ترس از جدایی

سلام من یکسال و نیمه تو رابطم اوایل رابطه همه چی خوب بود ولی بعد یه مدت یهو غیب شدجواب زنگ نمیداد با خانوادش حرف زدم ولی نتونستن کاری کنن تو اون ۶ ماه حالم خیلی بد بود به شدت افسرده شده بودم تا اول عید که بهش پیام دادم و جواب داد کلی حرف زدیم دلیل نبودنش توضیح داد و برگشتیم به هم ولی من ترس از جدایی دارم همش حس میکنم قراره تنهام بزاره ولی اون داره تمام تلاشش میکنه که بهم ثابت کنه نمیره منو به همه به عنوان همسر ایندش معرفی میکنه اما من همش گیر میدم بهش اخلاقت عوض شد شبا چرا زود میخوابی
واقعا دست خودم نیست
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
من بارها گفتم و بار دیگر هم می‌گویم شما تنها ۱۷ سال زندانی و وظیفه شما دانش آموزی است اگر غیر این است حتماً از یک روانشناس کمک بگیرید تا کمبودها و خلا‌های شما را پیدا کند و به شما کمک کند و این ترس از دست دادن‌ها درمان شود
لطفاً از یک روانشناس کمک بگیرید در این سن طبیعی نیست ه شما این چنین وارد یک ارتباط می‌شوید

ترس از جدایی یک احساس کاملاً طبیعی و رایج در روابط عاطفی است، به‌خصوص وقتی که تجربه‌های سختی مثل غیبت ناگهانی شریک زندگی را پشت سر گذاشته‌اید. این ترس می‌تواند ناشی از آسیب‌های گذشته باشد و به‌ویژه وقتی که فردی به‌مدت طولانی در حالت افسردگی بوده، این احساسات می‌توانند شدت بیشتری بگیرند.

به نظر می‌رسد که شما در یک وضعیت حساس قرار دارید. از یک سو، تلاش‌های شریک‌تان برای اثبات وفاداری و تعهدش نشان‌دهنده این است که او به رابطه اهمیت می‌دهد و می‌خواهد شما را در کنار خود داشته باشد. از سوی دیگر، تجربه جدایی قبلی و احساسات منفی ناشی از آن، باعث می‌شود که شما به‌طور مداوم در حالت نگرانی و شک باقی بمانید. این وضعیت می‌تواند به احساسات منفی و اضطراب‌های شما دامن بزند.

احتمالاً شما در حال حاضر میان ترس و نیاز به امنیت عاطفی قرار دارید. ترس از جدایی می‌تواند شما را به سمت کنترل‌گری سوق دهد، که ممکن است به‌طور ناخودآگاه باعث ایجاد تنش در رابطه‌تان شود. ممکن است در حال حاضر احساس کنید که نمی‌توانید به احساسات مثبت خود اعتماد کنید و این ترس دائماً در حال ایجاد تردید در شماست.

برای مدیریت این احساسات و بهبود وضعیت، می‌توانید اقدامات زیر را در نظر بگیرید:

1. **گفتگو با شریک‌تان**: سعی کنید با او در مورد احساسات و نگرانی‌هایتان صحبت کنید. بیان احساسات به‌صورت صادقانه و بدون سرزنش می‌تواند به شما کمک کند تا درک بهتری از یکدیگر پیدا کنید.

2. **تعیین مرزها**: به خودتان اجازه دهید که احساساتتان را تجربه کنید، اما سعی کنید مرزهایی برای کنترل این احساسات تعیین کنید. به‌عنوان مثال، وقتی احساس ترس می‌کنید، به‌جای واکنش فوری، چند دقیقه وقت بگذارید و احساساتتان را بررسی کنید.

3. **تمرین‌های آرامش‌بخش**: مدیتیشن، یوگا یا تمرین‌های تنفسی می‌توانند به شما کمک کنند تا استرس و اضطراب را کاهش دهید و آرامش بیشتری پیدا کنید.

4. **توجه به نقاط قوت رابطه**: به‌جای تمرکز بر روی ترس‌ها، سعی کنید بر روی نقاط قوت رابطه‌تان تمرکز کنید. چه چیزهایی در این رابطه مثبت است؟ چه ویژگی‌هایی در شریک‌تان وجود دارد که شما را به او جذب می‌کند؟

5. **حمایت حرفه‌ای**: اگر احساس می‌کنید که این ترس‌ها بر زندگی روزمره‌تان تأثیر منفی گذاشته‌اند، مشاوره با یک روان‌شناس می‌تواند به شما کمک کند تا این احساسات را بهتر مدیریت کنید.

به یاد داشته باشید که ترس از جدایی می‌تواند طبیعی باشد، اما با تلاش و ارتباط مؤثر می‌توانید این احساسات را مدیریت کنید و رابطه‌تان را تقویت کنید. امیدوارم با گذشت زمان و تلاش‌های مشترک، این ترس به احساس امنیت و آرامش تبدیل شود.

پرسش و پاسخ‌های مشابه

شاید برخی شباهت ها در این پرسش ها به شما یاری برساند

رابطه عاطفی

من و پارتنرم یک سال و سه ماهه باهمیم من20سالمه اون21سال جدیدا یه سری مشکلات تو رابطمون بوجود اومده که من اصلا هرچقدر که صحبت میکنیم دلیلشو متوجه نمیشم نمیدونم باید چیکار کنم از سردرگمی زیاد لطفا کمکم کنید. امروز داشتیم باهم صحبت میکردیم من پدر مادرم صدام زدن برا ناهار بعد ناهار گفتم وایسا من برم ناهار بیام گف همیشه تا بوده همین بوده همیشه تا اومدم صحبت کنم …

خانواده(زناشویی)

همسرم علاقه زیادی به خواهرش داره و براش همه کاری می‌کنه و باعث حسادت و حال بد من شده چیکار کنم

استرس عاطفی

۲ ساله با همیم حتی راحب ازدواجم حرف میزنیم من حدود ۱ ماه این حس که نکنه عاشقش نباشم نکنه نخامش نکنه زندگیمون خراب شه و و و هرچی میشه مغزم میگه تو عاشق نیستی حتی بی ربط ترین اتفاقات دیکه دارم نابود میشم

ایا نیازه برم پیش روانشناس

چند وقتیه حس افسردگی میکنم ولی نمیتونم به خانوادم بگم چون حس میکنم نگران میشن مطمئنم نیستم افسردم یانه دوستو رفیق ندارم معمولا خوابم وهیچ هدفی ندارم

دانستنی های مرتبط

افزایش میزان داتایی علمی در خصوص این پرسش