ترس از دست دادن پدر و مادر

من تکفرزندم و دوران کودکی خیلی خوبی داشتم ولی متاسفانه دوران نوجوانی و بزرگسالی بسیار پرتنشی با خانوادم داشتم مخصوصا سال‌های اخیر و بخشیش ادامه داره و بسیار از سوی خانوادم تنبیه بدنی شدم یا منو جلوی هم سن و سالام خرد کردن الان سعی میکنم با خانوادم خوب رفتار کنم برخلاف گذشته و دعوا نکنیم(البته ناخواسته گاهی پیش میاد چون سال‌ها باهم رابطه بدی داشتیم) خانوادم خواسته یا ناخواسته خیلی بهم آسیب زدن ولی من رها کردم دیگ .اخیرا خیلی از دوستام پدر یا مادرشان رو از دست دادن منم نه دوستی دارم نه برادری نه خواهری نه ازدواج کردم هر شب قبل خواب به نبود پدر مادرم و مرگشون و تنها موندنم فک میکنم خیلی میترسم اشک میریزم و اصلا از فکرم بیرون نمیره و اذیت میشم مدام.چیکار کنم اینقدر اذیت نشم قراره به دلایلی ازشون دور شم و کشور دیگ برم و ممکنه نهایتا سالی یکبار یا چند سال یکبار ببینمشون با این حس غم و گریه چیکار کنم؟
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
حتما از روانشناس کمک بگیرید تا تشخیص دهد افسردگی شما حاد هست یا خیر

بعدشم شما شخصیت وابسته دارید و باید روش کار کرد

تجربه های یاری دهنده

هنوز تجربه‌ای ثبت نشده است.

عصبی واسترس

من بخاطر اتفاقاتی که تو زندگیم افتاد خیلی عصبی واسترسی شدم نمیدانم چطور کنترل کنم

خواب

من از جنگ تا الان الپرازولام یک درصد میخورم شبها، الان داره اثربخشیش کم میشه، ملاتونین هیچ اثری نداره ، مغزمو با قرص باید خاموش کنم، احساس میکنم adhd دارم، بنظرتون چه قرصی جایگزین کنم

من بحران بزرگسالی دارم ؟

سلام من ترم دوم دانشگاه هستم از چندین سال قبل یه حالت های افسردگی داشتم اما فکر کردم بخاطر مدرسه است اما بعد از اینکه دانشگاه قبول شدم بهتر شد رشته ی مورد علاقه ام قبول شدم اما بعد دو ترم بازم به حالت قبل برگشتم حالم بد و میخواستم برگردم خونه اما چون به تهران انتقالی نمیتونم بگیرم رفتم دنبال اینکه مرخصی بگیرم تا بتونم کنکور بدم انصراف نه …

میترسم و مضطربم

با ترس جنگ و صداها چطور کنار بیام؟ صدای میشنوم قلبم محکم میزنه دارو میخورم اما حالم بده