چرا شور و شوق زندگی از وجودم رفته ؟

سلام مشاورین گرامی

من حدود دو سالی هست که حس میکنم تمام شور و شوق زندگی رو از دست دادم، قبلا دختری بسیار شاد ،بسیار خندون ،اهل رقص و جنب و جوش بودم با کوچیکترین چیزها خوشحال میشدم خوشبرخورد بودم مدام میخندیدم ، اما دوسال پیش شغلم رو عوض کردم حدود یکماه در شغل جدید مشغول شدم احساس کردم جای من اینجا نیست چون شخصیتم رو نادیده میگرفتن و بارها ناراحتی برام پیش اوردن مثلا جوری رفتار میکردن انگار من خیلی ازشون کمترم ،بعد از اون یکماه متوجه شدم چیزی در من خاموش شده ، احساسم به اطراف کمتر شده بود ، بیشتر اوقات ساکت بودم و خیره به جایی، بعد از چند ماه اتفاق تلخی رخ داد و خواهرم تصادف کرد و در لحظه فوت کردن ، اونهم ناراحتی شدیدی برای کل خانواده و فامیلم بود ،و من ارومتر و ناراحتتر و بی انگیزه تر شدم.خب فوت عزیزان خیلی سخته و تاثیرش تا مدتها هست، اما من سعی میکنم مثل قبل بشم اما نمیتونم ، جدیدا حساسیتم زیاد شده با کوچیکترین حرفی بهم میریزم پرخاشگری میکنم اعصابم سریع خورد میشه و یک استرس دائمی دارم ، من قبلا شرایط خوبی داشتم هم کاری هم ارتباطی یعنی دوستان و همکاران زیادی داشتم اما با همشون قط رابطه کردم الان هیچ کسی رو اطرافم ندارم ،با فامیل هم تمایلی به ارتباط ندارم ،نمیدونم چرا اینجوری شدم ،لطفا بگید من باید چیکار کنم اولین قدم برای بهتر شدن حالم چیه .باتشکر از شما
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
اولین قدم کمک گرفتن از روانشناس هست
فراموش نکنید فوت خواهرتان بد ضربه ای بوده که هنوزم جای زخمش پیداست ،،روانشناس این تنهایی شما را کنار می‌زند و ارتباط سالم را مهیا میکند

هنوز تجربه‌ای ثبت نشده است.

پرسش و پاسخ‌های مشابه

شاید برخی شباهت ها در این پرسش ها به شما یاری برساند

تردید در عشق

دو ساله باهاشم حرف از ازدواجم میزنیم حدود ا ماهه خیلی دارن استرس و ناراحتی میکشم که نکنه عاشقش نباشم نکنه نخامش نکنه زندگیمون نابود شه و و و حتی اگه بی ربط تدین اتفاقم بیوفته ربطش میده به اینکه نکنه عاشقش نیستم دارم نابود میشم دیگه یجوری کمکم کنید

وسواس فکری

سلام من ۲۰ سالمه،،۱۴ سالم که بود با یه پسری تو رابطه بودم که بهشون عکس نود دادم،،بعد از این همه سال،چندوقت پیش به من پیام داد و احوالپرسی کرد و گفت بخاطر اشتباهاتم منو ببخش اما من الان ذهنم درگیره اگه عکس نود رو داشته باشه چی؟ اگه پخشش کنه چی؟ دو هفتس خواب و خوراک ندارم اصلا از ذهنم بیرون نمیره

دروغ

من همسرم ادم بد بین و یه چیزیو بزرگ میکنه و دروغ میگه درسته خیلی مهربونه فقط وقتی حرفو بزرگ میکنه من خیلی وقتا میفهمم ولی نمیدونم چه برخوردی کنم

مواد مخدر

رفتار درس با طرفمون چجوری باشع بردیمش کمپ اومد بیرون چکار کنیم ک اعصبی نشه

دانستنی های مرتبط

افزایش میزان داتایی علمی در خصوص این پرسش