طلاق

سلام من ۳۶سالمه۱۸ساله ازدواج کردم ۲تا دختر دارم الان این دفعه چهارمه اومدم خونه پدرم شوهرم خیلی اخلاقای بد داره بددهن بد بین دست بزن وابسته گی خیلی زیاد به خانواده یه پسره اعتیاد به ترامادول خیانتم کرده هر دفعه بخاطر دخالت خانوادش زندکی من بهم ریخته هردفعه همشون میان تو خونه من و شوهرم علیه من میکنن وشوهرمم هرچی ار دهنش در میاد به من میگه اونا میگن شوهرمم بیشتر من میمونم بی دفاع بی پناه هر دفعه میخوام بچهامو بیارم نذاشتن هربار نذاشته یه دست لباس با خودم بیارم گوشیمو ازم میگیره حتی کارت ملی خودمم نذاشته بیارم هردفعه بعد ۴۰روز اومده دنبالم و تو این مدت نذاشته با بچها در ارتباط باشم منو با بچها اذیت میکنه ایندفعه هم خانوادش دخالت کامل نمیذارن بیاد و پرش میکنن درسش میدن این هم هیچ اراده ای از خودش نداره کاملا چشمش به دهن خانوادشه منم نمیدونم با این زندگی چیکار کنم طلاق بگرم بچهام چی نگیرم ادامه دادن این زندگی یعنی مرگ تدریجی زندگی من ی رومانه این یک درصد از بلاهایی که سرم اومده نیست یکی بگه چیکار کنم
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
قطعاً راه نجات شما جدایی است،حتماً از یک وکیل خبره کمک بگیرید،زندگی با مردی که دست به زن دارد و آسیب می‌زند بسیار سخت است ن شما را کاملاً درک می‌کنم از شما انتظار دارم تحمل خود را بالا ببرید،و با کمک یک بزرگتری بزرگترین تصمیم خود را بگیرید

وضعیت بسیار دشواری رو تجربه می‌کنی و کاملاً قابل درک هست که این فشارها و چالش‌ها چقدر می‌تونه خسته‌کننده و ناامیدکننده باشه. زندگی با همسری که نه تنها به تو آسیب می‌زنه، بلکه تحت تأثیر خانواده‌اش هم قرار داره، می‌تونه احساس تنهایی و بی‌پناهی رو به همراه داشته باشه. به نظر می‌رسه که این وضعیت به شدت بر روی روح و روانت تأثیر گذاشته و نیاز به یک راهکار جدی و عملی داری.

در حال حاضر، در یک دوراهی قرار داری: ادامه دادن به این زندگی با همه‌ی سختی‌ها و آسیب‌ها یا فکر کردن به جدایی. هر کدام از این مسیرها ریسک‌ها و مزیت‌های خاص خودشون رو دارند. ادامه دادن به این رابطه می‌تونه به آسیب‌های بیشتری برای تو و فرزندانت منجر بشه، در حالی که طلاق ممکنه به معنای از دست دادن برخی از چیزها، از جمله ارتباط با فرزندانت باشه.

مسئله اصلی به نظر می‌رسه که نه فقط به رفتارهای همسرت، بلکه به وابستگی و کنترل خانواده‌اش بر او برمی‌گرده. این وضعیت می‌تونه منجر به احساس بی‌قدرتی و ناتوانی در تو بشه. تو در حال تجربه‌ی یک نوع مرزبندی هستی، جایی که بین ترس از آینده و نیاز به آزادی و امنیت قرار داری.

احساسات و نگرانی‌هایت را می‌توان به چند بخش تقسیم کرد:
1. **ترس از طلاق و از دست دادن فرزندان**: این ترس طبیعی است و بسیاری از مادران در چنین شرایطی با آن مواجه می‌شوند.
2. **احساس بی‌پناهی و تنهایی**: این احساس ناشی از رفتار همسرت و دخالت‌های خانواده‌اش است.
3. **نیاز به امنیت و آرامش**: تو نیاز به یک زندگی سالم و آرام برای خود و فرزندانت داری.

برای حرکت به جلو، چند اقدام عملی می‌توانی انجام بدهی:

1. **مشاوره حضوری**: اگر ممکن است، با یک مشاور یا روان‌شناس ملاقات کن. این کمک می‌تواند به تو در پردازش احساساتت و یافتن راهکارهای مناسب کمک کند.
2. **جمع‌آوری مدارک**: هرگونه مدرکی که می‌تواند به تو در آینده کمک کند، مانند مدارک مالی، پیام‌ها یا هر چیزی که نشان‌دهنده‌ی رفتارهای همسرت است، جمع‌آوری کن.
3. **برقراری ارتباط با خانواده و دوستان**: سعی کن با افرادی که به تو نزدیک هستند و می‌توانند حمایت کنند، در ارتباط باشی.
4. **تعیین مرزها**: اگر تصمیم به ادامه زندگی با همسرت داری، سعی کن مرزهای مشخصی برای رفتارهای او و خانواده‌اش تعیین کنی.

در نهایت، به خاطر داشته باش که تو تنها نیستی و می‌توانی از این وضعیت سخت عبور کنی. زندگی جدیدی می‌تواند در انتظارت باشد، هرچند که ممکن است نیاز به زمان و تلاش داشته باشد. امیدوارم با توجه به این نکات، بتوانی تصمیمی درست برای خود و فرزندانت بگیری. 💪✨

پرسش و پاسخ‌های مشابه

شاید برخی شباهت ها در این پرسش ها به شما یاری برساند

خانوادگی

با خانواده سمی ای که نه حاضره مشاوره بیاد نه میزاره ازادانه زندگی کنی چیکار کنیم

اختلافات

از که وقتی زایمان کردم رابطه ام با همسرم خیلی سرد شده بخاطر اختلافاتی که خونواده اش به وجود آوردن خواهر شوهرم بچه رو خیلی فشار میداد و اذیت میکرد من چند بار بهش گفتم فلانی اذیت نکن ناراحت شد فوری رفت به همسرم گفت دیگه به بچه اتون دست نمیزنم همسرم بهم گفت به خواهرش چیزی نگم منم قبول کردم و گفتم باشه از اون موقعه خواهرشوهرم کینه کرد …

خانواده

اختلاف خانوادگی

مشاوره خانواده

من خودم معلم هستم،حقوق دارم،همسرم هم یک کار گر ساده است،و بیماری پرکاری تیرویید داره و مشکل بیماری قلبی داره،مشکل من اینه اصلا سر کار نمی ره،من خودم دارم خرج خونه را می دهم،اون دنبال زیر خاکی و این برنامه هاست،چند ساله فقط رویاهایش اینه،میگه من یک شبه همه را درست می کنم،من چه برخوردی با این داشته باشم که یک کار سبک پیدا کنه بره سر کار،ما یک دختر …

دانستنی های مرتبط

افزایش میزان داتایی علمی در خصوص این پرسش