پرسش روانشناسی خود را رایگان و با نام مستعار مطرح کنید یا میان سؤال‌های واقعی کاربران جستجو کنید.
پاسخ‌های تخصصی با نام و مشخصات روانشناس منتشر می‌شوند و تجربه کاربران نیز به‌صورت جداگانه نمایش داده می‌شود.

نام، شماره تماس و اطلاعات هویتی شما برای کاربران و پاسخ‌دهندگان نمایش داده نمی‌شود؛ بااین‌حال متن پرسش به‌صورت عمومی منتشر می‌شود.
برای حفظ حریم خصوصی، نام واقعی، شماره تماس، آدرس، ایمیل یا اطلاعات قابل‌شناسایی خود و دیگران را در متن سؤال ننویسید.

پرسش های مشابه را پیدا کن 👇

خانواده

خانوادم اذیتم میکنن با حرفاشون روح و روان منو بهم زدن دست بزن دارن

مواد مخدر

رفتار درس با طرفمون چجوری باشع بردیمش کمپ اومد بیرون چکار کنیم ک اعصبی نشه

دوری

شوهر من فک میکنه که من به یکی از مردای فامیل حس دارم در صورتی اینطور نیست ولی الان بخاطر همین موضوع بینمون جدایی افتاده و هی توهین میکنه و نمیذاره باهاش حرف بزنم و میگه باید از این به بعد مثل ژه هم خونه باهم باشیم

مشاوره خانواده

من خودم معلم هستم،حقوق دارم،همسرم هم یک کار گر ساده است،و بیماری پرکاری تیرویید داره و مشکل بیماری قلبی داره،مشکل من اینه اصلا سر کار نمی ره،من خودم دارم خرج خونه را می دهم،اون دنبال زیر خاکی و این برنامه هاست،چند ساله فقط رویاهایش اینه،میگه من یک شبه همه را درست می کنم،من چه برخوردی با این داشته باشم که یک کار سبک پیدا کنه بره سر کار،ما یک دختر …

مشاور یا تراپیستی می شناسید که یک جلسه مشاوره ی رایگان بهم بده؟

من نوجوان هستم و وسع مالی چندانی ندارم، در عین حال فشار مشکلات زندگی و خانواده واقعا برام زیاده و غیرقابل تحمل شده. اگر مشاور یا تراپیستی رو می شناسید که بتونه جلسه ی مشاوره رایگان متنی برام تنظیم کنه یا حداقل اجازه بده ماه دیگه هزینه ی مشاوره رو براشون واریز کنم، می شناختید لطف بزرگی می کنید معرفی کنید بهم🙏🏻

اختلافات با همسر

از وقتی زایمان کردم رابطه ام با همسرم خیلی سرد شده بخاطر اختلافاتی که خونواده اش به وجود آوردن خواهر شوهرم بچه رو خیلی فشار میداد و اذیت میکرد من چند بار بهش گفتم فلانی اذیت نکن ناراحت شد فوری رفت به همسرم گفت دیگه به بچه اتون دست نمیزنم همسرم بهم گفت به خواهرش چیزی نگم منم قبول کردم و گفتم باشه از اون موقعه خواهرشوهرم کینه کرد تا …

عشق

میخام به عشقم یام بدم ولی اون دوستم نداره

پشیمانی از ازدواج

سلام من دختری ۲۰ ساله هستم یک سال هس نامزدم از اول خیلی خواستم این ازدواج بهم بخوره ولی ازدواج بهم بخوره ولی نشد اونم خسته شده منم موندم بین دو راهی الانم عروسی نزدیکه استرس دارم نکنه این حس تا آخر عمر باهام باشه من اون حس دوست داشتنی که اون به من داره من بهش ندارم انگار به زور باهاشم خیلی سعی میکنم باهاش خوب باشم ولی فقط …