بیماری

من ۳ سال پیش بیماری hpvگرفتم والان خیلی استرس و اضطراب شدیدی دارم حتی فکر میکنم افسرده هم شدم میخواستم ببینم با استرسم چیکار کنم؟
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
اینکه بیماری شما در چه مرحله‌ای است مهم است الان در چه حالی هستید؟و این بیماری درمان دارد می‌توانید آن را کنترل کنید کافیست از خودتان مراقبت کنید برای اضطراب و استرس حتماً به روانپزشک مراجعه کنید در کنارش روان درمانگر, یک سری تکنیک در گوگل سرچ کنید برای کاهش اضطراب و آرامسازی

می‌فهمم چقدر می‌تونه سنگین باشه… مخصوصاً وقتی سه سال ازش گذشته و ناگهان دوباره اضطراب و فکرهای تکراری حمله می‌کنن. این‌که می‌گی حتی فکر افسردگی هم میاد، یعنی استرس فقط “ذهنی” نیست و داره زندگی روزمره‌ات رو هم تحت‌تأثیر قرار می‌ده.

### الان کجای ماجرا هستی؟
تو در فاز «ابهام + ترسِ ذهنیِ آینده» گیر افتادی. از یک طرف، HPv ممکنه نگرانی درباره بدن و سلامت جنسی ایجاد کنه؛ از طرف دیگه، مغز وقتی تهدید رو لمس می‌کنه، وارد حالت هشدار می‌شه و افکارِ چک‌کردنی/نشخوار فکری شکل می‌گیره.
مزیت این موقعیت اینه که تو دنبال راه افتادی و آگاهی داری؛ ریسک اصلی اما اینه که اضطراب به مرور تبدیل بشه به چرخه “فکر → استرس شدید → تلاش برای آرام شدن → موقتاً بهتر → برگشت فکر”.

### احتمال الگوی روان‌شناختی
- **اضطراب مزمن و نشخوار فکری**: افکار تکراری مثل “نکنه بدتر بشه؟” یا “من چی کار کردم؟”
- **برچسب‌زنی به خود** (بدون اینکه لزوماً مقصر باشی): استرس ممکنه از خود بیماری شروع بشه و بعد به شخصیتت هم سرایت کنه (“من دیگه خوب نیستم”).
- **افسردگیِ همراه یا فرسودگی**: نه لزوماً افسردگی قطعی، ولی وقتی اضطراب طولانی می‌شه، خلق می‌تونه افت کنه.

### تو دقیقاً کجای چرخه‌ای؟
به نظر میاد بین **نگرانی از واقعیت پزشکی** و **ترسِ ذهنیِ بدترین سناریو** معلقی. یعنی بدنت می‌خواد مطمئن بشه، اما ذهنت با “اطمینان قطعی” سروکار نداره و همین باعث می‌شه آرامش دیرتر بیاد.

### چند اقدام عملی، اولویت‌دار (واقع‌بینانه و قابل اجرا)
1) **یک کارِ قطعی پزشکی برای کاهش ابهام** انجام بده: اگر مدت‌ها چک نشده، با پزشک/کلینیک مربوط (متناسب با نتیجه‌های قبلی) درباره وضعیتت و پیگیری‌های لازم برنامه دقیق بگیر. استرس با “برنامه روشن” خیلی سریع‌تر کم می‌شه.
2) **چک‌کردن و جستجوی افراطی** (گوگل/شبکه‌ها/علائم‌خوانی) را محدود کن. این کار معمولاً اضطراب را موقتاً کم نمی‌کند؛ فقط چرخه را فعال‌تر می‌کند. برای خودت زمان محدود تعیین کن (مثلاً روزی ۱۰ دقیقه، نه دائمی).
3) **تکنیک توقف نشخوار (۳ قدمی)**:
- افکار را “یک فکرِ اضطرابی” نام‌گذاری کن، نه حقیقت.
- از خودت بپرس: *الان چه چیزی در دسترس من است؟* (مثلاً وقت دکتر، پیگیری آزمایش، خواب)
- بعد یک اقدام کوچک و مشخص انجام بده (نه بررسی ذهنی).
4) **برای کاهش موج اضطرابِ لحظه‌ای**:
تنفس ۴-۶ (۴ ثانیه دم، ۶ ثانیه بازدم) به مدت ۳ دقیقه + یک کار حسی زمینی‌ساز (مثل نگه داشتن یک لیوان آب سرد یا لمس چیزی بافت‌دار).
5) اگر **علائم افسردگی** پررنگ شده (بی‌حوصلگی طولانی، اختلال خواب/اشتها، ناامیدی مداوم)، بهتره حتماً با یک متخصص سلامت روان هم‌زمان بررسی بشه—نه چون “قطعاً افسردگی داری”، بلکه چون استرس طولانی می‌تونه فرسودگی واقعی ایجاد کنه.

### جمع‌بندی
تو تنها نیستی و این اضطراب می‌تونه کام

پرسش و پاسخ‌های مشابه

شاید برخی شباهت ها در این پرسش ها به شما یاری برساند

کمبود اعتماد به نفس و عزت نفس

یه بار دیگه مینویسم…لطفا کمکم کنید چجوری انگیزمو بیشتر کنم چندوقتیه به یه ورزشی علاقه مند شدم اما..انگیزه میخوام برای شروع کردن و ادامه دادن..

تردید در عشق

دو ساله باهاشم حرف از ازدواجم میزنیم حدود ا ماهه خیلی دارن استرس و ناراحتی میکشم که نکنه عاشقش نباشم نکنه نخامش نکنه زندگیمون نابود شه و و و حتی اگه بی ربط تدین اتفاقم بیوفته ربطش میده به اینکه نکنه عاشقش نیستم دارم نابود میشم دیگه یجوری کمکم کنید

وسواس فکری

سلام من ۲۰ سالمه،،۱۴ سالم که بود با یه پسری تو رابطه بودم که بهشون عکس نود دادم،،بعد از این همه سال،چندوقت پیش به من پیام داد و احوالپرسی کرد و گفت بخاطر اشتباهاتم منو ببخش اما من الان ذهنم درگیره اگه عکس نود رو داشته باشه چی؟ اگه پخشش کنه چی؟ دو هفتس خواب و خوراک ندارم اصلا از ذهنم بیرون نمیره

دروغ

من همسرم ادم بد بین و یه چیزیو بزرگ میکنه و دروغ میگه درسته خیلی مهربونه فقط وقتی حرفو بزرگ میکنه من خیلی وقتا میفهمم ولی نمیدونم چه برخوردی کنم

دانستنی های مرتبط

افزایش میزان داتایی علمی در خصوص این پرسش