سرد شدن نسبت به شوهر

سلام. من خانمی ۳۰ ساله، متأهل و شاغل هستم و حدود ۴ سال است که زندگی مشترک دارم. مدتی است نسبت به همسرم از نظر عاطفی، صمیمیت، علاقه و حتی رابطه زناشویی احساس سردی می‌کنم. انگار دیگر مثل گذشته برای صحبت کردن، وقت گذراندن یا نزدیک بودن به او انگیزه ندارم و این موضوع باعث نگرانی‌ام شده است.

با اینکه از وضعیت فعلی رابطه‌مان راضی نیستم، اصلاً دوست ندارم زندگی مشترکم خراب شود یا تصمیم عجولانه‌ای بگیرم. نمی‌دانم این سرد شدن طبیعی و موقتی است یا نشانه یک مشکل جدی‌تر در رابطه‌مان. چطور می‌توانم دلیل این احساس را بهتر بفهمم و برای برگرداندن صمیمیت و علاقه بین خودمان چه کاری انجام دهم؟ آیا زوج‌درمانی می‌تواند در این شرایط کمک‌کننده باشد؟
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
سرد شدن از همسر بعد از چند سال زندگی مشترک لزوماً به معنی تمام شدن علاقه یا محکوم بودن رابطه به شکست نیست. گاهی فشارهای کاری، خستگی، دلخوری‌های حل‌نشده، کم شدن گفت‌وگوهای صمیمی، تغییرات فردی یا تکراری شدن زندگی باعث می‌شوند فرد از نظر عاطفی و جنسی فاصله بیشتری احساس کند. مهم این است که این احساس را نادیده نگیرید، اما هم‌زمان با ترس یا عجله برای تصمیم‌های بزرگ هم برخورد نکنید.

در قدم اول، سعی کنید مشخص کنید از چه زمانی این تغییر را احساس کرده‌اید و چه اتفاق‌هایی قبل از آن رخ داده است. آیا از همسرتان دلخوری دارید که درباره آن حرف نزده‌اید؟ آیا احساس می‌کنید دیده، شنیده یا درک نمی‌شوید؟ آیا فشار شغلی، مسئولیت‌های خانه یا خستگی ذهنی شما را از رابطه دور کرده است؟ پاسخ به این سؤال‌ها کمک می‌کند بدانید مسئله فقط «کم شدن علاقه» نیست و احتمالاً ریشه‌هایی دارد که قابل بررسی هستند.

بهتر است در زمانی آرام، بدون سرزنش و با جمله‌هایی مثل «مدتی است احساس می‌کنم از هم فاصله گرفته‌ایم و دوست دارم با هم بهترش کنیم» با همسرتان صحبت کنید. هدف این گفت‌وگو پیدا کردن مقصر نیست؛ هدف این است که هر دو نفر فرصت داشته باشید نیازها، دلخوری‌ها و انتظارات خود را بیان کنید. گفت‌وگوی صادقانه، احترام و گوش دادن به احساسات یکدیگر از پایه‌های مهم حفظ رابطه سالم هستند.

همچنین می‌توانید از تغییرهای کوچک شروع کنید: اختصاص دادن زمان کوتاه اما منظم برای صحبت دونفره، انجام یک فعالیت مشترک، کاهش بحث‌های تکراری، بیان قدردانی‌های ساده و ایجاد صمیمیت بدون فشار برای رابطه جنسی. گاهی رابطه قبل از هر چیز به احساس امنیت، توجه و نزدیکی عاطفی نیاز دارد.

اگر این سردی مدت‌دار شده، گفت‌وگوها به دعوا یا سکوت ختم می‌شوند، اعتماد آسیب دیده یا احساس می‌کنید به‌تنهایی نمی‌توانید از این وضعیت خارج شوید، زوج‌درمانی انتخاب مناسبی است. در زوج‌درمانی، هر دو نفر در فضایی امن درباره الگوهای ارتباطی، نیازها و مشکلات رابطه صحبت می‌کنید و برای بهتر شدن ارتباط راهکار عملی می‌گیرید.

در صورتی که در رابطه خشونت، تحقیر، اجبار، تهدید یا ترس وجود دارد، اولویت با امنیت شماست و بهتر است پیش از زوج‌درمانی، به‌صورت فردی از یک روانشناس یا مشاور قابل‌اعتماد کمک بگیرید.

تجربه های یاری دهنده

هنوز تجربه‌ای ثبت نشده است.

نمیخوام کودک همسر باشم

من 17 سالمه . راستش ۸ ماه با دوست پسرم اشنا شدم چهار ماه پیش اومدن خواستگاری و خانوادش مخالف راستش من بخاطرش خودکشی کردم ولی بعدش که برگشت خانوادش تقرببا راضی کردن بخاطر اختلاف سنی زیاد ۱۱ سال و اینکه کودک همسر میشم نمیخام ازدواج کنم ولی مادرم بخاطر شغل پول و…. میخاد بگه باهاش ازدواج کن تاحدی که گفته از ارث محرومت میکنم راستش من نمیخام الان برم …

درخواست مشاوره

درود بر شما ازدواج با مردی که ده سال از من کوچیکتر است، درسته؟ چهل و نه ساله هستم و از قبل ازدواجی نداشتم این اقا منو دوستداره و پنج ماه از رابطه ما میگذده.سپاس از شما

درخواست مشاوره

درود بر شما ازدواج با مردی که ده سال از من کوچیکتر است، درسته؟ چهل و نه ساله هستم و از قبل ازدواجی نداشتم این اقا منو دوستداره و پنج ماه از رابطه ما میگذده.سپاس از شما

همسرم با خانواده ام نمیسازه!

دیگه از دست همسرم خسته شدم. ما دو ساله ازدواج کردیم و از همون روز اول مدام پشت خانواده من بدگویی میکنه. تلفن یک لحظه از دستش نمی افته. کار به جایی رسیده که با کوچکترین دعوایی بدترین فحش ها رو به خانواده من میده و من سکوت میکنم. خانواده من کاری با زندگی ما ندارن و در حد توانشون ما رو حمایت کردن. حتی خونه ای که ما توش …