پرسش روانشناسی خود را رایگان و با نام مستعار مطرح کنید یا میان سؤال‌های واقعی کاربران جستجو کنید.
پاسخ‌های تخصصی با نام و مشخصات روانشناس منتشر می‌شوند و تجربه کاربران نیز به‌صورت جداگانه نمایش داده می‌شود.

نام، شماره تماس و اطلاعات هویتی شما برای کاربران و پاسخ‌دهندگان نمایش داده نمی‌شود؛ بااین‌حال متن پرسش به‌صورت عمومی منتشر می‌شود.
برای حفظ حریم خصوصی، نام واقعی، شماره تماس، آدرس، ایمیل یا اطلاعات قابل‌شناسایی خود و دیگران را در متن سؤال ننویسید.

پرسش های مشابه را پیدا کن 👇

به همسرم خیانت کردم

خیلی سال پیش دوست دختر داشتم همسرم چندتاپیام توگوشیم دید خیلی کنجاو شده بود که من بهش خیانت میکنم خیلی بی توجه بود نصبت به من احساس زنانگی بهم نمیداد بیرون دنبالش میگشتم حالا بعداز ده سال شایدهم بیشتر بهش خیانت نکردم بهش گفتم من سالها پیش بهت خیانت کردم اول خوشحال که باصداقت بهش گفتم دوم خیلی هم عذاب میکشه خودم هم همینطور چکار کنم

اعتماد به نفس

وقتی توی جمعی نشستم خیلی کم حرف میزنم دوست ندارم ساکت بمونم حرف نمیاد توی ذهنم اعتماد ب نفسم حس میکنم از دست دادم حرفی ندارم تو جمع بگم چیزی نمیاد ذهنم

قهر ۱۷ روزه

شوهرم رفته ساعت ۱۲ شب برگشته خونه و هیچ اطلاعی هم بهم نداده بود منم چون قبلا هی پیگیر میشدم کجایی ایندفعه نپرسیدم و رفتم خوابیدم اونم ۱۲ شب برگشته و جاخوابشو جدا کرده و ۱۷ روزه که قهریم از سر لجبازی و غرور مزخرفش حرفی هم نمیزنه منم کاری بهش ندارم اما کلافه شدم نمیدونم باهاش چیکار کنم اگه سراغش نرم اینقدر لجبازه که تا آخر عمرشم ادامه میده …

کمک

سلام من ۲۱ سالمه مذکر مجرد و درونگرا و ترس از ناشناخته ها دارم من از کودکی تا الان دختری توی زندگیم نبوده که زنانگی رو ازش یاد بگیرم نه همسایه نه دوست نه خواهر و همیشه به خودم میگفتم دانشگاه حداقل مکان خوبی برای یادگیری هستش که معلمی قبول شدم و دانشگاه دختر نداره من از به اشتراک گذاشتن عکس های باسن خودم برای بقیه ی پسر ها لذت …

بی خوابی

من18سالمه و شیش سال با کسی در ارتباط بودم که رابطه جدی بود و حتی خانواده ها قرار خاستگاری رو هم گذاشتع بودن تا اینکه جدا شدیم من ب شدت ب این ادم وابستع بودم و بدونه شب بخیر و فکر کردن ب ایندمون اصلا خوابم نمیبرد حتی شبایی ک بحثمون میشد و چون شب بخیر بهم نمیگفت اصلا تا صب نمیتونستم بخوابم ما الان15روزع تموم کردیم و من اصلا …

بی خوابی

سلام من18سالمع و6سال با کسی تو رابطع بودم من از اونجایی که خیلی براین شخص وابسته بودم بدون شب بخیرش و فکر کردن باایندع مون اصلااااا خوابم نمیبرد در حدی که شبایی که بحث میکردیم و شب بخیر نمیگفت من تا صب اصلا نمیتونستم بخوابم الان ما16روزع تموم کردیم و من شبا حتی یک دقیقع هم نمیتونم بخوابم. اواخر بیرون هم نمی‌خواستم برم اصلا دوست نداشتم تااینکه ب خودم گفتم …

فوبیا و اظطراب

من خونمون مارمولک بود چند تا الان همه راه های ورود رو بستیم ولی شاید هنوزم از قبل تو خونه باشن میترسم برم خونه میترسم در کمد یا کابینت باز کنم یا حتی برم سرویس ببینمشون

پانیک

اظطراب و استرس و پانیک