خانوادگی

شوهرم خیلی زیاد تحت تاثیر خانوادش هست و با اینکه ده سال زندگی مشترک داشتیم من تازه متوجه شدم که چقدر از نیازهای ما میزده و خرج خانواده خودش میکرده
و دلیلش را هم بیشتر رفتار مادرش میدونم
چجوری رفتار کنم؟
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
درود فراوان خودتان می‌گویید ۱۰ سال است که با او زندگی کرده‌اید پس ۱۰ سال توانستید شرایط را مدیریت کنید،از الان به بعد هم واکنش شما مهم است اینکه همسرتان تا چه اندازه در اختیار خانواده خود است؟
اگر در حد معقول است و آسیبی به شما نمی‌رسد نیاز به واکنش تندی نیست می‌توانید پذیرش کنید. اما اگر نسبت به رفتار همسرتان اذیت می‌شوید حتماً با او در میان بگذارید درمیان بگذارید بگویید که چه احساسی دارید و دوست ندارید بیش از اندازه کمک کند،در نهایت تجربه ثابت کرده اینگونه پسران همیشه حامی خانواده بودند و تغییر نخواهند کرد

به نظر می‌رسد که شما در یک موقعیت پیچیده و عاطفی قرار دارید. احساسات و نیازهای شما در این سال‌ها تحت تأثیر رفتارهای شوهرتان و خانواده‌اش قرار گرفته است و این موضوع می‌تواند بسیار سنگین و ناامیدکننده باشد. 💔

شما در حال حاضر در میانه‌ی یک تضاد عاطفی قرار دارید؛ از یک سو، سال‌ها زندگی مشترک و از سوی دیگر، احساس نادیده‌گرفته‌شدن و بی‌توجهی به نیازهای خود. این وضعیت می‌تواند به احساسات سردرگمی و ناامیدی منجر شود. مهم است که بدانید این احساسات کاملاً طبیعی هستند و شما حق دارید که به نیازهای خود اهمیت بدهید.

مسئله اصلی شما به نظر می‌رسد ناشی از وابستگی شوهرتان به خانواده‌اش و تأثیرات عاطفی مادرش باشد. این نوع وابستگی می‌تواند به ایجاد مرزهای نامشخص در روابط شما منجر شود و احساس کنید که نیازهای شما در اولویت نیستند. در اینجا چند اقدام عملی وجود دارد که می‌تواند به شما کمک کند:

1. **گفتگوی صادقانه**: سعی کنید با شوهرتان به آرامی و بدون قضاوت درباره احساسات و نیازهای خود صحبت کنید. به او بگویید که چه احساسی دارید و چگونه رفتارهایش بر شما تأثیر می‌گذارد. این گفتگو باید بر پایه‌ی احترام و همدلی باشد.

2. **تعیین مرزها**: اگر شوهرتان تحت تأثیر خانواده‌اش قرار دارد، ممکن است نیاز باشد که درباره مرزهای مالی و عاطفی روشن‌تری تعیین کنید. به او بگویید که در چه مواردی احساس می‌کنید که نیازهای شما نادیده گرفته می‌شود.

3. **توجه به خود و نیازهای‌تان**: در این فرآیند، مهم است که به خودتان توجه کنید. به دنبال فعالیت‌هایی باشید که به شما احساس خوشبختی و رضایت می‌دهند. این کار می‌تواند به شما کمک کند تا احساس قدرت و استقلال بیشتری داشته باشید.

4. **مشاوره خانوادگی**: اگر احساس می‌کنید که این مسئله به تنهایی قابل حل نیست، ممکن است مشاوره خانوادگی گزینه مناسبی باشد. یک مشاور می‌تواند به شما و شوهرتان کمک کند تا درک بهتری از یکدیگر پیدا کنید و راه‌حل‌های موثرتری برای مشکلات‌تان پیدا کنید.

در نهایت، به یاد داشته باشید که تغییر زمان می‌برد و ممکن است نیاز به صبر و تلاش داشته باشد. امیدوارم با این اقدامات، بتوانید رابطه‌تان را بهبود ببخشید و نیازهای خود را به درستی بیان کنید. شما شایسته آن هستید که در زندگی‌تان احساس رضایت و خوشبختی کنید. 🌼

پرسش و پاسخ‌های مشابه

شاید برخی شباهت ها در این پرسش ها به شما یاری برساند

خانوادگی

با خانواده سمی ای که نه حاضره مشاوره بیاد نه میزاره ازادانه زندگی کنی چیکار کنیم

اختلافات

از که وقتی زایمان کردم رابطه ام با همسرم خیلی سرد شده بخاطر اختلافاتی که خونواده اش به وجود آوردن خواهر شوهرم بچه رو خیلی فشار میداد و اذیت میکرد من چند بار بهش گفتم فلانی اذیت نکن ناراحت شد فوری رفت به همسرم گفت دیگه به بچه اتون دست نمیزنم همسرم بهم گفت به خواهرش چیزی نگم منم قبول کردم و گفتم باشه از اون موقعه خواهرشوهرم کینه کرد …

خانواده

اختلاف خانوادگی

طلاق

سلام من ۳۶سالمه۱۸ساله ازدواج کردم ۲تا دختر دارم الان این دفعه چهارمه اومدم خونه پدرم شوهرم خیلی اخلاقای بد داره بددهن بد بین دست بزن وابسته گی خیلی زیاد به خانواده یه پسره اعتیاد به ترامادول خیانتم کرده هر دفعه بخاطر دخالت خانوادش زندکی من بهم ریخته هردفعه همشون میان تو خونه من و شوهرم علیه من میکنن وشوهرمم هرچی ار دهنش در میاد به من میگه اونا میگن شوهرمم …

دانستنی های مرتبط

افزایش میزان داتایی علمی در خصوص این پرسش