شناسایی مشکل

سلام
خسته نباشید دوستان
بنده یه مشکلی دارم اونم اینه که سر هر کاری میرم مدت زیادی بند نمیشم و دنبال کوچکترین فرصت میگردم تا از کار بیام بیرون
تو محیط های اجتماعی و خصوصا فعالیت های اجتماعی هم دوام زیادی ندارم
میدونید موقع حضور تو محیط کار یا اجتماع فکر های منفی مثل چی میره رو مخم مثل اینکه من الان در ازای انقدر کار میخوام چقدر حقوق بگیرم و خرجهام چقدره پس نمیصرفه حتی اگه حقوقم زیاد باشه کلا دوست دارم زود برگردم خونه بیرون از خونه خصوصا برای کار احساس ناامنی میکنم بارها شده که صاحبکار از کارم خوشش اومده و حتی فرصت ارتقای شغلی رو به این خاطر از دست دادم و از این موضوع هم به شدت احساس کلافگی میکنم چون خودم به شدت دوست دارم کار کنم و درآمد خوب داشته باشم
ممنون میشم اگر کسی تجربه مشابه داره یا اطلاعاتی که کمکم کنه باهام درمیون بزاره
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
این فرسودگی روحی علت هایی دارد،استرس یکی از بزرگ‌ترین عواملی است که به بی‌حوصلگی می‌انجاد،،یا افسردگی ،،بی خوابی های شبانه مشکلات عاطفی و کمبود روابط اجتماعی،عدم تحقق اهداف و خواسته‌هاو نداشتن هدف
عدم تعادل هورمونی،
علت را جستجو کنید و به روی آن کار کنید

به نظر می‌رسه که در حال حاضر در یک وضعیت چالش‌برانگیز و آزاردهنده قرار داری. احساس ناامنی و عدم رضایت از محیط‌های اجتماعی و کاری می‌تواند به شدت خسته‌کننده باشد و به نظر می‌رسد که این موضوع بر روحیه و انگیزه‌ات تأثیر گذاشته است. 💔

شما در یک دو راهی قرار داری؛ از یک سو می‌خواهی در کار و فعالیت‌های اجتماعی موفق باشی و از سوی دیگر، احساس می‌کنی که نمی‌توانی در این محیط‌ها دوام بیاوری. این احساسات منفی که به ذهنت می‌آید، مثل نگرانی درباره حقوق و هزینه‌ها، نشان‌دهنده یک نوع اضطراب و استرس است که می‌تواند ناشی از فشارهای مالی یا انتظارات بالای خودت باشد.

شاید شما در حال تجربه یک الگوی رفتاری هستی که به آن "فرار از مسئولیت" می‌گویند. این الگو معمولاً از ترس از شکست، انتقاد یا عدم پذیرش ناشی می‌شود. شما ممکن است در حال حاضر بین دو حس متضاد قرار گرفته‌ای: تمایل به پیشرفت و ترس از مواجهه با چالش‌ها و مسئولیت‌ها.

برای کمک به خودت، می‌توانی این مراحل را دنبال کنی:

1. **شناسایی و یادداشت احساسات**: هر بار که احساس ناامنی یا اضطراب کردی، آن را یادداشت کن. این کار به شما کمک می‌کند تا الگوهای فکری و هیجانی‌ات را بهتر بشناسی.

2. **تعیین اهداف کوچک**: به جای اینکه به دنبال یک تغییر بزرگ و ناگهانی باشی، اهداف کوچکی برای خودت تعیین کن. مثلاً به جای اینکه بخواهی به یک شغل جدید بروی، می‌توانی یک جلسه اجتماعی کوچک را قبول کنی.

3. **تمرین مواجهه با ترس**: به تدریج با موقعیت‌هایی که از آن‌ها می‌ترسی، مواجه شو. این کار می‌تواند شامل ملاقات با افراد جدید یا شرکت در فعالیت‌های اجتماعی باشد.

4. **مدیریت مالی**: اگر نگرانی‌های مالی باعث اضطراب می‌شود، برنامه‌ریزی مالی دقیقی داشته باش. این کار می‌تواند به کاهش اضطراب و افزایش احساس کنترل کمک کند.

5. **مراقبت از خود**: زمان‌هایی را برای خودت در نظر بگیر تا استراحت کنی و به خودت انرژی بدهی. فعالیت‌هایی مثل ورزش، مدیتیشن یا خواندن کتاب می‌توانند مفید باشند.

جمع‌بندی اینکه، احساسات و نگرانی‌هایت کاملاً طبیعی هستند و می‌توانند به مرور زمان بهبود یابند. با تلاش و صبوری، می‌توانی به یک وضعیت بهتر و آرام‌تر برسید. امیدوارم این مراحل به شما کمک کند تا احساس بهتری داشته باشی و در محیط‌های اجتماعی و کاری خودت را بیشتر راحت و مطمئن حس کنی. 🌟

پرسش و پاسخ‌های مشابه

شاید برخی شباهت ها در این پرسش ها به شما یاری برساند

ترس از جدایی

سلام من یکسال و نیمه تو رابطم اوایل رابطه همه چی خوب بود ولی بعد یه مدت یهو غیب شدجواب زنگ نمیداد با خانوادش حرف زدم ولی نتونستن کاری کنن تو اون ۶ ماه حالم خیلی بد بود به شدت افسرده شده بودم تا اول عید که بهش پیام دادم و جواب داد کلی حرف زدیم دلیل نبودنش توضیح داد و برگشتیم به هم ولی من ترس از جدایی دارم …

استرس درس

من ۱۷ سالم هست و سال دیگه کنکور دارم امسال هرچی استرسه بهم هجوم آورده همه ی کار هام پیچیده بهم از طرفی ماز ثبت نام کردم و از هر کدوم از کلاس ها ۲ جلسه رفته و هنوز وقت نکردم ببینم از طرفی کلاس عربی میرم و زبان از یه طرفی هم برای کنکورم هنوز ۱ کتاب رو نتونستم بخونم با اینکه ۱۱ و ۱۲ تا کتاب داریم خیلی …

استرس و احساس تنهایی شدید

سلام من یه دختر ۱۸ سالم. امسال کنکور داشتم ولی شرایط روحیم کاملا بهم ریخته‌ست . چند وقته دستام میلرزه. فکر می‌کنم اعتماد به نفسم بشدت پایینه. احساس شکست می کنم. روحیه حساسی دارم. بشدت احساس تنهایی می‌کنم جوری که فکر می کنم هیچ کس من رو درک نمی کنه و اینکه فکر می‌کنم از اطرافیانم پایین ترم. به هیچ کس درباره احساساتم نمی‌گم. خانوادم تراپی نمی برنم و نمی‌تونم …

استرس تحصیلی

من ۱۷ سالم هست و سال دیگه کنکور دارم امسال هرچی استرسه بهم هجوم آورده همه ی کار هام پیچیده بهم از طرفی ماز ثبت نام کردم و از هر کدوم از کلاس ها ۲ جلسه رفته و هنوز وقت نکردم ببینم از طرفی کلاس عربی میرم و زبان از یه طرفی هم برای کنکورم هنوز ۱ کتاب رو نتونستم بخونم با اینکه ۱۱ و ۱۲ تا کتاب داریم خیلی …

دانستنی های مرتبط

افزایش میزان داتایی علمی در خصوص این پرسش