زیاد به فکر دیگران بودن

من همش نگران مادرمم طوریکه زندگی خودمو فراموش کردم درحالیکه من چند ساله ازدواج کردمو یه بچه دارم وهمش به فکر تنهایی و غصه وضعیت مالی مادرم رو میخورم و اینکه برادرام از وقتی ازدواج کردن مادرمو تنها گذاشتن و براشون مهم نیست
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
درود فراوان،،این ریشه در اضطراب شما دارد،،سطح اضطراب شما بالاست و باید توسط یک روانشناس بررسی شوید،،روانشناس در طی جلسات یا رویکردی که دارد به من می آموزد که مسئول تنهایی و حوادث مادرتان نیستید و اضطرابتان را کاهش می‌دهد

هنوز تجربه‌ای ثبت نشده است.

پرسش و پاسخ‌های مشابه

شاید برخی شباهت ها در این پرسش ها به شما یاری برساند

خانواده(زناشویی)

همسرم علاقه زیادی به خواهرش داره و براش همه کاری می‌کنه و باعث حسادت و حال بد من شده چیکار کنم

استرس عاطفی

۲ ساله با همیم حتی راحب ازدواجم حرف میزنیم من حدود ۱ ماه این حس که نکنه عاشقش نباشم نکنه نخامش نکنه زندگیمون خراب شه و و و هرچی میشه مغزم میگه تو عاشق نیستی حتی بی ربط ترین اتفاقات دیکه دارم نابود میشم

ایا نیازه برم پیش روانشناس

چند وقتیه حس افسردگی میکنم ولی نمیتونم به خانوادم بگم چون حس میکنم نگران میشن مطمئنم نیستم افسردم یانه دوستو رفیق ندارم معمولا خوابم وهیچ هدفی ندارم

اضطراب منفی بینی و بد بینی و ترس

من تقریبا یک ساله نامزدم و کاملا زندگی مشترک خوبی دارم همه خیلی عالیه و خیلی خوشبختیم فقط اینکه این فکر هایی ک دارم هر روز بعد این ک بیدار میشم تا موقع خواب فکرای پر از منفی نگری و بدبینی و ترس و اضطراب دارم همسرم موقع ک سر کاره هیی تو ذهنم میاد ک نکنه بلایی سرش بیاد نکنه چیزی بشه واسه هر کدوم از دوتامون نتونیم بریم …

دانستنی های مرتبط

افزایش میزان داتایی علمی در خصوص این پرسش