این حرفایی ک ب من میزد همش الکی بود؟

من با اقایی حدودا یکسال و نیم توی رابطه بودم ما توی شهر کوچیکی زندگی میکنیم ک خب همه یه جورایی همو میشناسن و باهم اشنان این اقا اصرار داشت چون من کارمند دولتم و به خاطر شان و ابروهم ک شده نمیتونم توی هرجمعی حاضر باشم خیلی جاهای شلوغ نریم باهم و خب این مورد قبول منم بود با توحه به کوچیکی شهرمون ولی خب اینجوری نبود بخواد رابطه رو مخفی کنه تقریبا همه دوستامون و حتی خواهر ایشون و من از ارتباط ما اگاه بودن . از طرفی با سیگار کشیدن دختر مخالف بود اینو بد میدونست و حتی میگفت من با تو دنبال ایندم و برای وقتم ارزش قائلم و به کسی ک باهاش وارد رابطه میشن ب چشم مادر بچم نگاه میکنم اینا بده و این داستانا…تا اینکه من خودم بابت خیانت رابطمو تموم کردم و در کمال ناباوری بعد گذشت زمان کمی توی دور دور شلوغ ترین خیابون شهر کنار خانومی سیگار بدست و بی پروا دیدمش . انگار این حرفایی ک ب من میزد همش الکی بود…شیشه هارو داده بودن پایین و سیگار میکشد اون خانوم خیلی راحت . این تضاد شخصیتی ک برای من بود با جیزی ک توی رابطه جدیدشه به خاطر چی بود واقعا ذهنمو درگیر کرده
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
خانم مجرب گل 😁
مسأله کمبود اعتماد به نفس و خود کم بینی هست که باید ریشه یابی شود و روی آن کار شود نیاز به چندین جلسه تراپی و مشاوره هست فقط جلسه و گفتگو و تکنیک ،،،چیزی نیست که بشه اینجا بهتون یاد داد،،همش در راستای گفتگو باهم هست

هنوز تجربه‌ای ثبت نشده است.

پرسش و پاسخ‌های مشابه

شاید برخی شباهت ها در این پرسش ها به شما یاری برساند

رابطه عاطفی

من و پارتنرم یک سال و سه ماهه باهمیم من20سالمه اون21سال جدیدا یه سری مشکلات تو رابطمون بوجود اومده که من اصلا هرچقدر که صحبت میکنیم دلیلشو متوجه نمیشم نمیدونم باید چیکار کنم از سردرگمی زیاد لطفا کمکم کنید. امروز داشتیم باهم صحبت میکردیم من پدر مادرم صدام زدن برا ناهار بعد ناهار گفتم وایسا من برم ناهار بیام گف همیشه تا بوده همین بوده همیشه تا اومدم صحبت کنم …

ترس از جدایی

سلام من یکسال و نیمه تو رابطم اوایل رابطه همه چی خوب بود ولی بعد یه مدت یهو غیب شدجواب زنگ نمیداد با خانوادش حرف زدم ولی نتونستن کاری کنن تو اون ۶ ماه حالم خیلی بد بود به شدت افسرده شده بودم تا اول عید که بهش پیام دادم و جواب داد کلی حرف زدیم دلیل نبودنش توضیح داد و برگشتیم به هم ولی من ترس از جدایی دارم …

خانواده(زناشویی)

همسرم علاقه زیادی به خواهرش داره و براش همه کاری می‌کنه و باعث حسادت و حال بد من شده چیکار کنم

استرس عاطفی

۲ ساله با همیم حتی راحب ازدواجم حرف میزنیم من حدود ۱ ماه این حس که نکنه عاشقش نباشم نکنه نخامش نکنه زندگیمون خراب شه و و و هرچی میشه مغزم میگه تو عاشق نیستی حتی بی ربط ترین اتفاقات دیکه دارم نابود میشم

دانستنی های مرتبط

افزایش میزان داتایی علمی در خصوص این پرسش