سلام خانم مجرب،من 33سالمه،شش ساله ازدواج کردم شوهرم 42سالشه،من و شوهرم رابطه خیلی صمیمی باهم نداریم بیشتر سرده اهل محبت و رفتارو حرف عاشقانه نیس،احساس میکنم شش ساله فقط در جا میزنیم،همش دعوا داریم،اینم بگم خونه پدر شوهرم زندگی میکنیم و با پدرشوهر و برادر شوهرم با ما تو یه خونه زندگی میکنن،شوهرم رفیق بازه بیشتر اوقاتو با اونا میگذرونه،تو این شش سال هیچ وقت باهم تفریح دو نفره نداشتیم ،یا با خانوادش میریم یا خودش تنهایی با دوستاش میره،دلم زندگی دو نفره عشق و علاقه میخواد ،هرچی هم ازش درخواست میکنم براش مسخره میاد ،حس میکنم افسرده شدم،بیشتر دعوامون بخاطر پدرشه ،پدرش هشتاد سالشه،شوهرم و برادرش هر وقت بخوان میرن به خوشگذرونی خودشون میرسن ولی من این حقو ندارم،باید خونه بمونم،حتی هفته ای یک بار اجازه دارم برم خونه بابام اونم تنهایی میرم،وقتی دعوا مون میشه یه جور رفتار میکنه بقیه خانوادشم بفهمن ،جلوی اونا بهم بی محلی میکنه ،باهام حرف نمیزنه ،جواب تلفن هامو نمیده ،بخدا خستم کرده تورو خدا بگید چیکار کنم،بارها قهر کردم رفتم خونه بابام ولی فایده نداشته اصلا براش مهم نیس