پرسش روانشناسی خود را رایگان و با نام مستعار مطرح کنید یا میان سؤال‌های واقعی کاربران جستجو کنید.
پاسخ‌های تخصصی با نام و مشخصات روانشناس منتشر می‌شوند و تجربه کاربران نیز به‌صورت جداگانه نمایش داده می‌شود.

نام، شماره تماس و اطلاعات هویتی شما برای کاربران و پاسخ‌دهندگان نمایش داده نمی‌شود؛ بااین‌حال متن پرسش به‌صورت عمومی منتشر می‌شود.
برای حفظ حریم خصوصی، نام واقعی، شماره تماس، آدرس، ایمیل یا اطلاعات قابل‌شناسایی خود و دیگران را در متن سؤال ننویسید.

پرسش های مشابه را پیدا کن 👇

اجازه نمیده

شوهرم اجازه نمیده بیرون برم مثلا هفته ای یبار اجازه دارم برم خونه مامانم چیکار کنم فقط به بهونه نون میرم یبار نونوایی و میام

خستم

خستم…!

خیانت

سلام.من ۳۸ سالمه ده سال ازدواج کردیم . یه شش ماهی میشه که همسرم داره خیانت می‌کنه بهش میگم میگه تو اشتباه میکنی در صورتی که صد در صد مطمئنم .هر موقع هم در موردش صحبت میکنم بی نهایت عصبانی میشه حالا به نظرتون چیکار کنم که زندگیم حفظ بشه و دیگه خیانت نکنه

به همسرم خیانت کردم

خیلی سال پیش همسرم چندتاپیام دید توگوشیم از همان سال نسبت بهم شکاک شد همیشه میگفت توباخیلیها هستی اصلا بهم ازاول زندگی توجه نمیکرد البته خیلی دلسوز وخانه دار بود با حقوقم به خانه ماشین زندگی خوب رسیدیم اما مجبورشدم بهش بگم قبلا رابط داشتم حالا میگه بایدتاسه ماه ثابت کنی که عوض شدی رابط جنسی هم تعطیل چکار کنم

ارتباط پدر فرزندی

چجوری پدرم رو از زندگیم دور کنم؟ همیشه دوست داره رو همه چیز کنترل داشته باشه حتی ب پارتنرمم گفته ازدواج کردی باید نزدیک من باشی من با تو کار ندارم با دخترم کار دارم ب من مگه ک ب پارتنرم بگم کارشو ول کنه بیاد با اون شراکتی ی کاری و شروع کنه من خودم اصلا دوسندارم چپن ودرم ی ادم بی اخلاقه واقعا دیگ نمدونم باسد چیکار کنم …

اختلاف

همسرم خیلی تحت تاثیر مادرشه، به حرف من گوش نمیکنه هرکاری مادرش بگه سریع گوش میکنه حتی کمک مالیم بهش میکنه منم هروقت چیزی میگم دعوا میشه خسته شدم دیگه

به همسرم خیانت کردم

پس چرا جواب نمیدی

به همسرم خیانت کردم

خیلی سال پیش دوست دختر داشتم همسرم چندتاپیام توگوشیم دید خیلی کنجاو شده بود که من بهش خیانت میکنم خیلی بی توجه بود نصبت به من احساس زنانگی بهم نمیداد بیرون دنبالش میگشتم حالا بعداز ده سال شایدهم بیشتر بهش خیانت نکردم بهش گفتم من سالها پیش بهت خیانت کردم اول خوشحال که باصداقت بهش گفتم دوم خیلی هم عذاب میکشه خودم هم همینطور چکار کنم