من تکفرزندم و دوران کودکی خیلی خوبی داشتم ولی متاسفانه دوران نوجوانی و بزرگسالی بسیار پرتنشی با خانوادم داشتم مخصوصا سالهای اخیر و بخشیش ادامه داره و بسیار از سوی خانوادم تنبیه بدنی شدم یا منو جلوی هم سن و سالام خرد کردن الان سعی میکنم با خانوادم خوب رفتار کنم برخلاف گذشته و دعوا نکنیم(البته ناخواسته گاهی پیش میاد چون سالها باهم رابطه بدی داشتیم) خانوادم خواسته یا ناخواسته خیلی بهم آسیب زدن ولی من رها کردم دیگ .اخیرا خیلی از دوستام پدر یا مادرشان رو از دست دادن منم نه دوستی دارم نه برادری نه خواهری نه ازدواج کردم هر شب قبل خواب به نبود پدر مادرم و مرگشون و تنها موندنم فک میکنم خیلی میترسم اشک میریزم و اصلا از فکرم بیرون نمیره و اذیت میشم مدام.چیکار کنم اینقدر اذیت نشم قراره به دلایلی ازشون دور شم و کشور دیگ برم و ممکنه نهایتا سالی یکبار یا چند سال یکبار ببینمشون با این حس غم و گریه چیکار کنم؟