سکته مغزی کردم و حالا از مرگ میترسم

درود بر شما
بنده آقایی ۶۳ ساله هستم که اواسط جنگ سکته مغزی کردم. اکنون بهبود حاصل شده اما هر شب با ترس مرگ نمیتوانم بخوابم. شرایط مالی بنده به گونه ای نیست تا از متخصص کمک بگیرم و حقوق بازنشستگی ام کفاف نمیدهد. نمی توانم فکر کردن به مرگ را متوقف کنم
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
درود بر شما،،از دکتر خود بخواهید برایتان داروی آرام بخش تجویز کند و فراموش نکنید فرصت بهبودی داشتید و الان را دریابید،،همه ما انسانها ترس از مرگ داریم اونقدری که از لحظه غافل میشویم،از راه رفتن در فضای باز غافل نشوید و تغذیه سالم،،

تجربه های یاری دهنده

ترس از مرگ و احساس ناامنی پس از یک تجربه جدی مانند سکته مغزی کاملاً طبیعی است. این احساسات، به‌ویژه بعد از یک بحران سلامت، می‌توانند به شدت آزاردهنده باشند و بیدار ماندن در شب به خاطر آن‌ها می‌تواند کیفیت زندگی شما را تحت تأثیر قرار دهد.

شما در حال حاضر در وضعیتی قرار دارید که با ترس از مرگ و نگرانی‌های مربوط به سلامتی خود دست و پنجه نرم می‌کنید. این ترس می‌تواند ناشی از تجربه‌های سختی باشد که پشت سر گذاشته‌اید و همچنین می‌تواند به احساس آسیب‌پذیری و عدم کنترل بر زندگی‌تان منجر شود. این احساسات می‌توانند ریسک‌های روانی و جسمی برای شما به همراه داشته باشند، اما در عین حال اگر به درستی به آن‌ها پرداخته شود، می‌توانند به فرصتی برای رشد و بهبود وضعیت روحی شما تبدیل شوند.

مسئله اصلی شما احتمالاً به ترس از مرگ و نگرانی‌های مرتبط با آن برمی‌گردد. این ترس می‌تواند به احساسات اضطراب و ناامیدی منجر شود و شما را در میان احساسات منفی و واقعیت‌های زندگی قرار دهد. در حال حاضر، شما در نقطه‌ای هستید که ترس و اضطراب ممکن است بر تصمیم‌گیری‌های روزمره شما تأثیر بگذارد و احساسات را به چالش بکشد.

برای مدیریت این وضعیت، می‌توانید اقداماتی را انجام دهید:

1. **تنفس عمیق و مدیتیشن**: هر روز چند دقیقه را به تنفس عمیق و مدیتیشن اختصاص دهید. این کار می‌تواند به آرامش ذهن شما کمک کند و اضطراب را کاهش دهد.

2. **نوشتن احساسات**: سعی کنید احساسات و افکار خود را در یک دفترچه بنویسید. این کار می‌تواند به شما کمک کند تا احساسات خود را بهتر درک کنید و از آن‌ها فاصله بگیرید.

3. **فعالیت‌های روزمره**: سعی کنید برنامه روزانه‌ای برای خود ایجاد کنید. فعالیت‌های ساده مانند پیاده‌روی، باغبانی یا هر فعالیتی که به شما لذت می‌دهد می‌تواند به شما کمک کند تا ذهنتان را مشغول کنید.

4. **گفت‌وگو با دوستان یا خانواده**: با افرادی که به آن‌ها اعتماد دارید، در مورد احساساتتان صحبت کنید. این ارتباطات می‌تواند به شما احساس حمایت بدهد.

5. **مراجعه به منابع آنلاین**: اگر امکان مراجعه به متخصص را ندارید، می‌توانید از منابع آنلاین رایگان استفاده کنید. بسیاری از وبسایت‌ها و ویدئوها تکنیک‌های آرامش‌بخشی را آموزش می‌دهند.

به یاد داشته باشید که این احساسات موقتی هستند و با تلاش و استفاده از تکنیک‌های مختلف، می‌توانید آن‌ها را مدیریت کنید. با صبر و پشتکار، می‌توانید این دوره سخت را پشت سر بگذارید و به یک زندگی با کیفیت‌تر دست پیدا کنید. امیدوارم که با گام‌های کوچک، به آرامش و ثبات بیشتری برسید. 🌼

عصبی واسترس

من بخاطر اتفاقاتی که تو زندگیم افتاد خیلی عصبی واسترسی شدم نمیدانم چطور کنترل کنم

خواب

من از جنگ تا الان الپرازولام یک درصد میخورم شبها، الان داره اثربخشیش کم میشه، ملاتونین هیچ اثری نداره ، مغزمو با قرص باید خاموش کنم، احساس میکنم adhd دارم، بنظرتون چه قرصی جایگزین کنم

من بحران بزرگسالی دارم ؟

سلام من ترم دوم دانشگاه هستم از چندین سال قبل یه حالت های افسردگی داشتم اما فکر کردم بخاطر مدرسه است اما بعد از اینکه دانشگاه قبول شدم بهتر شد رشته ی مورد علاقه ام قبول شدم اما بعد دو ترم بازم به حالت قبل برگشتم حالم بد و میخواستم برگردم خونه اما چون به تهران انتقالی نمیتونم بگیرم رفتم دنبال اینکه مرخصی بگیرم تا بتونم کنکور بدم انصراف نه …

میترسم و مضطربم

با ترس جنگ و صداها چطور کنار بیام؟ صدای میشنوم قلبم محکم میزنه دارو میخورم اما حالم بده