پرسش روانشناسی خود را رایگان و با نام مستعار مطرح کنید یا میان سؤال‌های واقعی کاربران جستجو کنید.
پاسخ‌های تخصصی با نام و مشخصات روانشناس منتشر می‌شوند و تجربه کاربران نیز به‌صورت جداگانه نمایش داده می‌شود.

نام، شماره تماس و اطلاعات هویتی شما برای کاربران و پاسخ‌دهندگان نمایش داده نمی‌شود؛ بااین‌حال متن پرسش به‌صورت عمومی منتشر می‌شود.
برای حفظ حریم خصوصی، نام واقعی، شماره تماس، آدرس، ایمیل یا اطلاعات قابل‌شناسایی خود و دیگران را در متن سؤال ننویسید.

پرسش های مشابه را پیدا کن 👇

مشکل دوران نامزدی برای من که یک زن شاغلم

سلام وقتتون بخیر من تازه دو ماهه نامزد کردم نامزدم مهندس ناظر نقشه برداری تایم خیلی زیادی سرکاره من خودمم توی یه شرکت دانش بنیان کار میکنم و دانشجوی دکتری هستم ما تقریبا سه سال باهم دوست بودیم توی این سه سال همیشه باهم تعامل داشتیم برای هم وقت میذاشتیم و همه رابطمون بر اساس چارچوب بود حتی باهم تراپی هم میرفتیم. اون زمان من خودم آدم بیخیال تری بودم …

تنگی نفسی وسط خوابم

سلام. من چند سال پیش یوهو تو خواب تنگ نفس شدم از ترس خفگی بیدار شدم. نمیتونستم آب دهنمو قورت بدم. نفسمم تکمیل نمیشد. هر آزمایشی هم که دادم مشکلی ندارم. همش تو شکمم احساس سنگینی میکنم. هر دکتری رفتم میگن از لحاظ جسمی مشکل نداری. ممنون میشم راهنمایی کنید

احساس تنهایی دارم

من با حس تنهایی و نیاز های عاطفی و روحی و جن… در ۳۱ سالگی چطور کناربیام؟؟؟؟ مجردم و پارتنری ندارم

اعتیاد به الکل

سلام میشه کمکم کنید شوهرم از پانزده سالگی مشر وب میخوره موقع ازدواج من نمیدونستم..الان هم ۳۸ سالشه ۱۱ سال از ازدواجمون میگذره.. دو ساله بخاطر رفیق ناجورش بکوب داره میخوره هر شب مسته یه جوری انگار عادت کرده دیگه.. گاهی وقتها که خیلی میخوره بشدتتتتت عصبی و پرخاشگر میشه منو میزنه فحش میده تو مسافرت ها موقع رانندگی میخوره با همه دعوا داره بارها با پلیس تماس گرفتم گزارش …

زود ازدواج کردن

سلام خسته مباشید مرسی که همیشه جواب میدین و وقت میذارین💗🙏 من تو سن ۱۴ سالگی عقد کردم و یه سال قبلش نامزد بودم و تو سن ۱۵ ازدواج کردم.کلا منطقه ما زود ازدواج میکنن شوهرمو دوست دارم خیلی و اینکه اونم بهم تعهد و وفاداری کامل داره از اینش مطمئنم.ولی مشکلم اینه که تو پوششم و اینکه بخام با دوستام که یکی خالم هستش یک سال ازم بررگتره نمیذاره …

بین اعتماد و تردیدم

چند ماه پیش پدرم رو از دست دادیم. ما دو تا فرزندیم و من فرزند بزرگ خانواده هستم. از بعد از فوت پدرم، هیچ مردی از خانواده‌مون—نه دایی، نه عمو و نه هیچ‌کس دیگه—حامی ما نبود. مادرم تمام کارهای زندگی رو خودش به دوش کشید؛ از کارهای اداری گرفته تا مسائل مالی و بقیه مسئولیت‌ها. با اینکه وضعیت مالی‌مون متوسطه، اما فشار مالی و مخصوصاً فشار عاطفی زیادی رو تحمل …

مشکلات اعصاب گرفتن بعد زایمان. بخاطر اسلامشهر

سلام بنده زمان زایمان به دلیل بیخیالی دکترم و مسائل مالی مجبور شدم در اسلامشهر زایمان کنم ولی من موقتا ساکن اینجا هستم… بعد زایمان وقتی همسرم شناسنامه بچه رو آورد من تا دو روز گریه کردم که چرا محل تولد اسلامشهر خورده من فکر میکردم مینویسه تهران شهرستان اسلامشهر ولی زده اسلامشهر مرکزیولی صادره از تهران از اون وقت تا الان که 6 ماه گذشته احساس گناه میکنم میگم …

چطور تماس خانواده شوهر رو بی اهمیت کنم؟

سلام میشه لطفا بهم بگین چیکار کنیم نسبت به تماس خانواده شوهرم به شوهرم بی تفاوت باشم؟ اصلا برام اهمیت نداشته باشه. کل زندگیم شده از سرکار میاد چک‌کنم تماساشو. دارم آسیب میبینم.میشه چند تا حرف و جمله در راستای قانع کردن بهم بگین. من چون مادر بزرگ بدی داشتم که همیشه پدرمو بر علیه مادرم پر میکرد این حس بهم دست میده تماسها در غیاب من در راستای پر …