اعتیاد به الکل

سلام میشه کمکم کنید شوهرم از پانزده سالگی مشر وب میخوره موقع ازدواج من نمیدونستم..الان هم ۳۸ سالشه ۱۱ سال از ازدواجمون میگذره.. دو ساله بخاطر رفیق ناجورش بکوب داره میخوره هر شب مسته یه جوری انگار عادت کرده دیگه.. گاهی وقتها که خیلی میخوره بشدتتتتت عصبی و پرخاشگر میشه منو میزنه فحش میده تو مسافرت ها موقع رانندگی میخوره با همه دعوا داره بارها با پلیس تماس گرفتم گزارش پزشکی قانونی دارم ولی میخوام ترک کنه نمیدونم ولی حس میکنم هنوز شاید بشه..کمپ نمیره..تو خونه چیکار میتونم بکنم تا یکم یه کوچولو فشار مالی روحی بهش وارد میشه سریع میره سراغ ا. ل کل
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
این همینه که می‌بینید شما چی؟
چه تصمیمی دارید؟
ایشان تغییر نخواهد کرد

وضعیت بسیار سخت و پیچیده‌ای را تجربه می‌کنی و طبیعی است که احساس ناامیدی و سردرگمی کنی. وقتی با فردی که به الکل وابسته است زندگی می‌کنی، فشار روانی و عاطفی می‌تواند به شدت بالا برود. تو در موقعیتی هستی که بین عشق، نگرانی و ترس از آسیب‌های جدی قرار داری. این وضعیت می‌تواند هم برای تو و هم برای شوهرانت بسیار آسیب‌زننده باشد.

شما در حال حاضر در میان وابستگی و تلاش برای تغییر قرار دارید. همزمان با احساس مسئولیت برای کمک به او، ممکن است احساس کنی که خودت هم تحت فشار و آسیب قرار می‌گیری. این یک وضعیت دشوار است که نیاز به دقت و مراقبت دارد. در اینجا، توجه به احساسات و نیازهای خودت هم بسیار مهم است.

مسئله اصلی این است که ممکن است شوهر تو به الکل وابسته شده باشد و این وابستگی می‌تواند به رفتارهای پرخاشگرانه و مشکلات جدی منجر شود. در این شرایط، مهم است که به خودت و احساساتت توجه کنی و از خودت حمایت کنی.

برای مدیریت این وضعیت، چند اقدام عملی می‌توانی انجام دهی:

1. **مرزبندی‌های واضح**: برای خودت مرزهای مشخصی تعیین کن. اگر شوهر تو در حالت مستی پرخاشگر می‌شود، باید به او بگویی که نمی‌توانی در چنین شرایطی در کنار او باشی. ایجاد فاصله می‌تواند به او کمک کند تا واقعیت وضعیتش را بهتر درک کند.

2. **گفت‌وگو در زمان مناسب**: زمانی که او در حالت طبیعی است و به الکل وابسته نیست، درباره احساسات و نگرانی‌هایت با او صحبت کن. سعی کن از جملات «من» استفاده کنی، مثلاً «من نگران سلامتی تو هستم» تا او را به دفاع از خود وادار نکنی.

3. **پشتیبانی از او**: اگر او تمایل به ترک دارد، می‌توانی او را به سمت مشاوره یا گروه‌های حمایتی راهنمایی کنی. اما به یاد داشته باش که او باید خودش بخواهد که تغییر کند.

4. **حفظ سلامت روانی خود**: در این شرایط، مراقبت از خودت نیز بسیار مهم است. به فعالیت‌هایی بپرداز که به تو آرامش می‌دهد، مثل ورزش، مدیتیشن یا وقت‌گذرانی با دوستان و خانواده.

5. **پشتیبانی حرفه‌ای**: اگر او تمایلی به کمک گرفتن ندارد، ممکن است بهتر باشد خودت با یک مشاور صحبت کنی تا بتوانی با این وضعیت بهتر کنار بیایی و راهکارهای بیشتری برای مدیریت احساسات خود پیدا کنی.

یادآوری می‌کنم که تغییر یک فرآیند زمان‌بر است و ممکن است در ابتدا دشوار باشد. امیدوارم با صبوری و حمایت، بتوانید به سمت بهبودی حرکت کنید. به یاد داشته باش که تو هم لایق آرامش و امنیت هستی.

پرسش و پاسخ‌های مشابه

شاید برخی شباهت ها در این پرسش ها به شما یاری برساند

رابطه عاطفی

من و پارتنرم یک سال و سه ماهه باهمیم من20سالمه اون21سال جدیدا یه سری مشکلات تو رابطمون بوجود اومده که من اصلا هرچقدر که صحبت میکنیم دلیلشو متوجه نمیشم نمیدونم باید چیکار کنم از سردرگمی زیاد لطفا کمکم کنید. امروز داشتیم باهم صحبت میکردیم من پدر مادرم صدام زدن برا ناهار بعد ناهار گفتم وایسا من برم ناهار بیام گف همیشه تا بوده همین بوده همیشه تا اومدم صحبت کنم …

ترس از جدایی

سلام من یکسال و نیمه تو رابطم اوایل رابطه همه چی خوب بود ولی بعد یه مدت یهو غیب شدجواب زنگ نمیداد با خانوادش حرف زدم ولی نتونستن کاری کنن تو اون ۶ ماه حالم خیلی بد بود به شدت افسرده شده بودم تا اول عید که بهش پیام دادم و جواب داد کلی حرف زدیم دلیل نبودنش توضیح داد و برگشتیم به هم ولی من ترس از جدایی دارم …

خانواده(زناشویی)

همسرم علاقه زیادی به خواهرش داره و براش همه کاری می‌کنه و باعث حسادت و حال بد من شده چیکار کنم

استرس عاطفی

۲ ساله با همیم حتی راحب ازدواجم حرف میزنیم من حدود ۱ ماه این حس که نکنه عاشقش نباشم نکنه نخامش نکنه زندگیمون خراب شه و و و هرچی میشه مغزم میگه تو عاشق نیستی حتی بی ربط ترین اتفاقات دیکه دارم نابود میشم

دانستنی های مرتبط

افزایش میزان داتایی علمی در خصوص این پرسش