من بحران بزرگسالی دارم ؟

سلام من ترم دوم دانشگاه هستم از چندین سال قبل یه حالت های افسردگی داشتم اما فکر کردم بخاطر مدرسه است اما بعد از اینکه دانشگاه قبول شدم بهتر شد رشته ی مورد علاقه ام قبول شدم اما بعد دو ترم بازم به حالت قبل برگشتم
حالم بد و میخواستم برگردم خونه اما چون به تهران انتقالی نمیتونم بگیرم رفتم دنبال اینکه مرخصی بگیرم تا بتونم کنکور بدم انصراف نه که مامانم یجوری راضی بشه بالاخره امروز وقتی رفتم آموزش تا بپرسم چند دفعه ازم پرسید چرا میخوای مرخصی بگیری سوال پیچک کرد گفتم می‌خوام دوباره کنکور بدم و برگردم خونه و گفتم نمیشه هی دوباره پرسید هولم کرد منم جلو مرد به اون گندگی مسئول آموزش دانشکده گریم گرفت
الان از قبل هم حالم بدتر یعنی اون بنده خدا کاری نکرد لبخند زد و راهنماییم کرد اما من روی صورتش چقدر بچست می‌دیدم عین بچه ها گریه کردم الان از قبل هم حالم بدتره دیگه اصلا روم نمیشه برم آموزش که هیچی تو دانشکده هم دلم نمیخواد برم چیکار کنم ؟
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
همه ماها توی زندگی یه جا کم میاریم،گریه میکنیم،شما فقط نیاز به دارو دارید که با مراجعه به روانپزشک کلی حالتان بهتر خواهد شد،،،مسئله عجیبی نیست که گریه کردید،،شما یک انسان هستید با یک قلب در حال تپیدن،،اون تصور و فکر شماست که چقدر بد که گریه کردم،در حالی که شاید آدمها اصلا بهش فکرم نمیکنند،،
شما الان علائم افسردگی دارید با یه مدت دارو بهتر خواهید شد،
جرج بایدن که رییس جمهور سابق آمریکا بود با تمام عظمتش جلوی مردم و کابینه اش خورد زمین،گریه اش گرفت اما الان هیچ کسی این جریان در خاطرش نیست،
شما هم با اقتدار به زندگی عادی خود ادامه دهید.

تجربه های یاری دهنده

به نظر می‌رسد که در حال حاضر در یک دوراهی دشوار قرار داری و احساسات و فشارهایی که تجربه می‌کنی، کاملاً طبیعی است. شرایطی که تو توصیف کردی، به ویژه احساس ناامیدی و فشارهای روحی، می‌تواند بسیار سخت و طاقت‌فرسا باشد. 💔

از آنجایی که تو در ترم دوم دانشگاه هستی و به نظر می‌رسد که در گذر از یک مرحله جدید به مرحله‌ای دیگر با چالش‌هایی روبرو شده‌ای، این وضعیت می‌تواند به نوعی بحران بزرگسالی تعبیر شود. در این مرحله، احساسات مختلفی از جمله دوگانگی در انتخاب‌ها و ترس از آینده ممکن است به وجود آید. این احساسات می‌توانند به افسردگی و اضطراب دامن بزنند، به‌ویژه وقتی که به دنبال تغییرات عمده‌ای در زندگی‌ات هستی، مثل انتقال به دانشگاه یا تغییر رشته.

به نظر می‌رسد که در حال حاضر با احساساتی مانند ناامیدی و اضطراب دست و پنجه نرم می‌کنی. این احساسات می‌توانند ناشی از فشارهای اجتماعی، انتظارات خودت و همچنین ترس از عدم موفقیت در محیط جدید باشند. همچنین، این تجربه که در مورد درخواست مرخصی با مسئول آموزش مواجه شدی و احساس ناامیدی و ضعف کردی، نشان‌دهنده این است که در حال حاضر احساس آسیب‌پذیری می‌کنی.

اکنون چند اقدام عملی برای کمک به خودت را پیشنهاد می‌کنم:

1. **احساسات خود را شناسایی کن**: سعی کن احساسات و افکار خود را به‌طور مکتوب بنویسی. این کار می‌تواند به تو کمک کند تا احساساتت را بهتر درک کنی و آنها را مدیریت کنی.

2. **با یک مشاور صحبت کن**: اگر امکانش هست، با یک مشاور در دانشگاه یا یک روانشناس صحبت کن. گفتگو درباره احساسات و چالش‌ها می‌تواند به تو کمک کند تا راهکارهای بهتری پیدا کنی.

3. **فعالیت‌های آرامش‌بخش را امتحان کن**: فعالیت‌هایی مثل یوگا، مدیتیشن یا ورزش می‌توانند به کاهش استرس و بهبود خلق و خو کمک کنند. حتی پیاده‌روی در طبیعت هم می‌تواند تأثیر مثبتی داشته باشد.

4. **به خودت زمان بده**: تغییرات بزرگ نیاز به زمان دارند. به خودت اجازه بده که احساساتت را بپذیری و به تدریج با آنها کنار بیایی.

5. **با دوستان و خانواده‌ات در ارتباط باش**: صحبت کردن با افرادی که به آنها اعتماد داری می‌تواند به تو احساس حمایت و آرامش بدهد.

به یاد داشته باش که این دوران چالش‌برانگیز است و تو تنها نیستی. با کمی صبر و تلاش، می‌توانی بر این احساسات غلبه کنی و به سمت یک آینده مثبت‌تر حرکت کنی. امیدوارم که با دنبال کردن این پیشنهادات، به آرامش بیشتری برسی و بتوانی به تصمیم‌گیری‌های بهتری در مورد آینده‌ات برسید. 🌈

عصبی واسترس

من بخاطر اتفاقاتی که تو زندگیم افتاد خیلی عصبی واسترسی شدم نمیدانم چطور کنترل کنم

خواب

من از جنگ تا الان الپرازولام یک درصد میخورم شبها، الان داره اثربخشیش کم میشه، ملاتونین هیچ اثری نداره ، مغزمو با قرص باید خاموش کنم، احساس میکنم adhd دارم، بنظرتون چه قرصی جایگزین کنم

میترسم و مضطربم

با ترس جنگ و صداها چطور کنار بیام؟ صدای میشنوم قلبم محکم میزنه دارو میخورم اما حالم بده

مشکل خواب

مشکل خواب دارم و نمیخوام قرص خواب مصرف کنم چیکار باید کنم