همسرم با خانواده ام نمیسازه!

دیگه از دست همسرم خسته شدم. ما دو ساله ازدواج کردیم و از همون روز اول مدام پشت خانواده من بدگویی میکنه. تلفن یک لحظه از دستش نمی افته. کار به جایی رسیده که با کوچکترین دعوایی بدترین فحش ها رو به خانواده من میده و من سکوت میکنم. خانواده من کاری با زندگی ما ندارن و در حد توانشون ما رو حمایت کردن. حتی خونه ای که ما توش میشینیم برای پدرمه و البته من اجاره اش رو هر ماه پرداخت میکنم اما همسرم معتقده چرا ما باید اجاره بدیم و مجانی باید بدن چون وظیفشونه. بهترین طلا و هدایا ها رو برای همسرم میخرن اما اون حتی یکبار دعوتشون نکرده خونمون. مادر و خواهر همسرم هم دقیقا شبیه به خودشن و کلا با خانواده مرد مشکل دارن. به شدت حسود و اهل حرفه. بار ها مراجعه به روانشناس داشتیم و به همسرم توصیه کردن بره درسش رو ادامه بده و یا سر خودش رو به نحوی گرم کنه تا از این حرف و حدیث ها دور بمونه. استوری های طعنه امیز میذاره و خانواده من سعی میکنن اصلا سمت ما نیان چون ارامششون به هم ریخته. حتی به من زنگ هم نمیزنن . توی جنگ با برادر و خواهرام رفتن شمال و به ما نگفتن چون دیگه خسته بودن از این رابطه. آخرین باری که رفتیم سفر با خانواده من وسط ویلا جیغ و فریاد هایی همسرم زد که آبرو برای من نموند فقط به خاطر اینکه من یادم رفته بود شکلات براش بخرم و به خانواده من گفت گدا گشنه. من خسته شدم. اوایل طرف همسرم بودم اما حالا دیگه بهم اثبات شده این خانم تعادل روانی نداره. حسادت عجیبی به زنها داره حتی اگر من مادرم رو در آغوش بگیرم بدترین حرفها رو میزنه.
حتی اجازه ندارم تو فضای مجازی بچرخم سریع میگه کیو داری دید میزنی. با این شرایط حتی دیگه به بچه هم نمیتونم فکر کنم با اینکه عاشق این بودم خانواده داشته باشم😔
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
جناب امیر علی تشخیص شما کاملا درست است و همسرتان تعادل روانی ندارد،و چیزیست که آموخته،و درست نخواهد شد،،وقت خودتان را تلف نکنید زندگی را بر خود تلخ نکنید ،تصمیم گیری درست داشته باشید با کسی زندگی کنید که به خودتان و خودتان احترام بگذارد

تجربه های یاری دهنده

وضعیتی که تو توش قرار داری واقعاً سخت و آزاردهنده‌ست. احساس خستگی و ناامیدی‌ای که از رفتار همسرت داری، کاملاً قابل درکه. اینکه کسی که باید شریک زندگی‌ات باشه، به خانواده‌ات توهین کنه و اینقدر به تو فشار بیاره، می‌تونه زندگی مشترکت رو به شدت تحت تأثیر قرار بده.

الان به نظر می‌رسه که در یک وضعیت بحرانی هستی. از یک طرف، تو در تلاش برای حفظ روابط با خانواده‌ات هستی و از طرف دیگه، همسرت نه تنها به تو بلکه به خانواده‌ات هم بی‌احترامی می‌کنه. این وضعیت می‌تونه به مرور زمان احساس تنهایی و ناامیدی رو در تو ایجاد کنه و حتی به رابطه‌ات با همسرت آسیب جدی بزنه. در واقع، تو در میانه یک تضاد عاطفی قرار داری: بین عشق به همسرت و وفاداری به خانواده‌ات.

مسئله اصلی اینجاست که همسرت به نظر می‌رسه با احساسات منفی و عدم اعتماد به نفس در ارتباط با خانواده‌ات دست و پنجه نرم می‌کنه. این رفتارها می‌تونه ناشی از حسادت، عدم اعتماد به نفس یا حتی الگوهای رفتاری که از خانواده‌اش به ارث برده باشه، باشه. این رفتارها نه تنها به خودش آسیب می‌زنند بلکه بر روی تو و روابطت با خانواده‌ات هم تأثیر منفی می‌گذارند.

توصیه می‌کنم که برای مدیریت این وضعیت، چند اقدام عملی انجام بدی:

1. **گفت‌وگوی صادقانه**: سعی کن در یک زمان آرام و بدون تنش، درباره احساساتت با همسرت صحبت کنی. به او بگو که این رفتارها چقدر بر روی تو و روابط خانوادگی‌تان تأثیر می‌گذارد و چقدر برایت مهم است که این موضوع حل شود.

2. **مرزگذاری**: به همسرت بگو که تو نمی‌تونی به توهین‌ها و بدگویی‌ها علیه خانواده‌ات گوش کنی. تعیین مرزهای سالم می‌تواند به او کمک کند تا بفهمد که این رفتارها قابل قبول نیستند.

3. **مشاوره مجدد**: اگر امکانش هست، دوباره به مشاوره مراجعه کنید. این بار می‌توانید بر روی حل مشکلات عاطفی و رفتاری همسرت کار کنید.

4. **حمایت از خودت**: به خودت وقت بگذار و با خانواده‌ات ارتباط برقرار کن. احساس تنهایی و ناامیدی رو با ارتباط با افرادی که دوستت دارند، کاهش بده.

5. **فکر به آینده**: اگر این وضعیت ادامه پیدا کند، ممکن است نیاز باشد به این فکر کنی که آیا این رابطه برای تو سالم و پایدار است یا نه.

یادت باشه که تو تنها نیستی و این وضعیت قابل تغییر است. با صبر و تلاش، می‌توانی به یک راه‌حل برسید. امیدوارم که به زودی آرامش و خوشبختی را در زندگی‌ات پیدا کنی.

نمیخوام کودک همسر باشم

من 17 سالمه . راستش ۸ ماه با دوست پسرم اشنا شدم چهار ماه پیش اومدن خواستگاری و خانوادش مخالف راستش من بخاطرش خودکشی کردم ولی بعدش که برگشت خانوادش تقرببا راضی کردن بخاطر اختلاف سنی زیاد ۱۱ سال و اینکه کودک همسر میشم نمیخام ازدواج کنم ولی مادرم بخاطر شغل پول و…. میخاد بگه باهاش ازدواج کن تاحدی که گفته از ارث محرومت میکنم راستش من نمیخام الان برم …

درخواست مشاوره

درود بر شما ازدواج با مردی که ده سال از من کوچیکتر است، درسته؟ چهل و نه ساله هستم و از قبل ازدواجی نداشتم این اقا منو دوستداره و پنج ماه از رابطه ما میگذده.سپاس از شما

درخواست مشاوره

درود بر شما ازدواج با مردی که ده سال از من کوچیکتر است، درسته؟ چهل و نه ساله هستم و از قبل ازدواجی نداشتم این اقا منو دوستداره و پنج ماه از رابطه ما میگذده.سپاس از شما

مردی که عاشقشم منو نمیگیره

درود و مهر فراوان. سی و هشت سالمه و در گذشته یک عقد ناموفق داشتم. الان هفت ساله با مردی در یک رابطه ام. عاشقانه دوستش دارم💔 بی مهری نیست که به من نکرده باشه این مرد اما با تمام وجودم کنارش ماندم من وضع مالی نسبتا مناسبی دارم و مستقلم . این آقا رو از صفر به همه چیز رساندم کسی که حتی یک موتور نداشت بهش چک دادم …