خانواده اش همسرم سر هر چیز کوچیکی چنان دعوایی درست می کنن که آدم داغون میشه از همون شب خواستگاری دعوا بود تا الان که یک سال گذشته شب خواستگاری که مامان بزرگش به خاطر مهریه قهر کرد رفت بیرون به زور اومد تو خونه شب بله برون شوهر خاله اش دعوا راه انداخت که چرا زن و مرد با هم یک جا هستن در صورتی که خانواده ما لختی تر بود لباساشون شب عقد با مامانش دعوا شدبرای کارت دعوت عروسی که ۲ ماه دیگه عروسی مونه دعوا شد که چرا اسم و فامیل شما اول نوشته شده مامانم دوباره خودش هزینه کرد کارت جدید سفارش داد دیگه کلا عیدی و یلدایی هیچی فقط ۶ تا النگو برام خریدن برای جشن عقد هم میخواستم گیفت سفارش بدم برگشتن گفتن خانواده ما هدیه نمیدن دیگه چون سر عقد دادن در صورتی که خانواده منم دادن ولی ما رسم داریم جشن عقد مفصل بگیریم چون همه طلا میدن دیگه دعوا های خودم و خودش بماند و یه غلطی هم کردم رابطه جنسی داشتیم حالا نمیدونم چی کار کنم خانواده ام خبر ندارن نمیدونم چی کار کنم الان خودش هم ۲ روز هست که از دعوای جشن عقد بهم پیام نداده چون اون موقع دعوا هم منم واقعا خسته شده بودم گوشی رو پرت کردم و بغل مامانم نشستم و گریه کردم الان من چی کار کنم