جنگ

چرا خانواده ام براشون مهم نیست من از جنگ میترسم؟
به خانواده ام میگم بریم شمال زندگی کنیم اما قبول نمیکنند😭من به قدری از جنگ میتزسم که چند ماهه از خونه بیرون نرفتم
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
درود بر تو دختر گل،،،ترس برای همه ماها اتفاق افتاده و طبیعی هست اما اگر فراتر بره میشه آسیب،،زندگی جریان داره حبس کردن خودتان شمارا تنها تر و آسیب پذیر خواهد کرد،،همه ماها باهم یکجاییم و مطمئن باش آسیبی به ما نمیرسد،ازت می‌خوام به زندگی عادی خودتان برگردید و پذیرش کنید که شرایط بیشتر ماها بحرانیست و تسلیم شدن آخر کار نیست

تجربه های یاری دهنده

وضعیت تو واقعاً دشوار و طاقت‌فرساست. ترس از جنگ و ناامنی می‌تواند احساسات عمیق و سنگینی را در دل هر کسی ایجاد کند. به‌خصوص وقتی که احساس می‌کنی اطرافیانت نمی‌توانند یا نمی‌خواهند این ترس را درک کنند، این موضوع می‌تواند به تنهایی و ناامیدی بیشتری منجر شود.

در حال حاضر، تو در وضعیتی قرار داری که احساس می‌کنی بین ترس و نیاز به حمایت از یک سو و عدم درک و همدلی خانواده‌ات از سوی دیگر گیر کرده‌ای. این وضعیت می‌تواند به احساس انزوا و ناامیدی منجر شود، و طبیعی است که بخواهی به جایی بروی که احساس امنیت بیشتری کنی.

مسئله اصلی این است که ترس تو از جنگ به‌طور واضح و عمیق بر زندگی‌ات تأثیر گذاشته و به نظر می‌رسد که خانواده‌ات نمی‌توانند ابعاد این ترس را درک کنند. ممکن است آنها فکر کنند که نگرانی‌های تو بیش از حد بزرگ‌نمایی شده یا اینکه به‌نوعی به عادت تبدیل شده‌اند. این تفاوت در درک می‌تواند به احساس بی‌توجهی و عدم حمایت منجر شود.

در حال حاضر، تو در بین احساس ترس و نیاز به تغییر قرار داری. این ترس تو را به سمت تصمیمی برای تغییر مکان سوق می‌دهد، اما مقاومت خانواده‌ات می‌تواند تو را در حالت بلاتکلیفی نگه دارد. اینجا جایی است که می‌توانی با احساسات و واقعیت‌های خود آشتی کنی.

برای اینکه به این وضعیت بهتر مدیریت کنی، این مراحل را می‌توانی در نظر بگیری:

1. **گفت‌وگو با خانواده**: سعی کن با آرامش و بدون قضاوت در مورد احساساتت صحبت کنی. بگو که چقدر ترس از جنگ بر روی زندگی‌ات تأثیر گذاشته و نیاز به حمایت و درک آن‌ها داری.

2. **مشارکت در فعالیت‌های آرامش‌بخش**: به دنبال فعالیت‌هایی بگرد که به تو آرامش می‌دهند، مثل ورزش، مدیتیشن یا حتی هنر. این کار می‌تواند به کاهش اضطراب و ترس‌هایت کمک کند.

3. **محیط امن**: اگر امکان دارد، فضایی در خانه‌ات ایجاد کن که احساس امنیت بیشتری برایت به ارمغان بیاورد. می‌توانی از نور، رنگ و دکوراسیون استفاده کنی تا حس بهتری داشته باشی.

4. **مشاوره حرفه‌ای**: اگر احساس می‌کنی که این وضعیت به شدت بر روی روانت تأثیر گذاشته، شاید بهتر باشد با یک مشاور یا روانشناس صحبت کنی تا بهت کمک کند احساساتت را بهتر مدیریت کنی.

به یاد داشته باش که ترس و اضطراب احساسات طبیعی هستند و تو تنها نیستی. امیدوارم با گذر زمان و تلاش برای برقراری ارتباط بهتر با خانواده‌ات و مراقبت از خودت، بتوانی به آرامش بیشتری دست یابی.

عصبی واسترس

من فوق العاده بخاطر اتفاقات بدی که تو زندگیم افتاده عصبی هستم و نمیتوانم خودم کنترل کنم واین باعث شده همش بچه ام بزنم یاد داد بزنم سرش

مشکلی درباره ی فرزندانم

سلام وقتتون بخیر…سه فرزند دارم ۱ پسر و ۲ دختر…پسرم از ایران رفته و با تلاش پشتکار خودش بود..کمکی نتوانستم به او بکنم چون برشکستگی مالی داشتم..دخترانم برعکس برادرشان بسیار پر توقع هستند.. زنم نیز به دفاع از آنهاست…این دختران ماهانه ۴۰ ۵۰ تومن پول از من میگیرند…دانشگاه نرفتندو حتی شغلو حرفه ای یاد ندارند …هر روزی هم شکایت میکنم از بابت این راه و روش زندگی بی ادبی نیست …

میخوام مهاجرت کنم اما با دلتنگی برای خانواده ام چه کنم

بعد از جنگ دوازده روزه من و شوهرم که تازه ازدواج کردیم تصمیم گرفتیم مهاجرت کنیم. زبان خوندیم و کارهای ویزای تحصیلی رو انجام دادیم. حالا که هر لحظه ممکنه رفتنی بشیم من دچار تردید شدم. من خیلی به خانواده ام وابسته ام. نمیدونم بدون اونها دووم میارم یا نه‌. الان در تصمیم ام دچار تردید شدم و حتی شهامت ندارم بگم تا حدی از تصمیم ام پشیمونم‌. بین دو …

در مورد شوهر

خانواده عموش نشستن برا چندمین بار حرف ناموسی زدن اینم هر دفعه بدون ری اکشن و باهاشون خوب برخورد کرده این دفعه حرفای بدتر ولی بهش نگفتم اینم خودشو زده ب اون راه …ولی بهش نگفتم چیا گفتن چون میدونم میخا باز بگه من میخامشون و اینا منم بریدم خسته شدم دوتا دختر دارم مدام بی عصابی میکنم گناه دارن