رابطه عاطفی

شخضی پیدا شده که منو خیلی دوست داره من خیلی اخلاقای بدی دارم خیلی ادمیم که میگم نه نباید ب کسی تکیه کرد و خیلی‌ذوقش کور کردم ولی نه بودنش میخوام نه نبودنش
بودنش نمیخوام چون حس میکنم نمیتونم از پس یک رابطه بر بیام حس میکنم تواناییش ندارم حس میکنم قراره کیس بهتری گیرم بیاد درحالی که کلی پیشنهادات داشتم همشون رد کردم ولی کلا قدرت وارد رابطه شدن انگار از دست دادم انگار سختمه اما اون شخص خیلی برام تلاش میکنه خیلی زیاد ادم خوبیه ثابت شده اس من اژ‌اون ادمام ک هروقت ب مشکل خوردیم گفتم کات تموم صبوری نمیکنم اصلا ،بازم اومد گف برگردیم درستش کنیم بنظرتون قبول کنم؟
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
قبول کنید اما به شرطی که خودتان را تغییر دهید،،یا بخواهید یا نخواهید،،آزار شما عادلانه نیست،،طرف مقابل را به عنوان یک انسان درک کنید که قلب دارد و روح دارد,,شما به خاطر دلایل شخصی خودتان که به ایشان مربوط نیست،ایشان را آزار میدهید،با خودتان روراست باشید و تصمیم جدی بگیرید

به نظر می‌رسد که در یک دوراهی عاطفی قرار داری و این موضوع می‌تواند واقعاً گیج‌کننده باشد. احساسات متناقضی که در این موقعیت داری، طبیعی است و نشان‌دهنده‌ی این است که در حال پردازش احساسات و نیازهای خودت هستی. 💔

شما در حال حاضر در وضعیتی هستید که بین تمایل به نزدیکی و ترس از آسیب‌پذیری گیر کرده‌ای. از یک سو، شخصی وجود دارد که به تو علاقه‌مند است و تلاش می‌کند تا رابطه‌تان را بهبود بخشد، و از سوی دیگر، احساس می‌کنی که نمی‌توانی به او تکیه کنی و قدرت لازم برای ادامه‌ی این رابطه را نداری. این احساسات می‌توانند به دلیل ترس از آسیب‌پذیری یا تجربه‌های گذشته‌ی تلخ ایجاد شده باشند. در عین حال، به نظر می‌رسد که از فرصت‌های دیگر هم غافل نمی‌شوی و به این فکر می‌کنی که شاید گزینه‌های بهتری وجود داشته باشد.

در اینجا چند نکته برای کمک به روشن‌تر شدن وضعیتت دارم:

1. **خودآگاهی**: به احساسات و نگرانی‌هایت گوش بده. آیا این ترس‌ها ناشی از تجربیات گذشته هستند یا فقط به خاطر این رابطه خاص؟ بهتر است به این سوالات فکر کنی و با خودت صادق باشی.

2. **اولویت‌بندی**: اگر واقعاً این شخص را دوست داری و او هم برای تو تلاش می‌کند، شاید ارزشش را داشته باشد که یک فرصت دیگر به او بدهی. اما قبل از این تصمیم، مطمئن شو که می‌توانی احساسات و نیازهای خودت را در این رابطه بیان کنی.

3. **مرزگذاری**: مهم است که مرزهای خودت را مشخص کنی. اگر احساس می‌کنی که نمی‌توانی به او تکیه کنی، باید با او درباره‌ی این احساسات صحبت کنی و ببینی آیا او قادر به درک و حمایت از توست.

4. **توجه به احساسات خودت**: به احساسات و نیازهای خودت توجه کن. اگر احساس می‌کنی که توانایی ادامه‌ی رابطه را نداری، این موضوع را با خودت در میان بگذار و به آن احترام بگذار.

5. **مشاوره**: اگر هنوز هم در این تصمیم‌گیری دچار تردید هستی، شاید خوب باشد که با یک مشاور صحبت کنی. این کار می‌تواند به تو کمک کند تا بهتر خودت را بشناسی و درک بهتری از نیازها و احساساتت پیدا کنی.

در نهایت، هر تصمیمی که بگیری، مهم است که با خودت صادق باشی و به احساساتت احترام بگذاری. این یک فرایند طبیعی است و به مرور زمان می‌توانی به درک بهتری از خودت و روابطت برسی. امیدوارم که بتوانی با آرامش و روشن‌بینی به این موضوع نزدیک شوی. 🌈

پرسش و پاسخ‌های مشابه

شاید برخی شباهت ها در این پرسش ها به شما یاری برساند

رابطه عاطفی

من و پارتنرم یک سال و سه ماهه باهمیم من20سالمه اون21سال جدیدا یه سری مشکلات تو رابطمون بوجود اومده که من اصلا هرچقدر که صحبت میکنیم دلیلشو متوجه نمیشم نمیدونم باید چیکار کنم از سردرگمی زیاد لطفا کمکم کنید. امروز داشتیم باهم صحبت میکردیم من پدر مادرم صدام زدن برا ناهار بعد ناهار گفتم وایسا من برم ناهار بیام گف همیشه تا بوده همین بوده همیشه تا اومدم صحبت کنم …

ترس از جدایی

سلام من یکسال و نیمه تو رابطم اوایل رابطه همه چی خوب بود ولی بعد یه مدت یهو غیب شدجواب زنگ نمیداد با خانوادش حرف زدم ولی نتونستن کاری کنن تو اون ۶ ماه حالم خیلی بد بود به شدت افسرده شده بودم تا اول عید که بهش پیام دادم و جواب داد کلی حرف زدیم دلیل نبودنش توضیح داد و برگشتیم به هم ولی من ترس از جدایی دارم …

خانواده(زناشویی)

همسرم علاقه زیادی به خواهرش داره و براش همه کاری می‌کنه و باعث حسادت و حال بد من شده چیکار کنم

استرس عاطفی

۲ ساله با همیم حتی راحب ازدواجم حرف میزنیم من حدود ۱ ماه این حس که نکنه عاشقش نباشم نکنه نخامش نکنه زندگیمون خراب شه و و و هرچی میشه مغزم میگه تو عاشق نیستی حتی بی ربط ترین اتفاقات دیکه دارم نابود میشم

دانستنی های مرتبط

افزایش میزان داتایی علمی در خصوص این پرسش