مشکلات زناشویی

ما چند سالی هست درگیر مشکل مالی هستیم خودم چند ساله درگیر افسردگی هستم (تحت درمانم) و حدود یک سال و نیم درگیر اضطراب شدید بودم که الان 6 ماهه خوب شده اما بعد ار اون خیلی کم حرف شدم خانومم میخواد ازم جدا بشه میگه بی توجهی زیاد تو این سالها داغونش کرده و همینطور میگه دیگه هیچ حسی به من نداره انگار یکی دکمه احساسشو خاموش کرده ایشون هم تحت درمان افسردگی و اضطراب هست گلایه هاش اینه که حس حمایت و امنیت روانی نداره و مهمتر از اون حس امنیت مالی نداره. من خیلی تلاش کردم اوضاع درست بشه اما فایده نداره دو تا بچه داریم و دوست ندارم از هم جدا بشیم خودم آدم نسبتا درونگرایی هستم و خیلی کم انرژی ام این روزا حال و حوصله هیچ کاری رو ندارم و به سختی کارهای روزمره رو انجام میدم
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
درود فراوان هر دوی شما نیاز به بررسی بیشتری دارید اینکه چه میزان دچار افسردگی و اضطراب هستید آیا دارو مصرف می‌کنید یا خیر چه مدت است که دارو مصرف می‌کنید چه دارویی مصرف می‌کنید آیا نیاز است که داروهایتان عوض شود؟حتماً از یک زوج درمانگر کمک بگیرید تا در روابط شما ورود کند غدغه‌های همسرتان را شناسایی کند،الان هم خودتان گفتگوی خود را با همسرتان بیشتر کنید بیشتر برای او وقت بگذارید بیشتر اوقات را در کنارش باشید گفتگوهای شما اعث می‌شود همسرتون تخلیه هیجانی شده خواسته‌های خود را بیان کند

وضعیت شما واقعاً پیچیده و دشوار به نظر می‌رسد و می‌توانم درک کنم که این فشارها چقدر می‌تواند خسته‌کننده و ناامیدکننده باشد. مشکلات مالی، افسردگی، اضطراب و همچنین نارضایتی همسرتان از وضعیت موجود، همه به هم متصل هستند و به نظر می‌رسد که بار عاطفی سنگینی را بر دوش شما گذاشته است.

شما در یک دوراهی حساس قرار دارید: از یک سو، می‌خواهید خانواده‌تان را حفظ کنید و از سوی دیگر، فشارهای روانی و مالی ممکن است شما را از انجام این کار بازدارد. این وضعیت می‌تواند به احساس ناامیدی و بی‌کفایتی منجر شود. همسر شما نیز از نبود احساس امنیت و حمایت رنج می‌برد که این موضوع می‌تواند به کاهش احساسات مثبت در رابطه‌تان منجر شود.

به نظر می‌رسد که شما در حال تجربه یک دوره گذار هستید که شامل ترس از جدایی و نگرانی برای آینده خانواده‌تان است. اینجا، شما در میانه دو احساس متضاد قرار دارید: تلاش برای حفظ رابطه و در عین حال احساس ناتوانی در بهبود شرایط.

نکته مهم این است که احساسات و نگرانی‌های شما و همسرتان کاملاً معتبر است. شما هر دو در حال دست و پنجه نرم کردن با چالش‌های جدی هستید که باید به صورت جدی به آن‌ها پرداخته شود.

برای بهبود وضعیت، چند اقدام عملی می‌تواند مفید باشد:

1. **گفت‌وگو با همسر**: سعی کنید زمان مناسبی برای گفت‌وگو با همسر خود پیدا کنید. این گفت‌وگو باید با هدف درک احساسات و نیازهای یکدیگر باشد. به او بگویید که شما هم احساساتش را درک می‌کنید و به دنبال راه‌حل‌های مشترک هستید.

2. **تقویت ارتباط عاطفی**: حتی اگر انرژی کمی دارید، تلاش کنید با کارهای کوچک، احساس محبت و توجه را به همسرتان منتقل کنید. این می‌تواند شامل پیام‌های محبت‌آمیز، یادآوری‌های کوچک یا حتی وقت گذاشتن برای فعالیت‌های ساده با بچه‌ها باشد.

3. **توجه به سلامت روان**: ادامه درمان‌های روانشناختی و مشاوره می‌تواند به شما و همسرتان کمک کند. همچنین، ممکن است بخواهید به یک مشاور خانواده مراجعه کنید تا راهکارهای بهتری برای مدیریت مشکلات مالی و عاطفی پیدا کنید.

4. **مدیریت مالی**: اگر ممکن است، با کمک یک مشاور مالی یا حتی دوستان و خانواده، به بررسی و مدیریت مسائل مالی بپردازید. این می‌تواند به کاهش فشارها کمک کند و احساس امنیت بیشتری به همسرتان بدهد.

5. **مراقبت از خود**: به یاد داشته باشید که مراقبت از خودتان هم مهم است. سعی کنید زمان‌هایی را به فعالیت‌هایی که به شما انرژی می‌دهند، اختصاص دهید، حتی اگر این فعالیت‌ها کوچک باشند.

امیدوارم این مراحل به شما کمک کند تا به آرامش بیشتری برسید و رابطه‌تان را تقویت کنید. هرچند چالش‌ها بزرگ به نظر می‌رسند، اما با تلاش و همکاری، می‌توانید به سمت بهبود حرکت کنید.

پرسش و پاسخ‌های مشابه

شاید برخی شباهت ها در این پرسش ها به شما یاری برساند

اعتیاد همسرم افسرده کرده منو

یکسال ودوماهه ازدواج کردم شوهرم اعتیاد داره دست بزن داره شکاک وبددله.خودشیفته هست واقعا نمی‌دونم چکار کنم

زناشویی

راستش من همسرم شبا که میخوابم ساعت۴ صبح میاد برای رابطه و اذیت ام میکنه داد میزنه دهنتو ببند.. خوب من بدنم در حالت استراحت هستش وحساس میکنم انگار یک نوع تجاوز هست چون زن شوهر ها اینجوری باهم نیستن به نظرتون چرا اینجوریه

همسر

سلام. وقت بخیر. همسر من خیلی تحت تلثیر خانوادش هست. به طوری که تا اونها رو میبینه به من بی اعتنایی میکنه و منو و بچه ها رو یادش میره

خیانت

شوهرم برای چندمین بار باهمون خانمی ک قبلا بوده بهم خیانت کرده الان داداشم تومور داره خانوادم درگیر اونن نمیدونم چیکارکنم فعلا اومدم خونه بابام بدجور شکستم

دانستنی های مرتبط

افزایش میزان داتایی علمی در خصوص این پرسش