چند وقت پیش، منم دچار یک بحران عمیق شدم. به عنوان یک دانشجو، می خواستم خیلی موفق باشم و همیشه سعی می کردم از رقابت های درسی عقب نمونم. اما به خاطر فشار تحصیل و استرس، شروع کردم به عادت های ناسالم. هر بار که توی جمع بودم، احساس می کردم همه از من بهترن و این حس باعث می شد که بیشتر به خودم برسم و با تنهایی بجنگم. فکر می کردم با این کار می تونم به آرامش برسم اما هر بار بدتر می شدم. به خودم قول می دادم که تمومش کنم و از دوستم کمک بگیرم، ولی باز هم دوباره به همون نقطه برمی گشتم. الان در حال تلاش برای کنترل این وضعیت هستم، اما گاهی هنوز هم احساس می کنم توی یک چرخه باطل گیر افتادم و نمی دونم باید چیکار کنم.