مواجه با خانم بی ادب و هتاک

با سلام وقت بخیر
خیلی حساس و زودرنج هستم چون خودم آدم مودب و بادرکی هستم اصلا توقع بی احترامی و حرف زشت ندارم، گیر یه زن ۶۰ ساله عقده ای افتادم که همسایه طبقه بالاماست و دوبار باهم درگیر شدیم و حرف زشت بهم زد به خانوادم توهین کرد و جلوی همسایه های دیگه دزد خطابم کرد این موضوع بحدی اعصابمو بهم ریخته که شب و روز بهش فکرمیکنم و دارم نابود میشم همش فکرمیکنم من که بهش احترام کردم چرا این حرفو زد حق من نبود و آبروم جلوی دیگران رفت(البته همسایه ها از مشکلات و عقده های ایشون باخبرن) افسرده شدم وهیچ چیزی تو فکرم نیست جز همین و مدام اون روز رو کنکاش میکنم و خودمو و همسرمو سرزنش میکنم که چرا خوب از حقمون
دفاع نکردیم و جوابشو ندادیم
ممنون از پاسخگوییتون🌸
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر

تجربه های یاری دهنده

هنوز تجربه‌ای ثبت نشده است.

عصبی واسترس

من فوق العاده بخاطر اتفاقات بدی که تو زندگیم افتاده عصبی هستم و نمیتوانم خودم کنترل کنم واین باعث شده همش بچه ام بزنم یاد داد بزنم سرش

مشکلی درباره ی فرزندانم

سلام وقتتون بخیر…سه فرزند دارم ۱ پسر و ۲ دختر…پسرم از ایران رفته و با تلاش پشتکار خودش بود..کمکی نتوانستم به او بکنم چون برشکستگی مالی داشتم..دخترانم برعکس برادرشان بسیار پر توقع هستند.. زنم نیز به دفاع از آنهاست…این دختران ماهانه ۴۰ ۵۰ تومن پول از من میگیرند…دانشگاه نرفتندو حتی شغلو حرفه ای یاد ندارند …هر روزی هم شکایت میکنم از بابت این راه و روش زندگی بی ادبی نیست …

جنگ

چرا خانواده ام براشون مهم نیست من از جنگ میترسم؟ به خانواده ام میگم بریم شمال زندگی کنیم اما قبول نمیکنند😭من به قدری از جنگ میتزسم که چند ماهه از خونه بیرون نرفتم

میخوام مهاجرت کنم اما با دلتنگی برای خانواده ام چه کنم

بعد از جنگ دوازده روزه من و شوهرم که تازه ازدواج کردیم تصمیم گرفتیم مهاجرت کنیم. زبان خوندیم و کارهای ویزای تحصیلی رو انجام دادیم. حالا که هر لحظه ممکنه رفتنی بشیم من دچار تردید شدم. من خیلی به خانواده ام وابسته ام. نمیدونم بدون اونها دووم میارم یا نه‌. الان در تصمیم ام دچار تردید شدم و حتی شهامت ندارم بگم تا حدی از تصمیم ام پشیمونم‌. بین دو …