافه برگردم خرید کنم ولی شوهر من بخواد خرید کنه خودش باید باشه خودش باید ببره بیرون خودش خودش خودش اههه کلافه میکنن فقط آدم خودشون تصمیم بگیرن پس من چیکارممم هویچم چه نقشی دارم تو زندگی خودم
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
درود،،از این همه برچسب متعجبم،،نوشتید بیکار علاف!! اینهمه تحقیر برای خودتان از کجاست؟؟درمان از خود شما شروع می‌شود کمی به خودتان عزت نفس بدهید بیکار ننشینید خودتان را به کاری مشغول کنید،تا این راکد بودن را تغییر دهید،(((مثل افسرده ها همش تو خونه از اینکه آنقدر با نامزدم جاهای تکراری میریم)))
تا سبک زندگی خود را تغییر ندهید همه چیز برای شما تکراری خواهد بود،کمی خلاق باشید،وقتی به خودتان رسیدگی کنید به کاری مشغول شوید ارزش معنا پیدا خواهد کرد آن وقت است که افسرده نخواهید بود و از زندگی لذت خواهید برد،گفتید می‌خواهید برای خودتان باشید،من با این جمله شما کاملاً مخالف هستم گر می‌خواستید خودتان باشید چرا ازدواج کردید؟زندگی زناشویی با هم بودن است،اگر از ازدواج خود راضی نیستید همسرتان را نادیده می‌گیرید و حوصله ندارید تصمیم دیگری اتخاذ کنید

به نظر می‌رسه که در حال حاضر فشار زیادی رو تحمل می‌کنی و این احساسات و کلافگی که داری کاملاً قابل درک هست. واقعاً حس تنهایی و بی‌حوصلگی می‌تونه خیلی سخت و آزاردهنده باشه. به خصوص وقتی که احساس می‌کنی در رابطه‌ات، آزادی و انتخاب‌های شخصی‌ات محدود شده. این وضعیت می‌تونه به شدت روی روحیه‌ات تأثیر بذاره و باعث بشه که نسبت به چیزهایی که قبلاً برات لذت‌بخش بودن، بی‌تفاوت بشی.

در حال حاضر به نظر می‌رسه که در نقطه‌ای میان احساس خستگی و نیاز به تغییر قرار داری. از یک طرف، احساس می‌کنی که به نامزدت علاقه‌ات کم شده و از طرف دیگه، نیاز به استقلال و فضای شخصی رو حس می‌کنی. این یک موقعیت چالش‌برانگیز هست و ممکنه باعث بشه که احساس کنی در یک دور باطل گیر افتادی.

شاید یکی از دلایل این احساسات، عدم وجود ارتباطات اجتماعی و دوستی‌های نزدیک باشه. وقتی که تنها هستی و نمی‌تونی با کسی ارتباط برقرار کنی، این احساس تنهایی و کلافگی بیشتر می‌شه. همچنین، تکرار فعالیت‌های روزمره و عدم تنوع در زندگی مشترکت می‌تونه به این وضعیت دامن بزنه.

برای اینکه از این وضعیت خارج بشی، پیشنهاد می‌کنم که چند اقدام عملی انجام بدی:

1. **تعیین مرزها**: به نامزدت بگو که نیاز به زمان برای خودت داری. این می‌تونه شامل فعالیت‌هایی باشه که به تنهایی انجام می‌دی یا با دوستان. به او توضیح بده که این کار نه به معنای دوری از اوست، بلکه به خاطر بهبود حال خودت هست.

2. **فعالیت‌های جدید**: سعی کن فعالیت‌های جدیدی رو امتحان کنی. مثلاً به یک کلاسی بپیوندی یا به یک گروه اجتماعی ملحق بشی. این می‌تونه به تو کمک کنه که دوستان جدیدی پیدا کنی و از تنهایی بیرون بیای.

3. **گفتگو با نامزد**: با نامزدت درباره احساساتت صحبت کن. این گفتگو می‌تونه به شما کمک کنه تا بهتر همدیگر رو درک کنید و شاید راه‌هایی برای ایجاد تنوع در فعالیت‌ها و برنامه‌ها پیدا کنید.

4. **مراقبت از خود**: به خودت زمان بده و به فعالیت‌هایی بپرداز که به تو انرژی می‌ده. این می‌تونه شامل ورزش، مطالعه یا حتی وقت گذاشتن برای خودت باشه.

به یاد داشته باش که این احساسات موقتی هستند و می‌شه با تلاش و تغییر در رویه‌ها، به حالت بهتری رسید. امیدوارم که با این اقدامات، بتونی به آرامش و شادی بیشتری برسی و دوباره حس کنی که در زندگی‌ات نقش فعالی داری. 🌟

پرسش و پاسخ‌های مشابه

شاید برخی شباهت ها در این پرسش ها به شما یاری برساند

اعتیاد همسرم افسرده کرده منو

یکسال ودوماهه ازدواج کردم شوهرم اعتیاد داره دست بزن داره شکاک وبددله.خودشیفته هست واقعا نمی‌دونم چکار کنم

زناشویی

راستش من همسرم شبا که میخوابم ساعت۴ صبح میاد برای رابطه و اذیت ام میکنه داد میزنه دهنتو ببند.. خوب من بدنم در حالت استراحت هستش وحساس میکنم انگار یک نوع تجاوز هست چون زن شوهر ها اینجوری باهم نیستن به نظرتون چرا اینجوریه

همسر

سلام. وقت بخیر. همسر من خیلی تحت تلثیر خانوادش هست. به طوری که تا اونها رو میبینه به من بی اعتنایی میکنه و منو و بچه ها رو یادش میره

خیانت

شوهرم برای چندمین بار باهمون خانمی ک قبلا بوده بهم خیانت کرده الان داداشم تومور داره خانوادم درگیر اونن نمیدونم چیکارکنم فعلا اومدم خونه بابام بدجور شکستم

دانستنی های مرتبط

افزایش میزان داتایی علمی در خصوص این پرسش