پرسش روانشناسی خود را رایگان و با نام مستعار مطرح کنید یا میان سؤال‌های واقعی کاربران جستجو کنید.
پاسخ‌های تخصصی با نام و مشخصات روانشناس منتشر می‌شوند و تجربه کاربران نیز به‌صورت جداگانه نمایش داده می‌شود.

نام، شماره تماس و اطلاعات هویتی شما برای کاربران و پاسخ‌دهندگان نمایش داده نمی‌شود؛ بااین‌حال متن پرسش به‌صورت عمومی منتشر می‌شود.
برای حفظ حریم خصوصی، نام واقعی، شماره تماس، آدرس، ایمیل یا اطلاعات قابل‌شناسایی خود و دیگران را در متن سؤال ننویسید.

پرسش های مشابه را پیدا کن 👇

پسرده ساله

پسرده ساله ای دارم که تاچندوقت پیش بسیارسربه زیروحرف گوش کن بودالان چندوقته خیلی کارای پنهونی وخطرناک انجام میده به شدت نگرانم دوسه بارمتوجه شدم سیگارکشیده کلافه شدم نمیدونم چیکارکنم

ذهن درگیر

سلام وقتتون بخیر من زن ۳۲ ساله هستم و متاهلم چندین ساله دچار افکار وسواسی هستم و وسواس عملی هم دارم رفته رفته شدید تر میشم امکان اینم نداشتم دکتر برم گاهی از خودم خیلی خسته میشم بعضی وقتها حس میکنم همه چی کثیف شده و داره به همه جا سرایت میکنه و باعث میشه من عملا دست به شست و شوی خیلی چیز ها بزنم میشه راهنماییم کنین من …

دروغ

من همسرم ادم بد بین و یه چیزیو بزرگ میکنه و دروغ میگه درسته خیلی مهربونه فقط وقتی حرفو بزرگ میکنه من خیلی وقتا میفهمم ولی نمیدونم چه برخوردی کنم

مشاور

شما مشاور خوب توی رشت می‌شناسین من کسی رو سراغ ندارم

اختلاف فرهنگی

ببینید چیزایی ک منو ناراحت میکنه از نظرم همسرم اونقدر مهم نیستن ما تو دوتا فرهنگ متفاوت بزرگ شدیم ولی من فرهنگی ک توش بزرگ شدمو زیاد دوس ندارم پدر مادر من یخورده عقاید قدیمی دارن خیلی وقتا سعی میکنم از عقایدشون فاصله بگیرم و خیلی وقتا ازین میترسم ک این عقایدی ک خانوادم دارن باعث شه مشکل ب وجود بیاد همسرمم همینو میگ ولی خانواده همسرم نه اینطور نیستن …

زوج درمانگر

سلام منو همسرم تازه ۸ ماهی میشه ازدواج کردیم و تو دوران عقدم قبلا ۷ ماه باهاش دوست بودم، اما چون دختر حساسی ام شوهرم همش میگه تو حساسی، زودرنجی، اصلا نمیشه باهات حرف زد، همش بهم میگه مشکل ار منه، میگه اعتماد بنفس ندارم منو زیاد دوس نداره، اما من عاشق شوهرمم خیلی زیاد نمیدونم چیکار کنم اونم عاشقم باشع🥺

راهنمایی میخوام

من چندوقتیه باهمسرم زیاد داریم بحث میکنیم و هیچ کدوم به نتيجه نمیرسه چون دیگه راجع بهش وقت نمیکنیم صحبت کنیم حس میکنم این تبدیل به خشم پنهان شده درم و از این وضعیت اصلا خوشم نمیاد دلم میخواد مثل قبلا باشیم میخوام بایکی صحبت کنم که بتونم راهکار بگیرم ازش

اختلافات

از که وقتی زایمان کردم رابطه ام با همسرم خیلی سرد شده بخاطر اختلافاتی که خونواده اش به وجود آوردن خواهر شوهرم بچه رو خیلی فشار میداد و اذیت میکرد من چند بار بهش گفتم فلانی اذیت نکن ناراحت شد فوری رفت به همسرم گفت دیگه به بچه اتون دست نمیزنم همسرم بهم گفت به خواهرش چیزی نگم منم قبول کردم و گفتم باشه از اون موقعه خواهرشوهرم کینه کرد …