چرا نمیتونم با مردی آشنا بشم؟

سلام من بیست و هفت سالمه و مجردم. خانواده معمولی دارم یعنی پولدار نیستیم. خودم ارایشگرم و بیشتر وقتم تو سالنم و با مشتری سر و کله میزنم. چند تا دوست پسر داشتم اما هر کدومشون یا بهم خیانت کردن یا بعد چند وقت بی دلیل غیب شدن. همه همکارام تو رابطه های خوبی ان یا ازدواج کردن اما من با هر کسی آشنا میشم یکدفعه غیب میشه یا حتی زورش میاد منو یک رستوران یا کافه ببره. خب تو ذوق آدم میخوره با این اخلاق ها!
من دلم میخواد حداقل تا قبل سی سالگیم با یک مردی اشنا بشم یا یک رابطه خوب رو تجربه کنم. مشکل از چیه؟ احساس میکنم مرد ها رو نمیتونم جذب کنم اصلا کجا میتونم یک رابطه خوب پیدا کنم
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
بیشتر اوقات در سالن هستید مشغول کار چگونه می‌توانید مردها را جذب کنید،اصلا مردی رو باید جذب کنید؟؟؟ الان بیشتر قشر پسران آن امتیازهای یک دوستی سالم را ندارند ایراد و اشکال از شما نیست،برای خود ارزش قائل شوید آنقدری آگاه هستید ه شخصیت‌ها را تا حدودی بشناسید که آیا اون فرد مناسب شما در یک رابطه هست یا خیر
کمی برای خودتان وقت بگذارید و در اجتماع رفت و آمد داشته باشید قطعاً در یک سالن کار کنید و تمام وقتتان در آنجا باشد ارتباطی رخ نخواهد داد

تجربه های یاری دهنده

یلدا
19 جولای 2026

من همیشه توی جمع های دوستانه احساس می کردم که همه به هم نزدیک ترن و من تنها هستم. همیشه از اینکه کسی به من توجه زیادی نشه، ناراحت بودم. چند مدتی پیش به یک میهمانی دعوت شدم و تا جایی که می توانستم تلاش کردم با دخترها شروع به صحبت کنم، اما وقتی یه پسری سمت من اومد، متوجه شدم نمی تونم باهاش ارتباط برقرار کنم. حس می کردم که ممکنه به من بی توجهی کنه، و قبل از اینکه حتی صحبت کنیم، دست وپام شل شده بود. خیلی از دوستهام همیشه می گن بچه ها از اعتماد به نفس کم خوششون نمیاد و من این رو حس می کنم. به همین خاطر هر بار که فرصتی برای آشنایی پیش میاد، خودم رو عقب می کشم. الان دارم فکر می کنم که آیا من واقعاً شایسته یک رابطه خوب هستم یا نه؟ دلم می خواد قبل از اینکه خیلی دیر بشه، یه رابطه ای داشته باشم، اما به نظرم همش توی سرم میاد که ممکنه دوباره نتیجه مشابهی بگیرم.

عصبی واسترس

من فوق العاده بخاطر اتفاقات بدی که تو زندگیم افتاده عصبی هستم و نمیتوانم خودم کنترل کنم واین باعث شده همش بچه ام بزنم یاد داد بزنم سرش

مشکلی درباره ی فرزندانم

سلام وقتتون بخیر…سه فرزند دارم ۱ پسر و ۲ دختر…پسرم از ایران رفته و با تلاش پشتکار خودش بود..کمکی نتوانستم به او بکنم چون برشکستگی مالی داشتم..دخترانم برعکس برادرشان بسیار پر توقع هستند.. زنم نیز به دفاع از آنهاست…این دختران ماهانه ۴۰ ۵۰ تومن پول از من میگیرند…دانشگاه نرفتندو حتی شغلو حرفه ای یاد ندارند …هر روزی هم شکایت میکنم از بابت این راه و روش زندگی بی ادبی نیست …

جنگ

چرا خانواده ام براشون مهم نیست من از جنگ میترسم؟ به خانواده ام میگم بریم شمال زندگی کنیم اما قبول نمیکنند😭من به قدری از جنگ میتزسم که چند ماهه از خونه بیرون نرفتم

میخوام مهاجرت کنم اما با دلتنگی برای خانواده ام چه کنم

بعد از جنگ دوازده روزه من و شوهرم که تازه ازدواج کردیم تصمیم گرفتیم مهاجرت کنیم. زبان خوندیم و کارهای ویزای تحصیلی رو انجام دادیم. حالا که هر لحظه ممکنه رفتنی بشیم من دچار تردید شدم. من خیلی به خانواده ام وابسته ام. نمیدونم بدون اونها دووم میارم یا نه‌. الان در تصمیم ام دچار تردید شدم و حتی شهامت ندارم بگم تا حدی از تصمیم ام پشیمونم‌. بین دو …