چرا پدرم همیشه از بقیه تعریف می کنه؟

سلام خسته نباشید ببخشید ی سوال داشتم ازتون من ۱۹ سالمه و خانوادم رو واقعا دوست دارم ولی ی مشکلی که همیشه با پدرم داشتم این بوده اون همیشه تو موارد مختلف شروع به تعریف کردن از همسن هام میکنه,اینکه اونا به کجاها رسیدن چقد مهارت دارن حتی با مادرم هم همینطوره کلا علاقع داره که همش تعریف دیگران رو بکنه حتی اگه مثلا طرف مقابل شخصیت جالبی نداشته باشه بازم کلی بزرگش میکنه و جالب تر اینکه خودشون آدم تحصیلکرده ای هستن و حتی دکتری روانشناسی دارن

فک کنم ی عادت شده باشه براش جدیدا این رفتارش خیلی آزارم میده

جدیدا هم اینطور شده ک ی مشکل کوچیک از ما پیدا میکنه و یکیو مثال میزنه ک این ویژگی رو نداره
مرجان مجرب
روانشناس،زوج درمانگر
این یه ریشه تاریخی داره ،،،پسر عباس آقا رو دیدی چقدر احترام باباشو داره(حالا پسر عباس آقا یه میمون بی قواره و زشته که ادب هم ندارن)
دختر زری خانم خواهر ممد که بقالی داره رو ببین سنگین و رنگین سربزیر میاد و می‌ره (حالا دختر زری خانمو بالای بیست بار دیدی از ماشین پسرا پیاده میشه)
خودتو دوست داشته باش و باور کن
تو از هر آدمی بهتری،,,,مهم خودت باشه نه پدری ما آگاه که بچه های مردمو بیشتر از بچه خودش میشناسه

تجربه های یاری دهنده

هنوز تجربه‌ای ثبت نشده است.

عصبی واسترس

من فوق العاده بخاطر اتفاقات بدی که تو زندگیم افتاده عصبی هستم و نمیتوانم خودم کنترل کنم واین باعث شده همش بچه ام بزنم یاد داد بزنم سرش

مشکلی درباره ی فرزندانم

سلام وقتتون بخیر…سه فرزند دارم ۱ پسر و ۲ دختر…پسرم از ایران رفته و با تلاش پشتکار خودش بود..کمکی نتوانستم به او بکنم چون برشکستگی مالی داشتم..دخترانم برعکس برادرشان بسیار پر توقع هستند.. زنم نیز به دفاع از آنهاست…این دختران ماهانه ۴۰ ۵۰ تومن پول از من میگیرند…دانشگاه نرفتندو حتی شغلو حرفه ای یاد ندارند …هر روزی هم شکایت میکنم از بابت این راه و روش زندگی بی ادبی نیست …

جنگ

چرا خانواده ام براشون مهم نیست من از جنگ میترسم؟ به خانواده ام میگم بریم شمال زندگی کنیم اما قبول نمیکنند😭من به قدری از جنگ میتزسم که چند ماهه از خونه بیرون نرفتم

میخوام مهاجرت کنم اما با دلتنگی برای خانواده ام چه کنم

بعد از جنگ دوازده روزه من و شوهرم که تازه ازدواج کردیم تصمیم گرفتیم مهاجرت کنیم. زبان خوندیم و کارهای ویزای تحصیلی رو انجام دادیم. حالا که هر لحظه ممکنه رفتنی بشیم من دچار تردید شدم. من خیلی به خانواده ام وابسته ام. نمیدونم بدون اونها دووم میارم یا نه‌. الان در تصمیم ام دچار تردید شدم و حتی شهامت ندارم بگم تا حدی از تصمیم ام پشیمونم‌. بین دو …