من مقصرم؟

مشکل اینجاست که من هرسری به هر دلیلی از شوهرم ناراحت شدم اون خودش هم قهر کرد و هیچ ری اکشنی نشون نداد

اینسری درباره اینکه چرا وقتی پریودم از پیشم میری و وقتی نیستم پیشم میمونی و خوشو بش میکنی ناراحت شدم

اونم میگه تو اخلاقای خیلی بدی داری وخسته‌م کردی

به نظرتون مشکل از منه؟ یا از ایشون؟

الان اون میگه تو نمیخوای من برم پیش خانواده‌م بد ذاتی،در حالی که من فقط چون دقیقا موعد پریودمه ناراحت شدم که چرا میخوای بری

4ساله عقدیم،من 21 و اون 27 سالشه
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
درود ،،،من رواندرمانگرم،،،،قاضی نیستم،،،
نسل جدید در دوره pms تحمل کمتری دارند،،هرچی میشه میگن ما پریودیم،،دست توی دماغت نکن من ناراحت میشم چون پریودم،،،اینجوری نگاه نکن من پریودم،،خونه مادرت نرو من پریودم
اااااااای باباااااااااااا
شماها فقط پریود هستید ما نبودیم،،،والا ما هر روز مون پریود بود کار میکردیم تازه توی اون دوران هزارتا هم حرف می‌شنیدیم جیکمون در نمیومد که بگیم پریودیم!! خودمون هم نمی‌دونستیم پریودیم چه برسه اطرافیان ،،،تازه خجالتم می‌کشیدیم نمیگفتیم،،،پرچم دهه ۶۰ ها بالا🏁🚩🚩🚩🚩🏳️🏳️🏳️🚩🚩
این از شماها در اومده ،،،یع کم قوی باشید،،اجازه بده همسرت باهات راحت باشه، باهات راحت حرف بزنه،،توی پربودت ور دلت بشینه که چی،،،،بزار بره خوووو،،،تو هم استراحت کن

تجربه های یاری دهنده

هنوز تجربه‌ای ثبت نشده است.

عصبی واسترس

من فوق العاده بخاطر اتفاقات بدی که تو زندگیم افتاده عصبی هستم و نمیتوانم خودم کنترل کنم واین باعث شده همش بچه ام بزنم یاد داد بزنم سرش

مشکلی درباره ی فرزندانم

سلام وقتتون بخیر…سه فرزند دارم ۱ پسر و ۲ دختر…پسرم از ایران رفته و با تلاش پشتکار خودش بود..کمکی نتوانستم به او بکنم چون برشکستگی مالی داشتم..دخترانم برعکس برادرشان بسیار پر توقع هستند.. زنم نیز به دفاع از آنهاست…این دختران ماهانه ۴۰ ۵۰ تومن پول از من میگیرند…دانشگاه نرفتندو حتی شغلو حرفه ای یاد ندارند …هر روزی هم شکایت میکنم از بابت این راه و روش زندگی بی ادبی نیست …

جنگ

چرا خانواده ام براشون مهم نیست من از جنگ میترسم؟ به خانواده ام میگم بریم شمال زندگی کنیم اما قبول نمیکنند😭من به قدری از جنگ میتزسم که چند ماهه از خونه بیرون نرفتم

میخوام مهاجرت کنم اما با دلتنگی برای خانواده ام چه کنم

بعد از جنگ دوازده روزه من و شوهرم که تازه ازدواج کردیم تصمیم گرفتیم مهاجرت کنیم. زبان خوندیم و کارهای ویزای تحصیلی رو انجام دادیم. حالا که هر لحظه ممکنه رفتنی بشیم من دچار تردید شدم. من خیلی به خانواده ام وابسته ام. نمیدونم بدون اونها دووم میارم یا نه‌. الان در تصمیم ام دچار تردید شدم و حتی شهامت ندارم بگم تا حدی از تصمیم ام پشیمونم‌. بین دو …