جنسیت زدگی

سلام ایام به کامتون باشه ، من حدود دو سال به لطف خدا مادر شدم و خدا دختری به من هدیه داده از روزی که خانواده خودم فهمیدن فرزندم دختره به اشکال مختلف منو آزار دادن به اصطلاح شستشو مغزی بدن که آره دختر بهتره زود ازدواج کنه در صورتیکه خود من تجربه خوبی از ازدواج در سن کم ندارم و ترجیحم اینه دخترم حداقل تا ۲۵ سالگی به رشد فردی و اجتماعیش برسه و در صورت تنایل خودش با فرد مناسب ازدواج کنه یا دائممممم میخوان بگن زن تحت هر شرایطی حتی اگر مرد خیانت کرد یا دست بزن داشت مجبوره بسازه چون بعد طلاق سرنوشت خوبی نداره در حالیکه اینم به کرات به من ثابت شده اگر دلایل خوبی برای طلاق هست پایان تلخ بهتر از تلخی بی پایانه و خیلی سعی دارن خیانت و آزار مرد عادی جلوه بدن در حالیکه نه پدرم نه حتی همسرم خودم هرگز این مشکلات نداشتن این برام خیلی جای سواله البته مشکلات منو خانوادم از زمان بارداری من شروع نشد قبل بارداریم هم بود چون بشدددت پسر دوست هستن و البته هول بودن برادرم هم بی تاثیر نیست میخوان بگن کار عادیه که اون انجام میده ولی فشار روانیش برای منه حالا با این اوصاف من دائم بصورت ذهنی در گارد دفاعی هستم که مردی به من یا دخترم که عزیزترین داراییم هست آسیب نزنه تا جایی که از اکثر مردا و حتی خانواده های پسر دار بیزار شدم دوست ندارم بهم نزدیک بشن بنظرتون چه کنم که از این دور باطل و وسواس فکری برای دفاع از دخترم و آینده خارج بشم
تشکر
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
برای مقابله کردن با این وسواس لازم است که در ابتدا افکار و عواملی که سبب می شود علائم در شما ظاهر گردد را به خوبی بشناسید. برای مقابله می توانید نکات زیر را در نظر بگیرید.

یک دفتر را برداشته و عواملی که سبب بروز افکار وسواس گونه می شوند را بنویسید.
بر اساس شدت اضطراب و علائمی که برای هر کدام از این عوامل تجربه کرده اید، آن ها را درجه بندی کنید.
پس از آن راهکارهایی که به ذهنتان برای کنترل می رسد یا این که امتحان کرده اید را نیز یادداشت کنید.
این کار باعث می شود تا ذهن شما مرتب تر شده و به یاد بیارید تا در شرایط وقوع افکار وسواسی چه کاری ذهن شما را آرام می کند و سعی کنید تا برای آرام شدن تلاش کنید نه انجام اجبارها و الگوهای منفی!نکته بسیار مهمی که باید بدانید این است که نوشتن افکار بسیار دشوارتر از فکر کردن به آن خواهد بود، به همین دلیل است که پزشکان بر این باور هستند که با نوشتن افکار وسواسی شما احتمالاً زودتر از بین می روند. سعی کنید تا نوشتن را ادامه دهید و هدف آن ثبت دقیقاً چیزی است که فکر می کنید، حتی اگر عبارات مشابه را بارها و بارها تکرار کنیدسعی کنید سبک زندگی خود را تغییر دهید. تغییر در سبک زندگی می تواند به صورت کاملا ویژه ای زندگی شما را تغییر دهد(به این معنا که نسبت به حرف‌های اطرافیان بی‌تفاوت باشید و فقط شنونده باشید)
اگر شما دخترتان را پذیرش کنید دیگران هم یاد می‌گیرند که او را پذیرش کنند و به او احترام بگذارند پس همه چی به شما بستگی دارد

وضعیت تو واقعاً دشوار و پرچالش به نظر می‌رسه. فشارهایی که از طرف خانواده و جامعه بهت وارد می‌شه، می‌تونه حس ناامنی و اضطراب زیادی رو ایجاد کنه. به‌خصوص وقتی که می‌خواهی بهترین‌ها رو برای دخترت فراهم کنی و در عین حال با انتظارات و باورهای نادرست دیگران دست و پنجه نرم کنی. این احساسات کاملاً طبیعی و قابل درک هستند. 💔

الان در موقعیتی قرار داری که از یک سو می‌خواهی از دخترت محافظت کنی و از سوی دیگر به خاطر تجربیات و نگرانی‌هایت، نسبت به مردان و روابط احساسی دچار وسواس فکری شده‌ای. این وضعیت می‌تونه به مرور زمان نه تنها به تو آسیب بزنه، بلکه بر روی رشد و تعامل دخترت هم اثر منفی بذاره. در واقع، تو در میانه ترس و تصمیم‌گیری قرار داری: از یک سو می‌خواهی او را از آسیب‌ها دور کنی و از سوی دیگر می‌دانی که باید به او یاد بدهی چطور با دنیا و روابطش مواجه بشه.

به نظر می‌رسه که تو در حال تجربه یک حالت دفاعی هستی که به خاطر تجربیات منفی و فشارهای اجتماعی شکل گرفته. این احساسات و نگرانی‌ها می‌توانند به‌راحتی به افکار منفی و دور باطل منجر شوند. حالا، بیایید چند مرحله عملی برای خروج از این وضعیت بررسی کنیم:

1. **شناسایی و مدیریت احساسات**: سعی کن احساسات خود را شناسایی کنی. چه وقت و در چه شرایطی این احساسات به اوج می‌رسند؟ نوشتن احساساتت می‌تواند کمک کند تا آن‌ها را بهتر درک کنی و از شدتشان بکاهی.

2. **آموزش به دخترت**: به جای نگرانی مداوم، می‌توانی به دخترت مهارت‌های زندگی و آگاهی از روابط سالم را آموزش دهی. این کار به او کمک می‌کند تا در آینده تصمیمات بهتری بگیرد و کمتر تحت تأثیر فشارهای اجتماعی قرار بگیرد.

3. **گفتگو با خانواده**: اگر ممکن است، با خانواده‌ات در مورد نگرانی‌ها و احساساتت صحبت کن. شاید آن‌ها متوجه نشوند که رفتارشان چقدر بر تو و دخترت تأثیر می‌گذارد.

4. **مشاوره حرفه‌ای**: اگر احساس می‌کنی که این فشارها و وسواس‌های فکری به شدت زندگی‌ات را تحت تأثیر قرار داده، مشاوره با یک روان‌شناس می‌تواند بسیار کمک‌کننده باشد. آن‌ها می‌توانند به تو در مدیریت احساسات و نگرانی‌هایت کمک کنند.

5. **توجه به خودت**: به خودت زمان بده و به فعالیت‌هایی که به تو احساس آرامش و خوشحالی می‌دهند، بپرداز. این کار می‌تواند به کاهش استرس و اضطراب کمک کند.

به یاد داشته باش که تو تنها نیستی و بسیاری از مادران با چالش‌های مشابهی روبرو هستند. امیدوارم با این راهکارها بتونی آرامش بیشتری پیدا کنی و فضای بهتری برای رشد و شکوفایی دخترت فراهم کنی. 🌼

Sara
19 آگوست 2026

تشکر از پاسخ گویی هر دو بزرگوار
من وقتی حرفی زده میشه که جنسیت زده باشه چه حضوری و چه حتی دیالوگ یک فیلم بشدت عصبی و خشمگین میشم بنظرتون چطور این خشم متفی به نوع مثبتش تبدیل کنم

مبینا
19 آگوست 2026

به نظرم فارغ از ایتکه چه چیزی داره موجب خشمت میشه ، روی کنترل خشم کار کن . این می تونه موثر باشه . چون مهم نیست چی داره تو رو عذاب میده . مهم اینه که تو عذاب نکشی

پرسش و پاسخ‌های مشابه

شاید برخی شباهت ها در این پرسش ها به شما یاری برساند

خانواده(زناشویی)

همسرم علاقه زیادی به خواهرش داره و براش همه کاری می‌کنه و باعث حسادت و حال بد من شده چیکار کنم

استرس عاطفی

۲ ساله با همیم حتی راحب ازدواجم حرف میزنیم من حدود ۱ ماه این حس که نکنه عاشقش نباشم نکنه نخامش نکنه زندگیمون خراب شه و و و هرچی میشه مغزم میگه تو عاشق نیستی حتی بی ربط ترین اتفاقات دیکه دارم نابود میشم

ایا نیازه برم پیش روانشناس

چند وقتیه حس افسردگی میکنم ولی نمیتونم به خانوادم بگم چون حس میکنم نگران میشن مطمئنم نیستم افسردم یانه دوستو رفیق ندارم معمولا خوابم وهیچ هدفی ندارم

اضطراب منفی بینی و بد بینی و ترس

من تقریبا یک ساله نامزدم و کاملا زندگی مشترک خوبی دارم همه خیلی عالیه و خیلی خوشبختیم فقط اینکه این فکر هایی ک دارم هر روز بعد این ک بیدار میشم تا موقع خواب فکرای پر از منفی نگری و بدبینی و ترس و اضطراب دارم همسرم موقع ک سر کاره هیی تو ذهنم میاد ک نکنه بلایی سرش بیاد نکنه چیزی بشه واسه هر کدوم از دوتامون نتونیم بریم …

دانستنی های مرتبط

افزایش میزان داتایی علمی در خصوص این پرسش