آیا اگر وسواسم را جدی نگیرم، حتماً به اختلال شدیدتری تبدیل می‌شود؟

سلام مادرم وسواس داره رو نظافت ،من هم شاید مسخره باشه بیش از ده ساله رو درس خوندنم وسواس دارم جز خودم این رفتار ها رو تو کسی ندیدم بزارید با جزئیات تعریف کنم بچه بودم مادرم وقتی مشقی رو می نوشتم پاک می کرد ، یا پاره می کرد و مجبورم می کرد دوباره بنویسم گاهی خودش حتا تکالیفم رو انجام می‌داد تا ابتدایی ، هیچ وقت رو درسم اونقدر که به تمیزی تکالیفم حساس بود حساس نبود ، همیشه بی حوصله ، تنها بودم تو مدرسه اونقدر سر نوشتن تحقیر شدم که حد نداشت می تونستم سریع بنویسم اما دقت در جزئیات باعث می‌شد عقب بمونم و نمره کمی بگیرم ولی خوب تست میزدم و تیزهوشان قبول شدم دوم راهنمایی این وسواس به اوجش رسید و حتا یک سطر هم نمی تونستم بنویسم و یادمه ۴۰ برگ پاره کردم تا یه سطر از فارسی رو بنویسم مادرم برگه ها رو چسبوند به سقف اتاقم و گفت نمی اندازمشون بیرون و اگه باز پاره کنی می چسبونم رو سقف، معدلم پایین ترین معدل شد اون سال ولی تا مدتی بعد بهتر شدم اما این وسواس نمود های دیگه ای پیدا کرد موقع کنکور یه سطر رو صد بار میخوندم ، کل کتابای بازار رو خریدم اما از همشون یه صفحه رو صد بار خوندم ۵۴۰۰۰ آوردم درس رو سر کلاس یاد گرفته بودم اما سر ازمون حساب کردم اگه تست هایی که بلدم رو بزنم زیر هزار نمیشم فقط ادبیات رو زدم ، من سه سال درگیر وسواس و کنکور بودم و آخرش نشد رفتم دانشگاه بازم وسواس داشتم فوق لیسانس دارم باز وسواس دارم برگشتم عقده‌ مو از کنکور رفع کنم و باز وسواس دارم ، گاهی میخوام فرار کنم از دست همه ، اونقدر بگردن نتونن پیدام کنن از دست همه خستم از دست خودم بیشتر

لطفن جواب بدید خانم مجرب
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
درود فراوان ،،نیاز به بررسی بیشتر دارید حتما از یک روانپزشک کمک بگیرید تا ببینند نیاز به دارو دارید یا خیر در کنارش روانشناس ،،،،اگر جدی نگیرید بیشتر و بیشتر خواهد شد

تجربه های یاری دهنده

یارا
19 جولای 2026

سلام، از اینکه این سال‌ها با چنین فشار و درگیری ذهنی سختی زندگی کرده‌اید و هنوز هم این احساس خستگی و وسواس را تجربه می‌کنید، واقعاً درکتان می‌کنم. تحمل وسواس‌های مکرر و تأثیر آن‌ها روی درس، اعتماد به نفس و آرامش درونی، فشار روانی بزرگی است که شما مدت‌هاست با آن دست و پنجه نرم می‌کنید.

آنچه شما توصیف کردید، نشانه‌هایی از وسواس فکری-عملی است که به صورت تمرکز بیش از حد روی جزئیات، تکرار افکار و رفتارهای خاص و سختی در انجام کارهای روزمره خودش را نشان می‌دهد. وسواس شما در حوزه درس و دقت به تکالیف، ریشه در تجربه‌های کودکی و فشارهای محیطی داشته که با گذشت زمان و شرایط مختلف، شکل‌های متفاوتی به خود گرفته است. شما در نقطه‌ای میان تلاش برای کنترل اضطراب و ترس از ناکامی، و نیاز به آرامش و پذیرش قرار دارید؛ جایی که می‌خواهید موفق باشید و در عین حال گرفتار تکرار و سختی‌های ذهنی هستید.

نگرفتن وسواس به معنای نادیده گرفتن آن نیست، بلکه می‌تواند به معنای کاهش تمرکز روی آن و مدیریت بهترش باشد. وسواس اگر درمان نشود، ممکن است شدت پیدا کند یا زندگی روزمره را محدودتر کند، اما این مسیر قطعی نیست و با حمایت مناسب و روش‌های درمانی می‌توان آن را کنترل و بهبود داد.

برای گام‌های عملی پیشنهاد می‌کنم:

1. **شناخت و پذیرش وسواس**: قبول کنید که وسواس بخشی از وضعیت فعلی شماست، نه کل شخصیت یا توانایی‌تان. این پذیرش اولین قدم برای کنترل آن است.

2. **مراجعه به روانشناس متخصص**: درمان‌های رفتاری-شناختی (CBT) و گاهی دارودرمانی توسط روانپزشک می‌تواند بسیار مؤثر باشد. کمک گرفتن از متخصص به شما ابزارهای عملی برای مدیریت وسواس می‌دهد.

3. **تمرین تکنیک‌های آرام‌سازی**: مثل تنفس عمیق، مدیتیشن، ورزش منظم که اضطراب را کاهش می‌دهند و به شما کمک می‌کنند بهتر با افکار وسواسی برخورد کنید.

4. **تنظیم برنامه روزانه و هدف‌گذاری کوچک**: تقسیم کارها به بخش‌های کوچک و قابل مدیریت، و تشویق خود به انجام هر قدم بدون انتظار کمال.

5. **حمایت اجتماعی**: صحبت با افرادی که به شما اعتماد دارند و می‌توانند در مواقع سختی همراهتان باشند، کمک‌کننده است.

یادتان باشد که مسیر بهبود ممکن است زمان‌بر باشد و گاهی احساس عقب‌نشینی کنید، اما هر قدم کوچک به سمت مدیریت وسواس، موفقیتی بزرگ است. شما نشان داده‌اید که توانایی پشت سر گذاشتن چالش‌های سخت را دارید و با حمایت درست، می‌توانید کیفیت زندگی‌تان را بهبود دهید. امیدوارم این مسیر برایتان هر روز روشن‌تر و قابل تحمل‌تر شود.

عصبی واسترس

من بخاطر اتفاقاتی که تو زندگیم افتاد خیلی عصبی واسترسی شدم نمیدانم چطور کنترل کنم

خواب

من از جنگ تا الان الپرازولام یک درصد میخورم شبها، الان داره اثربخشیش کم میشه، ملاتونین هیچ اثری نداره ، مغزمو با قرص باید خاموش کنم، احساس میکنم adhd دارم، بنظرتون چه قرصی جایگزین کنم

من بحران بزرگسالی دارم ؟

سلام من ترم دوم دانشگاه هستم از چندین سال قبل یه حالت های افسردگی داشتم اما فکر کردم بخاطر مدرسه است اما بعد از اینکه دانشگاه قبول شدم بهتر شد رشته ی مورد علاقه ام قبول شدم اما بعد دو ترم بازم به حالت قبل برگشتم حالم بد و میخواستم برگردم خونه اما چون به تهران انتقالی نمیتونم بگیرم رفتم دنبال اینکه مرخصی بگیرم تا بتونم کنکور بدم انصراف نه …

میترسم و مضطربم

با ترس جنگ و صداها چطور کنار بیام؟ صدای میشنوم قلبم محکم میزنه دارو میخورم اما حالم بده