همسرم پیش قدم نمیشود

سلام وقت بخیر

من ۱۳ ساله با همسرم ازدواج کردم و هر بار که دعوامون میشه همسرم قهر میکنه و ارتباطمون به کل قطع میشه نگاهای سرد و بیتفاوت داریم بهم و اون هیچوقت پیشقدم نمیشه که رابطمونو بهتر کنیم

من همیشه نگران میشم و حرفو میکشم وسط

البته دعواهامون همیشه از طرف همسرم هست که حرفشو به کرسی بنشونه و به قول خودش من رفتارمو عوض کنم یا خانوادم رفتارشونو عوض کنن

اما من که اعتراضی دارم تا حالا اینجوری دعوا یا قهر نداشتم واقعیتش حالشو ندارم و الا موضوع زیاده

حس میکنم همسرم مشکل خودشیفتگی هم داره

نمیدونم به قهرش همینجوری ادامه بدم یا بازم پیشقدم بشم برای نجات روحیه خانواده چون بچه هام برای بزرگ شد به خانواده اروم و با محبت نیاز دارن حتی برا خودمنم موندن تو اینجور زندگی بی معنیه و باید ادم ذوق خونشو داشته باشه

به نظرتون چیکار میشه کرد؟
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
پیش قدم شوید این چرخه ادامه داره،اصلا قهر میکنه که شما پاپیش بزاربد ،حتما برید زوج درمانگر ،ایشون باید آگاه بشوند و علت قهر رو بدونن چیه

تجربه های یاری دهنده

لادن
9 جولای 2026

سلام وقت بخیر، منم دقیقاً ۱۲ سال پیش وقتی ۲۲ سالم بود با همسرم ازدواج کردم. هر دعوای کوچیکی که میشه (و بیشترش هم از طرف اون شروع میشه که بخواد نظرشو تحمیل کنه) قهر می‌کنه، حرف زدن قطع، نگاهای سرد و بی‌احساس، انگار من وجود ندارم. من همیشه نگران می‌شم و آشتی رو شروع می‌کنم، ولی اون هیچوقت پیشقدم نمیشه.
می‌گفتم «خانواده‌ت باید تغییر کنن» یا «تو باید اینجوری رفتار کنی» و اگه اعتراض می‌کردم، قهرش طولانی‌تر می‌شد. حس می‌کردم یه جور خودشیفتگی داره، منم دیگه خسته شده بودم از این چرخه.
بالاخره یه بار دیگه نرفتم دنبالش. چند روز سکوت کردم، فقط برای بچه‌ها جو رو آروم نگه داشتم ولی خودم دیگه انرژی نذاشتم واسه متقاعد کردنش. اون اولش بیشتر سرد شد، ولی وقتی دید من این بار نمی‌افتم دنبالش، کم‌کم خودش اومد حرف زد.
بعدش نشستم باهاش حرف زدم که «یا با هم تلاش می‌کنیم این الگو رو عوض کنیم یا این زندگی برای من و بچه‌ها سمی میشه». مشاوره هم رفتیم (حتی اگه اولش مقاومت کرد). حالا خیلی بهتر شده، قهرها کوتاه‌تر شدن و منم دیگه مثل قبل خودمو نمی‌سوزونم.
بچه‌ها هم حس آرامش بیشتری دارن. خلاصه اینکه گاهی باید خودت اول به خودت احترام بذاری تا طرف مقابل بفهمه.

نمیخوام کودک همسر باشم

من 17 سالمه . راستش ۸ ماه با دوست پسرم اشنا شدم چهار ماه پیش اومدن خواستگاری و خانوادش مخالف راستش من بخاطرش خودکشی کردم ولی بعدش که برگشت خانوادش تقرببا راضی کردن بخاطر اختلاف سنی زیاد ۱۱ سال و اینکه کودک همسر میشم نمیخام ازدواج کنم ولی مادرم بخاطر شغل پول و…. میخاد بگه باهاش ازدواج کن تاحدی که گفته از ارث محرومت میکنم راستش من نمیخام الان برم …

درخواست مشاوره

درود بر شما ازدواج با مردی که ده سال از من کوچیکتر است، درسته؟ چهل و نه ساله هستم و از قبل ازدواجی نداشتم این اقا منو دوستداره و پنج ماه از رابطه ما میگذده.سپاس از شما

درخواست مشاوره

درود بر شما ازدواج با مردی که ده سال از من کوچیکتر است، درسته؟ چهل و نه ساله هستم و از قبل ازدواجی نداشتم این اقا منو دوستداره و پنج ماه از رابطه ما میگذده.سپاس از شما

همسرم با خانواده ام نمیسازه!

دیگه از دست همسرم خسته شدم. ما دو ساله ازدواج کردیم و از همون روز اول مدام پشت خانواده من بدگویی میکنه. تلفن یک لحظه از دستش نمی افته. کار به جایی رسیده که با کوچکترین دعوایی بدترین فحش ها رو به خانواده من میده و من سکوت میکنم. خانواده من کاری با زندگی ما ندارن و در حد توانشون ما رو حمایت کردن. حتی خونه ای که ما توش …