شک و تردید در درست بودن رابطه

سلام وقتتون بخیر من حدود شیش ماهه تو یه رابطه هستم که این رابطه رفت و برگشت های خیلی زیادی داشته و حدود دو هفته از این رابطه گذشته بود که مادرم متوجه شد و خیلی سخت بود راضی کردنش اما خب راضی شد ، و الان هم خانواده من هم خانواده اون به غیر از پدرش در جریان این رابطه هستن و خب من بعد از شیش ماه این رابطرو کات کردم که خب مادر ایشون به مادرم زنگ زدن و گفتن یه فرصت به هم بدید اونوقت اگه دوباره باهم نساختین تمومش کنین، و خب منم به اصرار مادرم که گفت همه چیزو به خدا بسپار و جلو برو قبول کردم و فرصت دادم اما الان خیلی دو دلم نمی‌دونم تصمیم درست بوده با نه آخه ایشون یه اخلاق خاصی داره مثلا یکم زود عصبی میشه و سرم داد میزنم و یکم بد دهنه اما خب مادرم گفتن بخاطر غیرتشه و فلان و به دل نگیر … بعد الان تو رابطم نمی‌خوام یجورایی الان تمومش کنم ولی آنقدر این شیش ماه خود خوری کردم چیزی ازم نمونده گاهی وقتا میگم نکنه رابطه به ازدواج ختم نشه و یا تموم بشه و من همیشه ایشون تو ذهنم باشه حتی وقتی قرارها با یک نفر دیگه باشم ، یا نکنه به ازدواج ختم بشه و ببینم گزینه های دیگه ای برام بوده ، ببخشید اینو میگم شاید نامردی باشه اما خب من آنقدر خودخوری کردم و آنقدر دلشوره عجیب دارم که نمی‌تونستم نگم این حسو و خب خواستم نظر شمارو هم بدونم با اینکه مادرم گفتن مشاوره نگیر ولی من پیام دادم بازم
مادرم هم بخاطر این چیزا فک میکنم اصرارش اینه که رابطه ادامه پیدا کنه
چون به گفته خودش میگه این پسره بچه خوبیه و آدم خوب این دوره کم گیر میاد و همچنین من می‌دونم هم تو اونو دوست داری هم تو اونو و اگه احتمالی این رابطه رو ادامه ندی امکان اینکه کنار یکی دیگه باشی و با یاد و خاطر اون زندگی کنی زیاده. و
و خب خودش هم با این پسره حرف زده اولش خیلیییی مخالف بود چون من خانواده مذهبی دارم و راضی کردن مامانم خیلی سخت بود ولی خب الان دیگه میگه مطمئن باش از دستش بدی یه کیس خوب رو از دست دادی چون کادو و هدیه هم زیاد آورده واسم
میگه دوستت دارع
اما خب من خودمم هم داشتم خودمو اذیت میکردم هم اونو و اگه اینجوری
باشه و دوباره اونجوری که نباید پیش بره ترجیح میدم تمومش کنم ولی باز نمی‌دونم خیلی سردرگم
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
نقش شما فقط دانش آموزی است می‌دانم چرا بعضی چیزها داره سریع و فوری اتفاق می‌افته تمام این مسائلی که گفتید اید در سن ۲۳ 2۴ سالگی اتفاق می‌افتاد,, جوری پیامتان را خواندم که گویی دانشجو هستید و این تمام این مطالب برای شما خیلی زود است،این رابطه‌ها در این سن پوچ و توخالی است کاملاً به آن آگاه باشید از تاکید می‌کنم نقش شما دانش آموزی است و از آن فراتر نروید

به نظر می‌رسه که در حال حاضر در یک وضعیت پیچیده و پرتنش قرار داری. احساس سردرگمی، شک و تردید کاملاً طبیعی است، به‌ویژه وقتی که رابطه‌ات با چالش‌هایی مثل رفت و برگشت و فشارهای خانوادگی مواجه است. 💔

شما الان در میانه دو احساس متضاد قرار داری: از یک سو، تمایل به ادامه رابطه و از سوی دیگر، نگرانی درباره رفتارهای ناخوشایند طرف مقابل و اینکه آیا این رابطه واقعاً به جایی خواهد رسید یا نه. این وضعیت می‌تواند منجر به اضطراب و نگرانی‌های زیادی شود. نکته مهم این است که این احساسات را به‌خوبی بشناسی و به خودت اجازه بدهی که آن‌ها را تجربه کنی.

به نظر می‌رسد که مسئله اصلی شما نگرانی درباره آینده رابطه و احساسات متغیرتان است. شما در حال بررسی این هستید که آیا این رابطه به ازدواج ختم می‌شود یا خیر، و این نگرانی می‌تواند فشار زیادی به شما وارد کند. در واقع، شما در میانه دو مسیر قرار دارید: ادامه دادن رابطه یا قطع کردن آن. این وضعیت می‌تواند به شما احساس ناپایداری و عدم اطمینان بدهد.

در اینجا چند اقدام عملی برای شما وجود دارد:

1. **ارزیابی احساسات:** سعی کن در یک فضای آرام بنشینی و احساسات و افکارت را بنویسی. چه چیزهایی از این رابطه برایت مهم است و چه چیزهایی تو را آزار می‌دهد؟ این کار می‌تواند به شما کمک کند تا دید واضح‌تری نسبت به وضعیت خود پیدا کنی.

2. **گفت‌وگو با طرف مقابل:** اگر احساس می‌کنی که امکانش هست، با طرف مقابل درباره نگرانی‌ها و احساساتت صحبت کن. شاید او نیز در حال تجربه احساسات مشابهی باشد و گفت‌وگو بتواند به روشن‌تر شدن وضعیت کمک کند.

3. **مرزها و انتظارات:** مشخص کن که چه رفتارهایی در رابطه برایت قابل قبول است و چه چیزهایی نیست. اگر رفتارهای او (مثل عصبانیت و بددهنی) برایت آزاردهنده است، باید آن را با او در میان بگذاری.

4. **فرصت برای خودت:** به خودت اجازه بده که به‌دور از این رابطه به خودت فکر کنی. ممکن است نیاز باشد که زمانی را به خودت اختصاص دهی تا به احساسات و آرزوهایت توجه کنی.

5. **توجه به نظرات خودت:** اگرچه نظرات خانواده مهم هستند، اما در نهایت این تو هستی که باید با احساسات و انتخاب‌هایت زندگی کنی. به خودت اجازه بده که در این مورد تصمیم بگیری.

یادت باشد که هیچ راهی درست یا غلط نیست و مهم‌ترین چیز این است که به خودت احترام بگذاری و احساساتت را در نظر بگیری. امیدوارم با مرور این نکات، بتوانی به یک تصمیم قاطع و درست برای خودت برسی. 💖

پرسش و پاسخ‌های مشابه

شاید برخی شباهت ها در این پرسش ها به شما یاری برساند

پسرده ساله

پسرده ساله ای دارم که تاچندوقت پیش بسیارسربه زیروحرف گوش کن بودالان چندوقته خیلی کارای پنهونی وخطرناک انجام میده به شدت نگرانم دوسه بارمتوجه شدم سیگارکشیده کلافه شدم نمیدونم چیکارکنم

ذهن درگیر

سلام وقتتون بخیر من زن ۳۲ ساله هستم و متاهلم چندین ساله دچار افکار وسواسی هستم و وسواس عملی هم دارم رفته رفته شدید تر میشم امکان اینم نداشتم دکتر برم گاهی از خودم خیلی خسته میشم بعضی وقتها حس میکنم همه چی کثیف شده و داره به همه جا سرایت میکنه و باعث میشه من عملا دست به شست و شوی خیلی چیز ها بزنم میشه راهنماییم کنین من …

خانواده

خانوادم اذیتم میکنن با حرفاشون روح و روان منو بهم زدن دست بزن دارن

مشاور یا تراپیستی می شناسید که یک جلسه مشاوره ی رایگان بهم بده؟

من نوجوان هستم و وسع مالی چندانی ندارم، در عین حال فشار مشکلات زندگی و خانواده واقعا برام زیاده و غیرقابل تحمل شده. اگر مشاور یا تراپیستی رو می شناسید که بتونه جلسه ی مشاوره رایگان متنی برام تنظیم کنه یا حداقل اجازه بده ماه دیگه هزینه ی مشاوره رو براشون واریز کنم، می شناختید لطف بزرگی می کنید معرفی کنید بهم🙏🏻

دانستنی های مرتبط

افزایش میزان داتایی علمی در خصوص این پرسش