سلام خسته مباشید مرسی که همیشه جواب میدین و وقت میذارین💗🙏من تو سن ۱۴ سالگی عقد کردم و یه سال قبلش نامزد بودم و تو سن ۱۵ ازدواج کردم.کلا منطقه ما زود ازدواج میکنن شوهرمو دوست دارم خیلی و اینکه اونم بهم تعهد و وفاداری کامل داره از اینش مطمئنم.ولی مشکلم اینه که تو پوششم و اینکه بخام با دوستام که یکی خالم هستش یک سال ازم بررگتره نمیذاره برم بیرون و دوستانه وقت بگذرونیم .قبل از ازدواجمم بابام نمیذاشت با دوستام ارتباط برقرار کنم یا حتی یکبار باهاشون برم بیرون.شوهرم میگه خودم میبرمت ولی من دوس دارم با دوستامم گاهی برم تعهد کامل بهش دارم اما میخام خودمم آزادی عمل داشته باشم . خودش قبل از ازدواج هر هفته با دوستاش بود اما الان اصلا نمیره باهاشون بیرون و کل وقتشو واسه کار کردن و من گذاشته تا بهش میگم میخام برم بیرون میگه من کی رفتم با دوستام ، حس میکنم اگه جلوی این نایستم بعدا پشیمون میشم و حسرتش به دلم میمونه خیلی رنج میبرم دوستای زیادی ندارم حتی بابام نذاشت برم مدرسه ولی با همین چند تا که دارم میخام لذت ببرم برم بیرون باهاشون الان ۱۷ سالمه.قبلا هم هنوز به این درک نرسیده بودم که حرفاشو قبول نکنم و بخاطر خواسته هام جلوش وایسم . حس میکنم هیچوقت قرار نیس راضی شه …گاهی فکر میکنم کاش طلاق بگیرم و آزاد شم ولی واقعا نمیتونم چون حس عذاب وجدان میگیرم و افسرده میشم چون هم دوسش دارم هم خیلی تعهد و وفاداره بهم.